فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

4 - قرآن و امام، هدایت واحد

بر مبنای وحدت جهت گیری در هدایت انسان، و هماهنگی جوانب گوناگون تعالیم اسلامی، می نگریم که اسلام، امر هدایت انسان را منوط به پیروی از دو نهاد یگانه(359) قرار داده است. امور تربیتی و فرد سازی، و امور سیاسی و اجتماع سازی، همه و همه، در ارتباط با این دو نهاد است، دو نهادی که یگانگی تام و پیوستگی تمام دارند: قرآن و امام. قرآن کتاب خداست، و امام حجت خدا و مفسر کتاب خدا. قرآن و امام، دو روی یک سکه اند، سکه هدایت و نجات. قرآن، امام صامت است، و امام، قرآن ناطق. چنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، در حدیث مشهور ثقلین، بر همین امر تاکید کرده است، و دو نهاد یگانه قرآن و امام را، به نام میراث هدایت و شاخص خط نجات و سعادت، در میان امت باقی گذاشته است، و سفارش اکید فرموده است تا مردم از این هر دو، باهم، پیروی نمایند، نه اینکه یکی را بگیرد و دیگری را رها کنند.(360) پیامبر، در حدیث ثقلین - که در گذشته آورده است - بصراحت فرموده است:
من، در میان شما امت، دو وزنه گران دو نهاد اساسی می گذارم و می گذرم. تا هنگامی که به آن هر دو باهم چنگ در زنید، هرگز گمراه نخواهید شد. این دو نهاد، هیچگاه از هم جدا نخواهند گشت، تا در رستاخیز، لب حوض کوثر، به نزد من باز آیند.
و چه تغییری زیبا، برای هموارگی این یگانگی: لن یفترقا حتی یردا علی الحوض. - این دو، هرگز و هرگز، از هم جدا نخواهند گشت، تا در لب حوض کوثر - در روز رستاخیز - مزد من باز آید.(361) این است هدایت واحد، و جهت گیری واحد، در هدایت اسلامی و حرکت قرآنی.
و این چگونگی، ژرفترین و حکیمانه ترین نوع راهنمایی و هدایت است، زیرا هم قانون است، و هم ضامن اجرای قانون.

5 - غیبت امام، مشکل اساسی تربیت و سیاست

با توجه به اساس هدایت اسلامی، که فعلیت یافتن و تداوم پذیرفتن آن - در مصداق صحیح خود - به نشر تربیت و سیاست اسلامی است با هم، و این دو، به وجود و حضور قرآن و امام در جامعه بستگی دارد، کار در عصر غیبت چگونه خواهد بود؟
خداوند حکیم مهربان، برای کمک به انسان، به او نعمت عقل داد. و برای هدایت او، پیامبران را فرستاد. پیامبران یکی پس از دیگری آمدند، تا دور نبوت به پایان رسید. پیامبر اکرم ما، خاتم انبیا، به رسالت مبعوث گشت. و کاملترین ادیان، به وسیله بزرگترین پیامبران، حضرت محمد مصطفی علیه السلام، بر بشریت عرضه گردید. چون حیات این جهانی پیامبر، جاویدان نبود، و او نیز مانند دیگران می بایستی در گذرد انک میت و انهم میتون، لازم بود تا برای بشر در طول تاریخ - بویژه نسلهایی که پس از پیامبر تا دامنه رستاخیز می آیند، و پیامبر را ندیده اند - چاره ای بجوید، و همچنین برای حفظ اسلام عرضه شده به وسیله خود او، مرکزی پدید آورد. پیامبر این چاره را - به امر خدا - جست و این مرکز را پدید آورد. او میراث هدایت را در میان امت نهاد، و بصراحت معرفی کرد: قرآن و امام، آیین نامه و مجری - چنانکه یاد شد.
اکنون مشکل این است که در عصر غیبت، که یکی از این دو نهاد، که مبین و ضامن اجرای نهاد دیگر است، در دسترس مردم نیست، کار چگونه است، و تکلیف چیست؟

6 - تکلیف در عصر غیبت

در 10 فصل گذشته این کتاب، درباره غیبت امام نت و مسائل غیبت بحث کردیم. از آغاز این فصل نیز به تفسیر هدایت پرداختیم، و دیدیم که هدایت، اجرای تربیت است و سیاست، به تعبیر دیگر: عملی شدن احکام قرآن است به تبیین امام معصوم و حاکمیت و نظارت او. در اینجاست که با پرسشی بسیار مهم و بنیادی روبرو می شویم، پرسشی که باید به آن پاسخ دهیم، پاسخی قابل قبول، و مطابق با دین و خرد، و مناسب با بشریت و تاریخ.
قرآن، تعلیمنامه هدایت انسان است، و آیین نامه تربیت و سیاست. و امام، مربی افراد است و مدیر اجتماع. و هدف، از حرکت دینی، تأمین سعادت انسان است. معلوم است که این هدف، تنها و تنها، با حضور تربیت دینی در افراد، و حضور سیاست دینی در اجتماع، تحقق خواهد یافت. همچنین معلوم است که بقای دین در آینده، منوط است به فعالیت داشتن آن در حال حاضر.
بر این اساس، این سوال پیش می آید که آیا در عصر غیبت کار چگونه است و تکلیف چیست؟ آیا تحقق یافتن دین به چه صورت است؟ آیا بقای آن چگونه است؟ آیا هدف عظیم اسلام چگونه تحقق خواهد پذیرفت؟ کتاب تربیت و سیاست، یعنی: قرآن، برجاست، اما شارح کتاب و معلم تربیت. مجری سیاست، یعنی: امام غایب است. پس تکلیف چیست؟