فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

ج - قوانین طبیعی و انواع آن

قانونهایی که در طبیعت وجود دارد، به طور کلی دو نوع است:
1- قوانین عام و ظاهر
2- قوانین خاص و مخفی
بخش نخست، قانونهایی است که در همه، یا بیشتر افراد دسته یا صنفی که قانون در آن یافت می شود، جاری است، و با مطالعه و آزمایشهایی - نه چندان دشوار و وسیع و طولانی - کشف می شود.
بخش دوم، قانون هایی است که در بعضی افراد، در بعضی شرایط، یافت می شود. برای قوانین نوع دوم، به نمونه های بسیاری می توان دست یافت، در علوم طبیعی، در روانشناسی، در ستاره شناسی، در شیمی، و...و در اختلافات گوناگونی که حتی در افراد انسان - که از یک جنسند - وجود دارد، در مثال: اختلاف در قوه بینایی، اختلاف در قوه شنوایی، اختلاف در نیروی حافظه، اختلاف در جای قلب، ریه، کبد، طحال، و جز آنها. این امور همه ثابت می کند که ممکن است، در طبیعت، بر خلاف آنچه متعارف است و در موارد بسیار دیده شده است، چیزهایی به وقوع برسد، و برای قوانین متعارف، استثناهایی پیدا بشود.

د- در تجربه تاریخی

واقعیت دیگری که در شناخت مسئله طول عمر، و امکان آن، باید مورد نظر باشد، تجربه تاریخ طولانی بشریت است، در ادوار و اعصار. اگر مسئله دراز عمری در تاریخ زندگی بشر اتفاق افتاده باشد - اگر چه در مواردی نه چندان بسیار - تکرار یافتن موارد، یا مورد مشابه آن، امری خواهد بود طبیعی و معقول و قابل تحقق و قبول. فلاسفه می گویند:
بهترین دلیل برای امکان چیزی واقع شدن آن چیز است.
نیازمند توضیح نیست که امکان وقوعی، ناظر به وقوع نوعی، است، نه وقوع شخصی، و دلیل است بر صحت امکان امثال و موارد دیگر.
همچنین روشن است که نقل تاریخی، به ویژه نقل متواتر، و نقل مشهور، سبب یقین و باور می گردد. ما به استناد نقل تاریخی قبول می کنیم که قرن ها پیش، در سرزمین میهن عزیز ما، حکیم یا وخشوری به نام زردشت پدید آمده است، یا خاندانهایی به نام اشکانی، و ساسانی، وجود داشته اند. حتی انتساب آثاری را که به آنان منسوب است، از طریق نقل تاریخی باور می کنیم، با اینکه خود، نه آنان را دیده ایم، و نه پدید آمدن آن آثار را به دست خود آنان، یا کارگران و کارگزاران ایشان، مشاهده کرده ایم. ما اینها همه را از راه نقل تاریخی پذیرفته ایم. معلومات بشر، درباره گذشته، از همین طریق است.(319)
نقل تاریخی، یکی از راههای حصول علم و یقین، و یکی از مهمترین منابع اطلاعات بشر است. حتی درباره کسانی مانند سعدی و حافظ، که تا این اندازه مورد یقینند، آیا ما بجز از راه نقل به وجود آنان علم پیدا کرده ایم؟ آیا ما خود دیده ایم که سعدی و حافظی در جهان باشند، و زندگی کنند، و این اشعار را بسرایند و خود بر اوراقی بنویسند؟
پس، نقل تاریخی، یکی از مهم ترین منابع علم و اطلاع، حتی اطلاعات یقینی انسانها، در همه عصرها و دورانهاست. و ما می بینیم که منابع نقل، و کتب تاریخ، کسان بسیاری از معمرین را نام برده اند، و شرح نسب و احوال زندگی و فرزندان و حوادث حیات آنان را ثبت کرده اند،(320) کسانی که عمرهایی بسیار دراز داشته اند. و از جمله درمیان پیامبران. چنانکه قرآن کریم نیز، عمر طولانی حضرت نوح علیه السلام، را، بصراحت، ذکر فرموده است. پس مسئله امکان عمر طولانی، و تحقق یافتن آن، مواردی متعدد، امری است که از نظر وقوع خارجی، و تحقق عینی، نیز مصداقهایی دارد، و از نظر نقل تاریخی، مسلم است و قطعی.

ه- معمرین

معمرین (و معمرون)، جمع معمر است، بر وزن مکرر یعنی: دراز زی، انسان دراز عمر، دراز زندگانی، کسی که عمر دراز کرده است. این کلمه، در کتابهای تاریخ و سیره و انساب، اصطلاح شده است.(321) و این به دلیل داشتن مصادیق بسیار است.
آری، در مآخذ تاریخی و منابع معتبر نقل و استناد، کسان بسیاری معرفی گشته اند، که عمرهایی بس طولانی داشته اند، و روزگارانی دراز زیسته اند، و بهارها و پاییزهایی بسیار دیده اند. اینگونه کسان با عنوان معمرین مشهور گشته اند.
مورخان و پژوهشیانی که در صدد جمع آوری توارخ و اخبار و احوال مردمان بوده اند، و از سر گذشت انسانهای پیشین - و بویژه از قبایل و انساب، در محیط عربی - آگاهیهای فراوان گرد آورده اند، نمونه هایی بسیار از معمرین و دراز زیان برشمرده اند. مورخان این کسان را چ شناسانده اند، و نام و نشان، نسب و قبیله، سالهای عمر، مکان زیست، شماره فرزندان، سفرها، برخوردها و ملاقاتهای آنان، همه را ضبط کرده اند، و حتی کلمات و سخنان و وصایا (پندها و سفارشها و وصیتها)یی از ایشان نقل کرده اند.
اینک شماری از مورخان مورد اعتبار، که در کتابهای خویش برخی از معمری را یاد کرده اند:
1 - عبدالله ابن قتیبه(322) درکتاب المعارف.
2 - احمد بن یحیی بلاذری(323) ٍ انساب الاشراف.
3 - مححمد بن جریر طبری(324) ٍ تاریخ الامم والملوک.
4 - علی بن حسین مسعودی(325) ٍ مروج الذهب.
5 - ابوعبدالله حمزه اصفهانی(326) ٍ تاریخ سنی ملوک الارض
6 - شیخ صدوق(327) ٍ اکمال الدین.
7 - شیخ طوسی(328) ٍ الغیبة.
8 - ابوالفرج ابن جوزی(329) ٍ المنتظم فی تاریخ الملوک
9 - عز الدین ابن اثیر(330) ٍ الکامل فی التاریخ.
10 - عماد الدین ابوالفداء دمشقی(331) ٍ مختصر تاریخ البشر.
همچنین برخی از مورخان، به نوشتن کتابهایی ویژه احوال معمرین دست یازیده اند، مانند:
1 - هشام بن محمد بن سائب کلبی(332) نویسنده کتاب المعمرین.(333)
2 - ابوحتام سهل بن محمد سجستانی(334) ٍ المعمرون و الوصایا.(335)
عالمان و نویسندگان عصرهای اخیر و معاصر نیز، با استناد به منابع پیشینیان، به ذکر معمر ین پرداخته اند، مانند:
1 - علامه مجلسی(336) در بحار الانوار (ج 51).
2 - سید اسماعیل عقیلی طبرسی(337) ٍ کفایة الموحدین (ج 3).
3 - سید محسن امین عاملی(338) ٍ البرهان علی وجود صاحب الزمان.
از نویسندگان معاصر اخیر نیز گروهی، در کتابهای خویش به یاد کرد معمر ین مبادرت ورزیده اند، از جمله، نویسنده فاضل عراقی، علی محمد علی ذخیل، در کتاب پر ماده الامام المهدی.(339)
در کتاب اخیر، 223 تن، از معمرین - بر اساس مآخذ تاریخ و منابع نقل و استناد - شناسانده شده اند، و ذکر نام و نشان و سالهای عمر و شمار فرزندان و خصوصیات دیگر آنان آمده است.(340)
و خود توجه داریم که این شمار، بر پایه مآخذ عربی است، و تا آنجایی است که اطلاع حاصل شده است، و مربوط است به بخشی از بشریت، که همان مناطق سکونت عرب است، یعنی جاهایی که تواریخ را بیشتر ضبط می کرده اند، و به علم انساب و روابط نژادی و قبیله ای توجهی مخصوص داشته اند. پس اگر این پژوهش و آمارگیری و ثبت، در دیگر مناطق سکونت انسان، جریان می یافت - چه آنجاها که تواریخی داشته اند(341)، و چه مناطق بسیاری که تواریخ گذشته های دور آنان در دست نیست - شمار معمر ین به تعدادی بسیار بیش از آنچه هست می رسید.
البته عمر بشر - بطور معتاد و متعارف - اندازه ای دارد معین، و نوسانی محدود. لیکن آنچه از طرح مسئله معمرین مقصود است، این است که نشان داده شود که مقدار عمر دو جریان دارد:
1 - جریان معمولی و متعارف، که در اغلب افراد انسان وجود داشته است، و وجود دارد.
2 - جریان نادر الوقوع و غیر معمولی و استثنایی، که در پاره ای از افراد انسان وجود داشته است، و وجود دارد. پس دراز عمری، دارای یک قاعده قطعی و ضابطه کلی نیست، و مواردی از آن، قابل نفی نیست.