فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

ب - در قوانین طبیعی

قوانین و نوامیس طبیعت نیز، بطلان طول عمر زیاد را به ثبوت نمی رساند.
اصولاً حکمهایی که راجع به قوانین طبیعت داده می شود، اغلب، منشا آنها استقرائهای ناقص است، و محدود است به حدود دید و درک و تجربه اشخاص، نه شامل همه واقعیات وسیع طبیعت، در همه موارد، علمای منطق می گویند: استقرای ناقص نمی تواند دلیل حکم کلی گردد. .(317) به عنوان مثال: اگر ما در محیط زندگی خود درختانی دیده ایم که تلقیح و باور شدن آنها، در اثر عوامل خارجی (از قبیل دخالت اشخاص) نبوده است، به صرف این، نمی توانیم بگوییم همه درختان جهان اینسان است. زیرا ما یک یک درختان همه جای جهان را ندیده ایم، واز چگونگیها و کیفیات همه آنها آگاه نیستیم.
ممکن است در میان آنچه ما ندیده ایم و تجربه نکرده ایم، درختانی باشد که عمل تلقیح در آنها نیاز به دخالت پرورشکاران و کشاورزان داشته باشد. پس هنگامی می توانیم درباره موضوعی، حکمی کلی بدهیم، که همه موارد آن را - موارد معمولی و موارد نادر و غر معمولی را - رسیدگی کرده باشیم و احکام همه را شناخته باشیم.
همچنین است قوانین زیست شناختی و معرفه الحیات. هنوز همه این قوانین و موارد شناخته نشده است، چه از جهت داخله علوم زیستی و زیست - شناختی، و جه از جهت ارتباط مسائل این علوم با علوم دیگر. چون در قلمرو علوم، مسائل ناشناخته بسیار است. و قوانین و کشفها و شناختهای علوم، در تکمیل و رد و اثبات مسائل یکدیگر نقش دارد. و چه بسا قانونها و حقایقی در فیزیک، در آسمان شناسی، در شناخت انوار جوی و آثار آنها، در زیست شناسی، و...کشف شود که همه(318)، در چگونگی حیات انسانی و مسائل زیست شناسی موثر باشد.
کشفهایی تازه، که نظریات گذشته را عوض کرده است، فراوان اتفاق افتاده است. حیات و زیست انسان، در روی زمین، هنوز قوانین مجهول بسیار دارد. و با وجود این قوانین ناشناخته، چگونه می توان درباره مسائل متفاوت زیست، در موارد کاملاً متفاوت، به احکامی کلی و تخلف ناپذیر معتقد گشت؟ و چیزی را صد در صد ممکن، و چیزی را صد در صد، محال دانست؟

ج - قوانین طبیعی و انواع آن

قانونهایی که در طبیعت وجود دارد، به طور کلی دو نوع است:
1- قوانین عام و ظاهر
2- قوانین خاص و مخفی
بخش نخست، قانونهایی است که در همه، یا بیشتر افراد دسته یا صنفی که قانون در آن یافت می شود، جاری است، و با مطالعه و آزمایشهایی - نه چندان دشوار و وسیع و طولانی - کشف می شود.
بخش دوم، قانون هایی است که در بعضی افراد، در بعضی شرایط، یافت می شود. برای قوانین نوع دوم، به نمونه های بسیاری می توان دست یافت، در علوم طبیعی، در روانشناسی، در ستاره شناسی، در شیمی، و...و در اختلافات گوناگونی که حتی در افراد انسان - که از یک جنسند - وجود دارد، در مثال: اختلاف در قوه بینایی، اختلاف در قوه شنوایی، اختلاف در نیروی حافظه، اختلاف در جای قلب، ریه، کبد، طحال، و جز آنها. این امور همه ثابت می کند که ممکن است، در طبیعت، بر خلاف آنچه متعارف است و در موارد بسیار دیده شده است، چیزهایی به وقوع برسد، و برای قوانین متعارف، استثناهایی پیدا بشود.

د- در تجربه تاریخی

واقعیت دیگری که در شناخت مسئله طول عمر، و امکان آن، باید مورد نظر باشد، تجربه تاریخ طولانی بشریت است، در ادوار و اعصار. اگر مسئله دراز عمری در تاریخ زندگی بشر اتفاق افتاده باشد - اگر چه در مواردی نه چندان بسیار - تکرار یافتن موارد، یا مورد مشابه آن، امری خواهد بود طبیعی و معقول و قابل تحقق و قبول. فلاسفه می گویند:
بهترین دلیل برای امکان چیزی واقع شدن آن چیز است.
نیازمند توضیح نیست که امکان وقوعی، ناظر به وقوع نوعی، است، نه وقوع شخصی، و دلیل است بر صحت امکان امثال و موارد دیگر.
همچنین روشن است که نقل تاریخی، به ویژه نقل متواتر، و نقل مشهور، سبب یقین و باور می گردد. ما به استناد نقل تاریخی قبول می کنیم که قرن ها پیش، در سرزمین میهن عزیز ما، حکیم یا وخشوری به نام زردشت پدید آمده است، یا خاندانهایی به نام اشکانی، و ساسانی، وجود داشته اند. حتی انتساب آثاری را که به آنان منسوب است، از طریق نقل تاریخی باور می کنیم، با اینکه خود، نه آنان را دیده ایم، و نه پدید آمدن آن آثار را به دست خود آنان، یا کارگران و کارگزاران ایشان، مشاهده کرده ایم. ما اینها همه را از راه نقل تاریخی پذیرفته ایم. معلومات بشر، درباره گذشته، از همین طریق است.(319)
نقل تاریخی، یکی از راههای حصول علم و یقین، و یکی از مهمترین منابع اطلاعات بشر است. حتی درباره کسانی مانند سعدی و حافظ، که تا این اندازه مورد یقینند، آیا ما بجز از راه نقل به وجود آنان علم پیدا کرده ایم؟ آیا ما خود دیده ایم که سعدی و حافظی در جهان باشند، و زندگی کنند، و این اشعار را بسرایند و خود بر اوراقی بنویسند؟
پس، نقل تاریخی، یکی از مهم ترین منابع علم و اطلاع، حتی اطلاعات یقینی انسانها، در همه عصرها و دورانهاست. و ما می بینیم که منابع نقل، و کتب تاریخ، کسان بسیاری از معمرین را نام برده اند، و شرح نسب و احوال زندگی و فرزندان و حوادث حیات آنان را ثبت کرده اند،(320) کسانی که عمرهایی بسیار دراز داشته اند. و از جمله درمیان پیامبران. چنانکه قرآن کریم نیز، عمر طولانی حضرت نوح علیه السلام، را، بصراحت، ذکر فرموده است. پس مسئله امکان عمر طولانی، و تحقق یافتن آن، مواردی متعدد، امری است که از نظر وقوع خارجی، و تحقق عینی، نیز مصداقهایی دارد، و از نظر نقل تاریخی، مسلم است و قطعی.