فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

5 - ویژگیهای پیامبران، در مهدی

آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری
انسان، عصاره عصارات کائنات است. انبیا و اولیا، عصاره انسان و انسانیتند. و مهدی علیه السلام، عصاره انبیا و اولیاست. این است که میان او و پیامبران - بجز امر غیبت - شباهتهای دیگری نیز هست، و پاره ای از ویژگیهای پیامبران در مهدی علیه السلام متجلی است.
آری مهدی، ولی اعظم، و سر اکبر است. او ذخیره الاهی، و بقیه الله، و خلاصه تجلیات گذشته است. اگر ذخایر و امکانات پیامبران سلف، در نزد او باشد، اگر همه اسرار جهان پیش او مکشوف بود، اگر ودایع اولیا در خدمت او گرد آید، همه درست است و به جا. در احادیث خصوصیاتی از پیامبران یاد شده است، که در قائم آل محمد ((صلی الله علیه و آله و سلم))هست:
از حضرت آدم علیه السلام - طول عمر.
از حضرت نوح علیه السلام - طول عمر.
از حضرت ابراهیم علیه السلام - پنهان بودن ولادت و دوری از مردم.
از حضرت موسی علیه السلام - پنهان بودن ولادت و غیبت از قوم، هیبت و شکوهمندی.
از حضرت یوسف علیه السلام - زیبایی، جود، بودن در میان مردم و شناخته نشدن.(290)
از حضرت صالح علیه السلام - غیبت از قوم.
از حضرت داود علیه السلام - قضاوت کردن به حکم داودی.(291)
از حضرت سلیمان علیه السلام - جهانداری و حشمت سلیمانی.
از حضرت ایوب علیه السلام - برخورداری از فرج و گشایش پس از گرفتاری.(292)
از حضرت یونس علیه السلام - رجوع به میان مردم، پس از غیبت، در هیئت جوانان.
از حضرت عیسی علیه السلام - نورانیت، مورد اختلاف قرار گرفتن احوال شخصی.
از حضرت محمد صلی الله علیه - انقلاب خونین و خروج با شمشیر و در هم کوبیدن جباران.
همچنین دیگر علوم و اسرار انبیا و اولیا و بزرگان در نزد مهدی است: اسماء شیثی: و علوم هرمسی، و اذکار یونسی، و...
در صلوات منسوب به حکیم قدوسی، خواجه نصیر الدین طوسی، حضرت مهدی علیه السلام، با ویژگیهای پدران خویش نیز، توصیف شده است:
اللهم! صل و سلم، وزد و بارک، علی:
صاحب الدعوه النبویه،
والصوله الحیدریه،
والعصمه الفاطمیه،
والحلم الحسنیه،
والشجاعه الحسینیه،
والعباده السجادیه،
والمائر الباقریه،
والاثار الجعفریه،
والعلوم الکاظمیه،
والحجج الرضویه،
والجود التقویه،
والنقاوه النقویه،
والهیبه العسکریه،
والغیبه الالهیه،
القائم بالحق، والداعی الی الصدق المطلق، کلمه الله، و امان الله، و حجه الله، القائم تامر الله، المقسط لدین الله، الغالب لامر الله، والذاب عن حرم الله، امام السروالعلن، دافع الکرب و المحن، صاحب جود والمنن، الامام بالحق، ابی القاسم محمد بن الحسن، صاحب العصر و الزمان، و قاطع البرهان، و خلیفته الرحمان، و شریک القرآن، و مظهر الایمان، و سید النس والجان، صلوات الله وسلامه علیه و علیهم اجمعین.
الصلاه والسلام علیک، یا وصی الحسن، والخلف الصالح، یا امام زماننا، ایها القائم المنتظر المهدی، یابن رسول الله، یابن امیر المومنین، یا امام المسلمین! یا حجه الله علی خلقه! یا سیدنا و مولانا! انا توجهنا، و استشفعنا، و توسلنا بک الی الله، و قدمناک بین یدی حاجاتنا، فی الدنیا و الاخره، یا وجیها عند الله، اشفع لنا عند الله - عزوجل.
- بار خدایا! رحمتهای پیاپی فرست، و درودهای خجسته خویش ارزانی دار، بر امام بزرگواری که صاحب دعوت محمدی است، و صولت حیدری، و عصمت فاطمی، و حلم حسنی، و شجاعت حسینی، و عبادت سجادی، و مفاخر باقری، و آثار جعفری، و علوم کاظمی، و حجج رضوی، وجود تقوی، و نقاوت نقوی(293)، و هیبت عسکری، و غیبت الاهی.
آن قائم به حق، و درفش افراز صدق مطلق، کلمه خدایی، و امان الاهی، و حجت ربانی، بر پای دارنده امر خدای، و گسترنده آیین عدل خدای، و پیروز گرداننده حکم خدای، و پاسدارنده ناموس خدای، امام آشکارا و نهان، بر طرف سازنده گرفتاریها و اندهان، صاحب جود و بخشش و احسان، امام بر حق ابوالقاسم محمد بن الحسن، صاحب عصر و زمان، روشن کننده حق و برهان، خلیفه خدای رحمان، عدل و انباز قرآن، آشکار ساز مظاهر ایمان، و مهتر آدمیان و پریان. رحمتها و درودهای خدایی بر او باد و بر همه نیاکان پاک او.
درود و رحمت و سلام و تحیت بر تو باد! ای وصی حسن عسکری، و ای جانشین شایسته شایستگان، ای امام زمان، ای مهدی قائم منتظران، ای زاده ختم رسولان، ای فرزند امیر المومنان، ای امام مسلمانان، ای حجت خدا در میان مردمان، ای سرور ما، ای مولای ما! ما به آبروی تو، حاجت دو جهان خویش طلبیدیم. ای سر افراز در نزد خدا، و ای آبرومند بارگاه کبریا، حاجات ما را، از خدای عزیز جلیل، تو طلب کن، و برآورد آنها را تو بخواه.
تعبیرات عمیق و زیبای حکیم بزرگ، خواجه نصیر الدین طوسی، در توسل و ثنای امام غایب، حضرت حجت ابن الحسن المهدی علیه السلام، عبارت لطیف علامه حاج میرزا حسین نوری را به یاد می آورد، عبارت لطیف و پرمغزی، که وی در دیباچه کتاب جنه الماوی(294) در مقام اظهار ادب و ثنا، به پیشگاه حجت کبری، معروض داشته است:
...عنقاء قاف القدم، القائم فوق مرقاه الهمم، الاسم الاعظم الالهی، الحاوی للعلم الغیر المتناهی، قطب رحی الوجود، و مرکز دائره الشهود، کمال النشاه و منشا الکمال، جمال الجمع و مجمع الجمال، المترشح بالانوار الالهیه، المربی تحت استار الربوبیه، مطلع الانوار المصطفویه، و منبع الاسرار المرتضویه، ناموس ناموس الله الاکبر و غایه نوع البشر، ابی الوقت و مربی الزمان، الذی هو للحق امین و للخلق امان، ناظم المناظم، الحجه القائم...
- عنقاء بلند آشیان ستیغ ازلیت عقاب آسمان سیر دور از حد فکر و همت اسم اعظم الاهی گنجور علم نامتناهی، محور چرخ و وجود هستی نقطه پرگار شهود و حق پرستی، کمال بخش جهان و جهانیان شمع محفل زیبایی و زیباییان خاورستان انوار سبحانی پرورده سراپرده غیب ربانی مشرق انوار هدایت مصطفوی مطلع اسرار ولایت مرتضوی سر ناموس خدای اکبر رب النوع افراد بشر پدر زمان مربی دوران امین خالق منان امان مردم جهان نظم فرمای منظومه های متراکم حجت بر حق قائم...
باری، صلوات خواجه نصیر را(295)، به عنوان توسل، و به طریق ختومات می خوانند. البته، در مقام توسل، به ساحت مقدس حضرت حجت ابن الحسن المهدی علیه السلام زیارتهای چندی رسیده است، از جمله زیارت ربانی آیات.
همچنین در مقام نیایش و توجه به درگاه خداوند متعال، و طلب خیرات معنوی و توفیقات کلی، به وسیله مقام ولایت نیز، دعاهای بس ارجمند رسیده است، از جمله، دعای پس از زیارت ربانی آیات، و دعای عهد.
این توسلات و دعاها، همه و همه، توجه به درگاه کبریایی الاهی است. و این انوار طاهره - که بندگان خاص و مقرب خدا و وسایط فیض اویند - وسایل تقربند به درگاه او. آنچه در این مرحله اهمیت بسیار دارد، توجه به ابعاد گوناگون دعاها و زیارتهاست. بعد بسیار مهمی که در این تعلیمات نهفته است، بعد معرفتی و شناختی آنهاست. دعاها و زیارتها، بجز بعد ذکر و مناجات، و درخواست حاجات، که باخواندن خاشعانه دعا انجام می پذیرد؛ و بجز بعد توجه و توسل، و اظهار ادب و محبت، که با خواند مودبانه زیارت محقق می شود، شامل عظیمترین حقایقند، در زیباترین و ساده ترین عبارات...(296)باید در آن معانی و مضامین تامل نمود، و آنها را با تفکر و دقت و توجه خواند، و آن معارف، و مطالب را وارد نفس و قلب کرد.
کمال واقعی انسان، در شناخت حقایق عالم است، و شناخت چگونگی وجود، و فیض وجود، و وسایط فیض، و مقامات آنان، و چگونگی و ظرایف دیگر امور و احوال عالم امر و خلق. نباید از شناخت این معارف و تحصیل یقین به آنها غافل بود. نباید از ادعیه و زیارات غفلت داشت، و از محتوای عمیق آنها بیخبر ماند. و نباید تنها به خواندن سطحی این اوراق نورانی، این سطور روحانی، بسنده کرد، زلالترین چشمه ساران حقایق اعلا، و پاکترین زلال ناب معارف والا، در ابعاد شناخت حقایق توحید و ولایت، و فیض و تکوین، و انعام و تقدیر، و تلطیف سر و تصعید روح، و دیگر مسائل عالی الاهیات و تدابیر، و جهان و عوامل، و همچنین حکمت نفسی و تربیتی، و حقایق اجتماعی و تکلیفی، و اصول سیاسی و اقدامی، و مبانی حماسی و اصلاحی، در دعاها و زیارتهای مأثوره موج می زند...

6 - واسطه فیض

حال که در اینم پژوهشها و بحثها، به اینجا رسیدیم، بجاست که درباره مسئله سریان فیض، و فیضان جود الاهی، و چگونگی آن - اگر چه باختصار - سخنی به میان آوریم.
یکی از بزرگترین مسائل معرفت و شناخت، در سطوح مختلف شناختی، اعم از دینی (قرآنی - حدیثی)، و فلسفی، و عرفانی، مسئله فیض و وساطت است، و دانستن چگونگی تعلق فیض، از ابتدا هستی، به هستها و هستیها. فیض، همواره، باید از طریق واسطه ای قابل و مقرب، از مبدا فیاض گرفته شود، و به موجودات ایصال گردد.
مسئله فیض و وساطت، از روزگاران کهن، مطرح بوده است. واسطه فیض، در معارف دینی احادیث، به عنوان نخستین مخلوق یاد شده است. مسئله نخستین مخلوق (اول ما خلق الله...)، با وساطت در فیض ارتباط مستقیم دارد، بلکه بعین، طرح همین مسئله مهم است.
این بحث پیش از اسلام، از حمله، در فلسفه فلوطین (نوافلاطونی) جایی عمده داشته است. در اسلام در مکتبهای فلسفی، در فلسفه فارابی، و فلسفه های دیگر و فلسفه میرداماد، مطرح گشته است. در عرفان - بویژه عرفان نظری - نیز، این موضوع مورد نظر قرار گرفته است.
محیی الدین ابن عربی، به فیض اقدس، و فیض مقدس، معتقد بوده و برای وجود، که حقیقت واحد ازلی است(297)، دو تجلی قائل شده است: 1 - تجلیی که به وسیله آن، اعیان موجودات، در عالم غیب، ثابت می شود (اعیان ثابته). 2 - تجلیی که به سبب آن، همان اعیان ثابته در عالم غیب، در عالم محسوس، ظاهر می شوند. تجلی نخستین را، فیض اقدس، و تجلی دومین را، فیض مقدس، نامیده است.
فیض الاهی، بطور کلی، به دو قسم تقسیم می شود:
1 - فیض خلقت و تکوین.
2 - فیض هدایت و تشریع.
مقصود ما، در اینجا، گفتگویی است باختصار، درباره واسطه فیض، از این رو، این موضوع را، در دو قسمت مطرح می سازیم:
1 - وساطت در فیض تکوینی.
2 - وساطت در فیض تشریعی.

الف - وساطت در فیض تکوینی

هر گونه فیضی، که از مبدا فیاض می رسد، از طریق واسطه فیض، افاضه می گردد. در واقع فیض اعظم، خود واسطه وجود و خلقت است. و به اعتباری، خلقت اصلی خود اوست. او نخستین خلق است، و سبب پدید آمدن دیگر مخلوقات. و فیض الاهی، پیوسته از طریق او، و امتدادات وجودی او، به کاینات ایصال می گردد. کسب فیض از مبدا مفیض،، نیازمند به واسطه قابل است. واسطه قابل، به قابلیت خود، فیض را کسب می کند، و به مستفیض می رساند.
به تعبیری دیگر، در اینکه همه هستی و سراسر کاینات و آنچه در عالم وجود هست - مجردات همه...و مادیات همه - از ذره و کوچکتر از ذره تا کهکشانها و بزرگترین جهانها و عواملم، تمام به فعل الاهی تحقق یافته است، سخنی نیست. فعل الاهی، صادر از مشیت و اراده است. و از مشیت غنی مطلق، و اراده جواد علی الاطلاق، افاضه و انعام مقصود است. بلکه باید گفت، متعلق مشیت، همان افاضه و انعام است. حال، سخن در این است که این فیض رسانی افاضه به موجودات، بیواسطه است یا با واسطه؟
واقع این است که تعلق فیض، به موجودات عالی و دانی، با واسطه است. و واسطه فیض نیز فیض است، بلکه حقیقت فیض همان است - چنانکه یاد شد.
حقیقت ولایت مطلقه، همان فیض است، و واسطه رسیدن فیض به دیگر کاینات. نفس ولی مطلق، وعاء مشیت است، و مبدا سریان فیض الاهی است، و سرچشمه فیضان جود و وجود: و دیگر فیوضات است به موجودات.
بنابراین، نفس ولی پیامبر یا امام، صاحب چنین مرکزیتی است در بطن هستی. و ملکوت او، معبر تداوم هستی، و فیضان وجود، و تسلسل آفرینش وجود است.
به بیان دیگر، جهان، جهان سببیت است. همه چیز حساب شده است و بر اساس وسایط و اندازه و تقدیر، تقدیری از سوی مقدر علیم و حکیم. در نفس همین جریان سببیت، و تقدیر ازلی عظیم، وجود ولی، نخستین نقطه فیضان است، و مبدا فیضانهای دیگر. بدینگونه ولی، در بطن و متن هستی جای دارد. و او خود، سبب همه افاضه ها و انعامهاست: هستی ولی، سببیت دارد برای هستی های دیگر. این امر، در نظام حکیمانه وجود، چنان عام و شامل است - و در واقع قانون است - که می بینیم حضرت آدم صفی الله علیه السلام نیز، در مقام استفاضه توبه، باید وسیله ای بجوید، و تلقی کلمات(298) کند (فتلقی آدم من ربه کلمات، فتاب علیه)(299) است به همین ترتیب و علیت.