فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

ز - چگونگی ارتباط میان پیری و مرگ

همواره چنین به نظر می آید، که میان پیری و مرگ، ارتباطی حتمی و قطعی وجود دارد، به طوری که به محض رسیدن عمر به مراحل بالا، باید صد - در صد، مرگ فرا برسد. این تصور، به دلیل وضع جاری و عرف و عادت است. در زندگانیهای معتاد بشری چنین است که پیری (در حد متعارف، از 80 - 90 سال تا 120) همواره با مرگ است، لیکن این وضع معتاد، نمی تواند دلیل کلیت آن باشد. میان کلیت و عمومیت فرق است. کلیت آن است که حتی یک مورد استثناء نداشته باشد. و ما دیدیم که در گذشته و حال، میان پیری متعارف و مرگ، رابطه ای کلی نبوده است، بلکه در مواردی استثناء پیش آمده است، پیری منجر به مرگ نگشته است، بلکه انسان سالخورده کهن، سالهای سال دیگر نیز، زندگی کرده است. و این موارد، متعدد هم بوده است. همچنین میان طول عمر و پیری نیز، رابطه ای چندان قطعی و کلی وجود ندارد، رابطه ای که بی استثناء باشد.
در تحقیقات جدید نیز، به این مسائل اشاره شده است و چنانکه در یکی از منابع اطلاعاتی می خوانیم:
لزومی ندارد که پیر شدن را، در همه موارد یک سیر طبیعی تلقی کرد. به - دنبال سالیان دراز تحقیقات ژرف و گسترده، انجمن انژیولوژی آلمان فدرال، گزارش امید بخشی بدین گونه منتشر کرد، که اکنون می توان با اقدام بهنگام، از پیر شدن مغز جلوگیری کرد.
نیز در همان منابع آمده است:
دکتر مورتون، استاد روانپزشکی دانشگاه شیکاگو، در یک کنفرانس اعلام داشت که مرگ انسان ها مدت ها قبل از حادث شدن آن، در بدن انسان جایگزین می شود، اما این موضوع هیچگونه ارتباطی به سن اشخاص ندارد.
در اینجا خوب است اشاره کنم به بحث عمیق و زیبای عالم و متفکر اسلامی شهید، آیت الله، سید محمد باقر صدر، درباره مسائل مربوط به مهدی علیه السلام، در رساله بحث حول المهدی.(343)
وی در این رساله، از جمله، مباحثی درباره طول عمر مطرح می کند، و این موضوع را، از نظر منطقی - فلسفی و از نظر علمی، و از نظر عملی، مورد گفتگو قرار می دهد، و آشکار می کند که امکان طول عمر، علاوه بر نظر گاه فلسفی، از نظرگاه علمی نیز قابل قبول است. وی در همین جا اشاره می کند به دو نظریه سببیت، و اقتران، و عدم رابطه ضروری میان پدیده ها - بنابر نظریات علم جدید - و امکان هر گونه استثنا و تخلف، در قوانین علمی و استقرائی.
عالم و متفکر شهید، سپس، در خلال همین بحث ها، به مسئله ای ژرف و لطیف نیز اشاره می کند، می گوید:
نمی دانم، آیا این - بواقع - یک تصادف است که دو تن، فقط دو تن، در تاریخ بپاخیزند، و عالم بشریت را، از محتوای فاسد خود خالی کنند، و سپس آن را از نوع بسازند؟ و این هر دو، عمری دراز داشته باشند، بسیار درازتر از عمرهای متعارف! یک نقش خود را، در گذشته تاریخ ایفا کند، یعنی:نوح پیغمبر، که قرآن کریم، بصراحت، می فرماید که 950 سال در میان قوم خود زیست. و پس از طوفان، جهان بشریت را از نو بنا کرد. و دیگری، نقش خود را، در آینده تاریخ ایفا نمایند، یعنی: مهدی، که تا کنون بیش از 1000 سال، در میان قوم خود زیسته است تم و او نیز به هنگام ظهور خود، جهان بشریت را از نوع بنا خواهد کرد.
ما که طبق فرموده قرآن کریم نوح را با 1000 سال عمر می پذیریم، چگونه مهدی را نپذیریم؟!

ح - اسرار تغذیه

واقع این است که علل مرگ و اسرار پیری، مرموزتر از آن است که بتوان درباره همه عوامل و مقتضیات، و همه موارد و مصداقهای آن، اطلاعی جزمی حاصل کرد. آنچه ما می دانیم برخی از علل - یا شبه علل - مرگ است، همانگونه که علل حیات نیز هنوز ناشناخته است.
یکی از امور مهم، در مقابله پیری و مرگ، تغذیه است. تغذیه دارای چگونگیها و انواعی است. استفاده از انوار خورشید و کواکب به طرق خاص - در امر سلامت جسم، و توانایی آن برای بقاء، تاثیرهای عظیم دارد. بجز اشعه خورشید، اشعه دیگری نیز به ما می رسد. دانستن چگونگی از انوار خورشید و کواکب - و بویژه استفاده از انوار الکوکب به طرق خاص - در امر سلامت جسم، و توانایی آن برای بقاء، تاثیرهایی عظیم دارد. بجزء اشعه خورشید، اشعه دیگری نیز به ما می رسد. دانستن چگونگی استفاده از انوار و اشعه، در کار استوار ساختن نیروهای بدنی و سالم نگاهداری آنها، امری مهم و رازی عظیم است. مسئله دیگر، مسئله ادویه و ترکیبات آنهاست، چه گیاهی، و چه حیوانی، و چه کانی. در برخی از کانیها و کیفیت پروردن آنها فوایدی مهم نهفته است. گاه ممکن است دراز عمری، مستند به رازها و چیزها و خوراکها و آبهای موجود در طبیعت باشد. البته اگر کسی علم آن را داشته باشد.
بشر، در گذشته، مسافتها را با زحمت و مشقت بسیار، و در مدت های دراز می پیمود. امروز که توانسته است نیروهایی را در مخلوقات خدا، و در عالم طبیعی، بشناسد و به کار گیرد، مسافتهای عظیم را، در زمانی بسیار اندک، با راحتی و آسایش، طی می کند...اگر صد سال پیش می گفتند، وسیله ای تواند بود که علاوه بر هجم سنگین خود، 500 - 600انسان را، و بارها و وسائل آنان را، حمل کند، و با پرواز در هوا، سیر از روی کوهها و هامونها و دریاها، در مدتی کوتاه، از این سوی کره خاک به آن سوی کره خاک ببرد، و هیچ اتصالی به زمین نداشته باشد، چه کسی به سادگی باور می کرد؟ اگر صد سال پیش، بلکه پنجاه سال پیش، از رادیو، تلویزیون، سفر به ماه و دیگر کرات، عکسبرداری از ته دریا، عکسبرداری از کرات، گفتگو با انسان پیاده شده در ماه از زمین، راهنمایی خودرو در ماه از زمین، راهنمایی خودرو در ماه از زمین، و امثال این امور، سخن گفته می شد، مردمان چه عکس العملی نشان می دادند. و امروز، این مسائل، برای مردم ما عادی است، و شگفتی بر نمی انگیزد.
ما باید از این اتفاقات و اکتشافات، تجربه بیاموزیم، و بر سعه دید و درک خود بیفزاییم، و وسعت نیروهای جهان و اسرار زمان را بپذیریم. انسان خردمند، هیچگاه اسرار نامحدود جهان را، محدود به آزمایشها و اطلاعات فعلی، و وسایل کنونی نمی کند، و خود را از شناخت وسیع جهان وسیع، محروم نمی سازد. در مطلبی که سپس از استاد خود نقل می کنم، اشاره شده است به اهمیت نور در کار تغذیه و حفظ قوت و سلامت مزاج. وقتی همین مطلب را، با یکی از پزشکان در میان گذاشتم، او بر اهمیت این مطلب تاکید کرد، و با اظهار تعجب گفت، چگونه عالمی روحانی، و دور از محیط آموزشی، به نور و اهمیت آن در امر تغذیه و تاثیر آن در مزاج و بدن، توجه کرده است، و به این مطلب پی برده است؟ آری، آن پزشک تعجب کرد. و جه بسیار مطالب و حقایق مسلم بود که آن عالم روحانی دور از محیط آزمایشگاه می دانست(344) و صدها دانشمند تجربی و آزمایشگاهی از دانستن و پی بردن به آن حقایق و مطالب محروم بودند، و محروم هستند. این محرومیت به دلیل همان محدود اندیشی، و غروری است که در برخی پدید می آید، و سبب می شود تا هر دری را بر روی خود ببندند، و در چهار چوبه دانستنیهای بسیار محدود خویش محبوس گردند. البته باید یاد کرد که بسیاری از فرزانگان این علوم، به محدودیت و نارساییهای علوم تجربی و آزمایشگاهی بصراحت اعتراف کرده اند.(345) این محدودیت در خود این علوم نیز، و کشفهایی که پیوسته مسائل تازه ای مطرح می سازد، و داده های گذشته را مخدوش می کند، و مجهولات دیگری در پی می آورد، بخوبی نمایان است.

2- بیان دیگری درباره امکان دراز عمری

برای امکان دراز عمری، بیان دیگری در خور تقریر است، که اینک از آموزگار بزرگ معارف حقه، متاله اخیر خراسان، حضرت شیخ مجتبی قزوینی خراسانی، نقل می کنیم: وی می گوید:
مطابق قواعد فلسفه و حکمت، هر طبیعتی که در عالم موجود شود، و قابل زیاده و نقض باشد، به مقتضای اینکه طبیعت، کمال اقصای خود را طالب است، باید فرد کامل از آن، موجود گردد. برای قاعده، مسائل فلسفی چندی پیریزی شده، که از آن جمله است وجود فرد کامل در بشر، که از چنین فردی به نبی یا حکیم تعبیر شده است. مطابق این قانون مبرهن فلسفی، مزاج و استعداد عمر و زندگی، در بشر مراتبی دارد. و زندگی هزار سال یا دو هزار سال، یقیناً اقصی مراتب امکان زندگی نیست، بلکه بیش از اینها هم امکان دارد.
قطع نظر از این قانون، طول عمر بعضی، خلافت طبیعت نیست، زیرا واضح است که زندگانی هر فرد بستگی دارد به صحت قوای مزاجی او، هر مقدار مزاج صحیح و قوی تر باشد، مقتضی بقا بیشتر خواهد بود. و تولید مزاج قوی در انسان و صحت آن به واسطه موجوداتی از قبیل نور، آب، هوا، خاک، اغذیه، ادویه و غیره اینهاست، و بقا و صلاح مزاج، در هر آنی، محتاج به بدل ما یتحلل، و حفظ اعتدال است. پس چه مانعی دارد اگر کسی در قوای روحی و علمی چنان قوی باشد که به کیفیت تولید مزاج صحیح و قوی، و حفظ آن، و خصوصیات نافع و مضر مزاج، و بدل مایتحلل، علم داشته باشد، که بتواند مزاج خود را به حد اعتدال نگه دارد و به زندگانی خود بیشتر ادامه دهد. و امروز نیاز بسیاری از دانشمندان برای حصول این مقصود، در سعی و کوشش می باشند.(346)