فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

7 - قانون بزرگ تکوین و تداوم آن

در بحث پیش دیدیم که خداوند، فیض رسانی و فیض بخشی را بر قانون وساطت قرار داده است، و جهان و امور جهان را بر بنیاد قویم اسباب و مسببات مبتنی ساخته است. همچنین توجه کردیم که ولایت (وساطت در فیض گیری و فیض بخشی) یکی از عمده ترین قوانین سببیت است. این چگونگی، در مرتبه و مراتب بعد عام تر می شود، و وسایط و اسباب، به سلسله مراتب، فراوان می گردند، و همه در ارتباط با واسطه نخستین قرار دارند.
یکی از علتها و حکمتهای این قانون (ترتب اسباب و مسببات)، این است که بدینگونه فیض بیشتری اضافه می شود، زیرا وسایط و اسباب فیض نیز وجود می یابد، و از فیض وجود و دیگر فیضها بهره مند می شوند. بدینسان، تراکم عظیم مستفیضها و مفیضها (فیضگیران و فیض بخشان(304))، خود، قوانین محیر، و آمیختگی شگرف، و تنظیم ژرف، و شور گسترده، و رابطه عمیق، و غوغای بی نهایت، و پهنه های بیکران هستی را پدید می آورد.
جهان - چنانکه می بینیم و علوم همه گواه آن است - از دقیقترین تنظیمات برخوردار است. نظم و تنظیم، در تحقق خارجی، مساویند. طبیعت تنظم امور، در ارتباط با طول زمانی، مستلزم اجمال و تفصیل است. شب قدر، یکی از نهادهای بزرگ نظم و تدبیر امور است. شب قدر، مرحله اجمال است، و ظرف زمانی سال، مرحله تفصیل.(305) پس شب قدر و حضور مجری - در ارتباط با کاینات جهان ارض - جزء نظام کلی وجود است، و یکی از ارکان مهم تقدیر و حکمت و نظم. تقدیرات این جهان، بر طبق حکمت خلل ناپذیر، در این شب به صورت اجمالی و کلی تعیین می گردد، و سپس تفصیل آن، در طول سال، تحقق می یابد.
نفس ولی، و قلب او(306)، بزرگترین عامل رسیدن فیض است، به موجودات و مخلوقات. و همانگونه که ولی، واسطه فیض است، مگز تنظیمات فیضها و تقدیرها نیز هست. فیوضات و همه سرنوشتها و تقدیرها، در مرحله اجمال بر او عرضه می گردد، و در مرحله تفصیل، از طریق او و اراده او، تحقق می یابد. خداوند را ولی از ذل نیست(307)، اما ولی از عز هست. بدینگونه می نگرید که جریان شب قدر (با محتوای خود، و به عنوان فاصله یکساله تنظیم و تقدیر امور)، جریانی ساده نیست، بلکه ناموسی است همواره در تداوم، و قانونی است بی هیچ دگرگونی. و این امر از دو جهت، جزء نظام تکوین و تقدیر است:
1 - از جهت قانون وساطت در فیض.
2 - از جهت قانون اجمال و تفصیل، در تنظیم و تقدیر.

8 - غیبت شأنیه

با تامل در آنچه گذشت، و با توجه به شئون و تصرفات گوناگون امام در جهان، به این نتیجه می رسیم که غیبت حجت خدا، غیبت کلی نیست، بلکه این غیبت و عدم حضور، غیبت جزئی است، یعنی: غیبت و عدم حضور است در شأنی از شئون ولایت. و آن شان، معاشرت با مردم و هدایت مستقیم اجتماع بشری و تشکیل حکومت حقه است. امام در عصر غیبت، در همین یک شان از شئون ولایت و مقامات و تصرفات خویش، غایب است، و در دیگر شئون، حاضر است و نافذ و فعال. بلکه به تعبیر درستتر، غیبت، برای امام و خلیفه الله، در همه جهات و شئون، معنی ندارد، بلکه تصور ندارد، زیرا مثل این است که عقل، معلولهای فراوانی را، که همه مربوط به یک علتند، تصور کند و تحقق آنها را بنگرد بدون تحقق علت! و این امر، معقول و قابل قبول نیست. و همین حقیقت، یعنی: حضور عام حجت، در عین غیبت خاص، در یکی از زیارات آن امام بزرگ، به این عبارت ادا گشته است:
السلام علیک یا حجت الله، التی لا تخفی!
- درود بر تو ای حجت ناپنهان الاهی!
این ناپنهانی، در عین غیبت، اشاره به همان حضورهای دیگر امام است، در شئون ولایت. با توجه به بحث واسطه فیض که در فصل پیشین گذشته، هر کس، در وجود هر چیز، و از جمله در وجود خود، و حیات خود، و حرکات خود، آثار حضور وساطتی حجت را مشاهده می کند.(308) این یک واقعیت شناختی بزرگ است. و ما از این واقعیت شناختی، در ابواب معرفت، یعنی: اینکه غیبت فقط در یک جهت است و بس، به غیبت شأنیه تعبیر کردیم. امام در عصر غیبت، دارای غیبت شأنیه است، و حضرت شئونیه. او بجز یک شان در همه شئون دیگر خویش حاضر است، زیرا که این شئون و حضور، در ارتباط مستقیم است با بقا و امتداد تکون کاینات. و تا این تکون ادامه دارد، و جهان بر سر پاست، علت افاضی آن نیز هست، زیرا که معمولی بودن علت خود نخواهد بود. و آن علت،در علیت خود - که به اذن و فضل الاهی است - فعلیت و تمامیت دارد.

9 - آثار وجودی حجت در عصر غیبت

در بحث پیش، زمینه شناخت آثار حجت، در عصر غیبت بیان گشت، آنجا که گفتیم امام و حجت خدا را غیبت کلی نیست، آنچه هست غیبت جزئی است، و او، در اصل ایصال فیض وجود و اصول نعمتها، همواره حضور دارد. بنابراین قوانین و اصول، حجت، دایم الاستفاضه، و دایم الافاضه است. همواره فیض می گیرد، و همواره فیض می بخشد. جعل الاهی این است که اینگونه باشد. بدینسان می یابیم که عمده ترین فایده وجود حجت، آثار ولایت تکوینی اوست. حجت و ولی، از نظر ناموس تکوین، و قانون ایجاد، و پیوستهای درونی نظام حکیمانه آفرینش، باید باشد. زیرا مبنای عالم هستی - چنانکه در پیش نیز یاد شد - بر اسباب و وسایط است، و بر وجود فرد کامل در سببیت و وساطت، که خود واسطه الوسایط، و سبب الاسباب است. پس تربیت مردم، و اداره اجتماع، و نشر اسلام در همه جهان، و تشکیل حکومت حقه، یکی از چند و چندین اثر وجود حجت است، و در صورتی که به دلیل حکمتهای چند، عملی نگشت، و به تاخیر افتاد، و حجت از نظر عامه مردم غایب شد، دیگر آثار - که عمده است - بر وجود او مرتبت است. و بلکه آن آثار، مساوی با نفس وجود اوست. و احکام دو شی ء مساوی، مساوی است. ثبوت هر یک، عین ثبوت دیگر است: تا حجت هست، جهان است. چنانکه تا جهان هست، حجت هست.
خلاصه: رسیدن فیض پیاپی هستی، و تحقق مراحل اضافات اشراقیه، به وجود ولی بسته است، او چون آینه ای تابان، در برابر مطلع انوار بیکران ازلیت قرار می گیرد، و فروغ حیات بخش هستی را بر جان کاینات - هم در مرحله تحقق، و هم در مرحله تداوم - منعکس می سازد.
این است که آثار وجود حجت را، تنها نباید از جهت تربیت اجتماعات و حضور در جوامع و تشکیل حکومت الاهی، مورد توجه قرار دارد بلکه باید از نظر قانون تکوین و روابط ماهوی تسبیت و علیت نیز، به این واقعیت نگریست، و دید که حجت، در این رابطه، حضور علی دارد، و اگر نباشد، لساخت الارض باهلها(309) خواهد شد، نه زمینی بر جای خواهد ماند، و نه زمینیی بر روی آن جای خواهد گرفت. و به تعبیر متکلم معروف، شیخ عبدالجلیل قزوینی رازی:
امام روزگار، خاتم الابرار، مهدی بن الحسن العسکری - علیه و علی آبائه الصلاه والسلام -...که وجود عالم را حوالت به بقای اوست، و عقل و شرع، منتظر حضور و ظهور و لقای او...(310)
آنچه گفته شد، اشاره ای بود به آثار وجودی حجت غایب، در بعد وساطت تکوینی. اما در بعد وساطت تشریعی و امر هدایت و تربیت بشر، باید بگوییم که غیبت در این بعد بیقین آثار ناگوار دارد. محرومیت انسان از درک حضور مربی اکبر، و حجت بالغه، امری ساده نتواند بود. لیکن این پیشامد، که بر طبق علتها و حکمتهایی بوده است - چنانکه گذشت، و در فصل چهارم نیز اشاراتی خواهد آمد - موجب نگشته است تا آثار هدایت و تربیت بکلی از میان برود. غیبت کبرای امام غایب، در شرایطی به وقوع پیوسته است، که این امکانات در اختیار بوده است:
1 - کتاب خدا.
2 - سنت رسول ((صلی الله علیه و آله و سلم)).
3 - احادیث و کلمات و تعلیمات یازده امام.
4 - سیره عملی و روش زندگانی یازده امام، در طول 250 سال، در ابعاد گوناگون تعهد و تکلیف، و تربیت و اقدام، و حماسه و ایثار...
5 - دوره 70 ساله غیبت صغری، و مجموعه تعالیم و ارشاداتی که در این مدت، از سوی امام غایب، افاضه گشته، و به وسیله نایبان و سفیران امام، در اختیار امت قرار گرفته است - که در پیش اشاره کردیم.
6 - وجود جمعی از عالمان و بزرگان شیعه، که خود با واسطه های کم، دوره های تربیتی و تعلیمی ائمه طاهرین را دیده بودند.
و از فیلسوف بزرگ، ابو نصر فارابی، و برخی دیگر از بزرگان و فیلسوفان شنیدیم که گفتند، هنگامی که رئیس مدینه فاضله غایب بود باید به سنن و قوانین پیشینیان او عمل کرد. علمای بزرگ تشیع نیز همین سیره را عملی کرده اند. این است که با وجود این میراث هدایتی و تربیتی بزرگ، در ابعاد گوناگون مسائل زندگی و حیات، و با خط نیابت عامه، در عصر غیبت کبری، می نگریم که آثار وجودی حجت، در دوران غیبت نیز، بطور کامل منتفی و منقطع نیست.
پس، مثال خورشید ابر آلود که برای امام غایب آورده اند، بدرستی، صدق می کند: خورشید، چه آشکار باشد و چه در پس ابر، خورشید است، و همه آثار وجودی و فعالیتهای تاثیری او برقرار است. نهایت هنگامی که در پس ابر است، پرتو طلایی رنگ او، به چشمها نمی رسد، اما دیگر اثرها و تاثیرهای او در جریان است و مستدام.
استاد بزرگوار ما، شیخ مجتبی قزوینی خراسانی - که از نوادر روزگار بود، و از نیکبختان - فواید وجود امام بزرگ، مهدی موعود علیه السلام را، در حال غیبت، با بیانی آمیخته با آگاهی عینی یاد کرده است. خوب است در اینجا سخن او را بشنویم که، عندلیب آشفته تر می گوید این افسانه را:
امام، در حال غیبتی که در اثر عصیان خود مردم به وجود آمده است باز حجت است، و در صورتی که مردم با خلاص وی را بخواهند آشکار خواهد گشت، و در همان حال غیبت نیز:
1 - حوایج و مقاصد متوجهین و متوسلین را بر آورده می سازد.
2 - در مشکلات علم دین و پی بردن به معارف، جویندگان را امداد می کند.
3 - دعا و اراده اش در دگرگون ساختن نیات سرکشان و متنفذین اثر می گذارد.
4 - چون او ناظر کردارهاست، مردم معتقد، از گناه و خلافکاری چشم می پوشند، و راه صلاح و تقوی در پیش می گیرند.
5 - تربیت و ایصال نفوس مستعد، در سیر مدارج کمالات باطنی نیز به عهده اوست. او طالبان بصیر را مدد می کند، و از اینکه به دام هوسبازان و دینسازان و مدعیان و اقطاب دچار آیند، نگاه می دارد.(311)