فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

1- نظرگاههای علوم تجربی

موضوع دیگری که باید، درباره مهدی موعود مورد پژوهش قرار گیرد، طول عمر است. شاید این مساله، برای برخی، نیاز به توضیح داشته باشد. پس بد نیست آن را از نظرگاههایی چند، مورد رسیدگی قرار دهیم.
در این مقام، می خواهیم ببینیم؛ آیا دلیل عقلی، یا برهان علمی، یا قانونی آزمایشی، و صد در صد کلی، وجود دارد که ثابت کند طول عمر، امری است محال، و غیر قابل وقوع، یا نه، چنین دلیلی، و چنین برهانی، و چنین قانونی وجود ندارد؟ همچنین ببینیم: آیا تجربه بشری - در طول تاریخ بزرگ انسان - چه حکم می کند؟ آیا طول عمر در هیچ مورد اتفاق نیفتاده است، یا اتفاق افتاده است؟
می خواهیم بدانیم: طول: عمر از نظر دلایل عقلی، از نظر قوانین زیست شناسی و بیولوژیکی، از نظر تجربه بشری و واقعیات تاریخی، از نظر چگونگی نوامیس و قوانین طبیعی، واز نظر متفکران بزرگ و دانشمندان علوم چگونه است؟
می خواهیم بدانیم: طول عمر، از نظر دلایل عقلی، از نظر قوانین زیست شناسی و بیولوژیکی، از نظر تجربه بشری و واقعیات تاریخی، از نظر چگونگی نوامیس و قوانین طبیعی، واز نظر متفکران بزرگ و دانشمندان علوم چگونه است؟
بدانیم درازی عمر، و وقوع آن، در همه شرایط و احوال، و نسبت به همه اشخاص، یک حکم کلی، و قانون تخلف ناپذیر و قاعده بی استثناء دارد، یا نه، چنین نیست؟ و پس از این همه، آیا رابطه طول عمر، با قدرت الهی چیست و چگونه است؟ اینها مسائلی است که در این فصل، به بیان آنها، می پردازیم.

الف - در زیست شناسی

زیست شناسان می گویند: عمر بشر اندازه و حد ثابتی ندارد. در طبیعت همه گونه عمر بوده است و ممکن است باشد. وایزمن، عالم آلمانی،می گوید:
مرگ لازمه قوانین طبیعی نیست. و در عام طبیعت، از عمر ابد گرفته تا عمر یک لحظه ای همه نوعش هست. آنچه طبیعی و فطری است، عمر جاودانی و ابدی است. بنابراین، افسانه عمر نهصد و شصت و نه ساله متوشلح (متوشالح)(313)، نه مردود عقل است و نه مردود علم. در همین دوره ما میزان طول عمر بالا رفته است، و دلیلی ندارد که از این بالاتر هم نرود، و یک روز نیاید که بشر به عمده نهصد ساله برسد.(314)
پس، به نظر متخصصین، طول عمر انسان به هر اندازه هم باشد، بر خلاف اصول علمی نیست، بلکه علم آن را تأیید می کند. تأیید طول عمر، از نظر علم جدید، تا جایی است که در این دوره اخیر، در صدد بر آمده اند تا حد و مرز را از زندگی انسان بر دارند، و با پیدا کردن راه سالم نگاهداشتن سلولهای بدن، بر طول عمر انسان، سالهایی مدید بیفزایند.(315) عده ای پا فراتر نهاده اند، و در راه تحصیل عمر جاودانی برای بشر (با پیدا کردن هورمون های(316) مخصوص و استعمال آنها در انسان) به کوشش افتاده اند، و حتی می توانند تا حدودی جوانی را به پیران فرتوت باز گردانند.

ب - در قوانین طبیعی

قوانین و نوامیس طبیعت نیز، بطلان طول عمر زیاد را به ثبوت نمی رساند.
اصولاً حکمهایی که راجع به قوانین طبیعت داده می شود، اغلب، منشا آنها استقرائهای ناقص است، و محدود است به حدود دید و درک و تجربه اشخاص، نه شامل همه واقعیات وسیع طبیعت، در همه موارد، علمای منطق می گویند: استقرای ناقص نمی تواند دلیل حکم کلی گردد. .(317) به عنوان مثال: اگر ما در محیط زندگی خود درختانی دیده ایم که تلقیح و باور شدن آنها، در اثر عوامل خارجی (از قبیل دخالت اشخاص) نبوده است، به صرف این، نمی توانیم بگوییم همه درختان جهان اینسان است. زیرا ما یک یک درختان همه جای جهان را ندیده ایم، واز چگونگیها و کیفیات همه آنها آگاه نیستیم.
ممکن است در میان آنچه ما ندیده ایم و تجربه نکرده ایم، درختانی باشد که عمل تلقیح در آنها نیاز به دخالت پرورشکاران و کشاورزان داشته باشد. پس هنگامی می توانیم درباره موضوعی، حکمی کلی بدهیم، که همه موارد آن را - موارد معمولی و موارد نادر و غر معمولی را - رسیدگی کرده باشیم و احکام همه را شناخته باشیم.
همچنین است قوانین زیست شناختی و معرفه الحیات. هنوز همه این قوانین و موارد شناخته نشده است، چه از جهت داخله علوم زیستی و زیست - شناختی، و جه از جهت ارتباط مسائل این علوم با علوم دیگر. چون در قلمرو علوم، مسائل ناشناخته بسیار است. و قوانین و کشفها و شناختهای علوم، در تکمیل و رد و اثبات مسائل یکدیگر نقش دارد. و چه بسا قانونها و حقایقی در فیزیک، در آسمان شناسی، در شناخت انوار جوی و آثار آنها، در زیست شناسی، و...کشف شود که همه(318)، در چگونگی حیات انسانی و مسائل زیست شناسی موثر باشد.
کشفهایی تازه، که نظریات گذشته را عوض کرده است، فراوان اتفاق افتاده است. حیات و زیست انسان، در روی زمین، هنوز قوانین مجهول بسیار دارد. و با وجود این قوانین ناشناخته، چگونه می توان درباره مسائل متفاوت زیست، در موارد کاملاً متفاوت، به احکامی کلی و تخلف ناپذیر معتقد گشت؟ و چیزی را صد در صد ممکن، و چیزی را صد در صد، محال دانست؟