فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

9 - آثار وجودی حجت در عصر غیبت

در بحث پیش، زمینه شناخت آثار حجت، در عصر غیبت بیان گشت، آنجا که گفتیم امام و حجت خدا را غیبت کلی نیست، آنچه هست غیبت جزئی است، و او، در اصل ایصال فیض وجود و اصول نعمتها، همواره حضور دارد. بنابراین قوانین و اصول، حجت، دایم الاستفاضه، و دایم الافاضه است. همواره فیض می گیرد، و همواره فیض می بخشد. جعل الاهی این است که اینگونه باشد. بدینسان می یابیم که عمده ترین فایده وجود حجت، آثار ولایت تکوینی اوست. حجت و ولی، از نظر ناموس تکوین، و قانون ایجاد، و پیوستهای درونی نظام حکیمانه آفرینش، باید باشد. زیرا مبنای عالم هستی - چنانکه در پیش نیز یاد شد - بر اسباب و وسایط است، و بر وجود فرد کامل در سببیت و وساطت، که خود واسطه الوسایط، و سبب الاسباب است. پس تربیت مردم، و اداره اجتماع، و نشر اسلام در همه جهان، و تشکیل حکومت حقه، یکی از چند و چندین اثر وجود حجت است، و در صورتی که به دلیل حکمتهای چند، عملی نگشت، و به تاخیر افتاد، و حجت از نظر عامه مردم غایب شد، دیگر آثار - که عمده است - بر وجود او مرتبت است. و بلکه آن آثار، مساوی با نفس وجود اوست. و احکام دو شی ء مساوی، مساوی است. ثبوت هر یک، عین ثبوت دیگر است: تا حجت هست، جهان است. چنانکه تا جهان هست، حجت هست.
خلاصه: رسیدن فیض پیاپی هستی، و تحقق مراحل اضافات اشراقیه، به وجود ولی بسته است، او چون آینه ای تابان، در برابر مطلع انوار بیکران ازلیت قرار می گیرد، و فروغ حیات بخش هستی را بر جان کاینات - هم در مرحله تحقق، و هم در مرحله تداوم - منعکس می سازد.
این است که آثار وجود حجت را، تنها نباید از جهت تربیت اجتماعات و حضور در جوامع و تشکیل حکومت الاهی، مورد توجه قرار دارد بلکه باید از نظر قانون تکوین و روابط ماهوی تسبیت و علیت نیز، به این واقعیت نگریست، و دید که حجت، در این رابطه، حضور علی دارد، و اگر نباشد، لساخت الارض باهلها(309) خواهد شد، نه زمینی بر جای خواهد ماند، و نه زمینیی بر روی آن جای خواهد گرفت. و به تعبیر متکلم معروف، شیخ عبدالجلیل قزوینی رازی:
امام روزگار، خاتم الابرار، مهدی بن الحسن العسکری - علیه و علی آبائه الصلاه والسلام -...که وجود عالم را حوالت به بقای اوست، و عقل و شرع، منتظر حضور و ظهور و لقای او...(310)
آنچه گفته شد، اشاره ای بود به آثار وجودی حجت غایب، در بعد وساطت تکوینی. اما در بعد وساطت تشریعی و امر هدایت و تربیت بشر، باید بگوییم که غیبت در این بعد بیقین آثار ناگوار دارد. محرومیت انسان از درک حضور مربی اکبر، و حجت بالغه، امری ساده نتواند بود. لیکن این پیشامد، که بر طبق علتها و حکمتهایی بوده است - چنانکه گذشت، و در فصل چهارم نیز اشاراتی خواهد آمد - موجب نگشته است تا آثار هدایت و تربیت بکلی از میان برود. غیبت کبرای امام غایب، در شرایطی به وقوع پیوسته است، که این امکانات در اختیار بوده است:
1 - کتاب خدا.
2 - سنت رسول ((صلی الله علیه و آله و سلم)).
3 - احادیث و کلمات و تعلیمات یازده امام.
4 - سیره عملی و روش زندگانی یازده امام، در طول 250 سال، در ابعاد گوناگون تعهد و تکلیف، و تربیت و اقدام، و حماسه و ایثار...
5 - دوره 70 ساله غیبت صغری، و مجموعه تعالیم و ارشاداتی که در این مدت، از سوی امام غایب، افاضه گشته، و به وسیله نایبان و سفیران امام، در اختیار امت قرار گرفته است - که در پیش اشاره کردیم.
6 - وجود جمعی از عالمان و بزرگان شیعه، که خود با واسطه های کم، دوره های تربیتی و تعلیمی ائمه طاهرین را دیده بودند.
و از فیلسوف بزرگ، ابو نصر فارابی، و برخی دیگر از بزرگان و فیلسوفان شنیدیم که گفتند، هنگامی که رئیس مدینه فاضله غایب بود باید به سنن و قوانین پیشینیان او عمل کرد. علمای بزرگ تشیع نیز همین سیره را عملی کرده اند. این است که با وجود این میراث هدایتی و تربیتی بزرگ، در ابعاد گوناگون مسائل زندگی و حیات، و با خط نیابت عامه، در عصر غیبت کبری، می نگریم که آثار وجودی حجت، در دوران غیبت نیز، بطور کامل منتفی و منقطع نیست.
پس، مثال خورشید ابر آلود که برای امام غایب آورده اند، بدرستی، صدق می کند: خورشید، چه آشکار باشد و چه در پس ابر، خورشید است، و همه آثار وجودی و فعالیتهای تاثیری او برقرار است. نهایت هنگامی که در پس ابر است، پرتو طلایی رنگ او، به چشمها نمی رسد، اما دیگر اثرها و تاثیرهای او در جریان است و مستدام.
استاد بزرگوار ما، شیخ مجتبی قزوینی خراسانی - که از نوادر روزگار بود، و از نیکبختان - فواید وجود امام بزرگ، مهدی موعود علیه السلام را، در حال غیبت، با بیانی آمیخته با آگاهی عینی یاد کرده است. خوب است در اینجا سخن او را بشنویم که، عندلیب آشفته تر می گوید این افسانه را:
امام، در حال غیبتی که در اثر عصیان خود مردم به وجود آمده است باز حجت است، و در صورتی که مردم با خلاص وی را بخواهند آشکار خواهد گشت، و در همان حال غیبت نیز:
1 - حوایج و مقاصد متوجهین و متوسلین را بر آورده می سازد.
2 - در مشکلات علم دین و پی بردن به معارف، جویندگان را امداد می کند.
3 - دعا و اراده اش در دگرگون ساختن نیات سرکشان و متنفذین اثر می گذارد.
4 - چون او ناظر کردارهاست، مردم معتقد، از گناه و خلافکاری چشم می پوشند، و راه صلاح و تقوی در پیش می گیرند.
5 - تربیت و ایصال نفوس مستعد، در سیر مدارج کمالات باطنی نیز به عهده اوست. او طالبان بصیر را مدد می کند، و از اینکه به دام هوسبازان و دینسازان و مدعیان و اقطاب دچار آیند، نگاه می دارد.(311)

10 - نظام تکوینی و سامان اجتماعی

یاد کردیم، که حضور تربیتی حجت، و حاکمیت او در میان اجتماعات، یکی از آثار وجودی اوست. باید بگوییم که دو جریان، به وجود حجت و خلیفه خدا، در زمین، بستگی دارد:
1 - سامان داشتن کاینات ارضی.
2 - سامان یافتن اجتماعات بشری.
جریان نخست، مربوط است به تداوم نظم و تکوین در جهان.
جریان دوم، مربوط است به سامان یافتن زندگی و حرکت انسان.
به تعبیر دیگر: جریان اول، مربوط است به و لایت تکوینی، و جریان دوم مربوط است به ولایت تشریعی. و اگر در زمانهای جریان دوم - که فرع است و موخر است، نسبت به جریان اول، و مهم است و عام، نه اهم و اعم - بطور کامل قابل اجرا و انفاذ نبود، جریان نخست، بر جای استوار خواهد بود. و جز این نتواند بود. بنابراین، غیبت، در مورد حضور کائناتی امام، هیچ مفهومی ندارد - چنانکه در بحث غیبت شأنیه یاد کردیم.
پس آنچه در مورد لزوم حجت و حتمیت وجود او در درجه نخست اهمیت قرار دارد، حضور اوست، در جهان، نه ظهور او در میان مردمان. و به اصطلاح علمای منطق: لزوم حجت، اعم است از غیبت و ظهور، نه اینکه مساوی است با ظهور.
اکنون، برای حسن ختام این فصل، و تأیید آنچه در این مقوله گفته شد، و هم تیمن را و تبرک را، استشهاد می جوییم به کلام امام اهل یقین، وصی اوصیا و مقتدای صدیقین، حضرت امیر المومنین علیه السلام :
اللهم بلی! لا تخلو الارض، من قائم لله بحجه، اما ظاهرا مشهورا، و اما خائفا مغمورا، لئلا تبطل حجج الله وبیناته...(312)
- بار خدایا! البته چنین است که زمین از حجت خدا تهی نخواهد ماند، چه او آشکار باشد و شناخته، و چه (بنا به علتها و حکمتها) نگران از ستمگران و - در پهناور گیتی و مجامع - نهان. اینچنین است (و حجت همواره هست)، تا تداوم حجتها و بینات الاهی از هم نگسلد...

فصل دهم: در علوم تجربی