فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

ب - نقش و تاثیر غیبت صغری در غیبت کبری

درباره پیشامد وضعیت غیبت، باید امر دیگری نیز مورد توجه قرار گیرد. آن امر این است که پیش از وقوع غیبت، زمینه برای این پیشامد فراهم می گشته است. از زمان امام نهم به بعد، مردم کمتر امکان تماس با ائمه داشته اند. مدتی دراز، از دوران امامت امام دهم و یازدهم نیز، در حالت بازداشت و تحت نظر گذشته است، که چیزی است نظیر غیبت. در این دوران، تماس شیعه، بیشتر با وکیلان آن دو امام، و عالمان تربیت یافته مذهبی بوده است. از طرف دیگر، امام دوازدهم، در مدتی که 60 تا 70 سال به طول انجامید (یعنی عصر غیبت کبری)، به صورتی، در دسترس مردم بوده است، و چهار نایب خاص، و همچنین وکیلان و سفیرانی دیگر نیز داشته است.(284) امام خود به حل مشکلات مردم می پرداخته(285)، و تعالیم دینی را به آنان می آموخته است. گاه با برخی از مردم، در کسوتهای مختلف(286)، دیدار می کرده است - چنانکه در فصل سوم اشاره شد - و گاه با برخی به صورت ناشناس، هم مسکن یا همسفر می گشته است.(287) اینها همه عواملی بوده است برای توجه یافتن نسلها به وجود امام، و آگاه شدن آنان - تا حد ممکن - از تکالیف دینی و معارف یقینی، همچنین حفظ حوزه های مردمی تشیع، و ابقای موجودیت فرهنگی و ارتباطی و سازمانی شیعه، و رسیدگی مالی به ناتوانان و مستمندان ایشان، نیز عادت - یافتن تدریجی مردم، به غیبت امام، و مراجعه به نایبان و عالمان دینی، و مصونیت حوزه های تشیع از پاشیدگی و زوال یا انحراف، و فراهم شدن زمینه برای شروع تقدیر ربانی، و سنت دیرینه غیبت هادی و مربی.
در این باره، مولف تاریخ الغیبه الصغری چند فصل مرقوم داشته است. و از جمله، در آغاز فصل زندگانی و فعالیتهای مهدی، در دوره غیبت صغری چنین می گوید:
مهدی، در روز در گذشت پدرش، که مردم او را در حال نماز گزاردن بر پیکر پدر دیدند، کودکی بود گندمگون، با مویی مجعد و دندانهایی گشاده. سپس کسانی که او را در فرصتهای دیگر، در غیبت صغری دیده اند، چنین توصیف کرده اند: جوانی خوشروی و خوشبوی، و با ابهت، و در این ابهت داشتن صمیمی با مردم. یکی از ملاقات کنندگان می گوید: چون لب به سخن گشود، دیدم سخنی زیباتر، و کلامی دلنشین تر از آن نشنیدم، و او به هنگام سخن گفتن، بسیار زیبا نشسته بود.
در روایت دیگر آمده است: او جوانی بود گندمگون، دارای زیباترین صورت، و معتدلترین قامت. در روایت دیگری است: جوانی زیباروی، و خوشبوی بود، که با شکوهی خاصی راه می رفت. و در فرصتی دیگر، وقتی از سفیر دوم، محمد بن عثمان، درباره او سوال می کنند، اینگونه پاسخ می دهد: گردنی دارد اینچنین - با دست اشاره می کند، و زیبایی و درشتی گردن او را یاد می کند. و به این دلیل سخن از گردن مهدی و اندازه آن می آورد، تا بفهماند که اکنون دیگر مردی شده است، دیگر آن کودکی نیست که مردم در زمان پدرش دیده بودند، یا پسر بچه ای ضعیف و چند ساله نیست بلکه جوانی است برومند، و مردی است با یال و کوپال.(288) همچنین در زمان محمد بن عثمان، شخصی تقاضای ملاقات کرد و در این باره، زحمت بسیار کشید، و اصرار بسیار کرد، تا سر انجام، محمد بن عثمان، برای او ترتیب ملاقات داد. و آن مرد به دیدار امام نایل آمد. در این دیدار امام، جوانی بود بسیار خوش سیما، و معطر و خوشبو، در لباس بازرگانان، و در آستینش علامتی بود از آن لباس بازرگانان. اینکه می بینیم - در اینجا - امام با لباس بازرگانی دیده شده است می رساند که پوشاک او در آن دوره اینگونه بوده است. چون در این لباس می توانسته مانند یک تاجر با مردم روبرو شود، بدون اینکه شناخته گردد...و در گذشته دیدیم که لباس بسیار از علمای شیعه در آن روزگار، حتی سفرای امام، لباس تجار بوده است، و شغل آنان نیز، بر حسب ظاهر، تجارت بوده است. و این پوشش به منظور پنهانکاری انتخاب می شده است، تا کسی به فعالیتها و ارتباطات آنان پی نبرد.
در حال احرام و حج نیز امام را دیده اند، و توصیف کرده ند. چون مهدی علیه السلام هر سال، به حج می رود، مردمان را می بیند و می شناسد، و مردمان او را می بینند و نی شناسند. و او در حج لباس احرام می پوشد، و یک بر پوشش خود را بر روی دوش م اندازد، مانند دیگر حاجیان در حال احرام .(289)
باری، اینها همه - چنانکه یاد شد - تدبیرهای بوده است برای آموخته - کردن مردم به غیبت امام، و بر سر پا ایستادن جریان تشیع، و ادامه پیدا کردن راه مکتب اعتقادی و اقدامی عصمت در رهبری، و بقاء ولایت الله در زمین، در بعد تشریع و هدایت، و تداوم یافتن جریان حماسه جاوید، در طول تاریخ، همگام با فجرهای مقدس: و شفقهای خونبار...

ج - وضعیتهای پنجگانه حضور و غیبت

در سیاق این بحث باید یاد کنیم که حجت و ولی، از نظر اعمال ولایت تشریعی، و حق حاکمیت اجتماعی، ممکن است دارای یکی از پنج وضعیت باشد:
1 - حاضر و فعال، مانند حضرت موسی علیه السلام، به هنگام بسیج کردن بنی اسرائیل، و درگیری با فرعون تا سقوط فرعون و فرعونیان؛ و مانند حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، در دوران 10 ساله مدینه؛ و مانند حضرت علی علیه السلام، در دوران 5 ساله خلافت.
2 - حاضر و غیر فعال، مانند حضرت عیسی علیه السلام، در سالهای نزدیک بعثت؛ و مانند علی علیه السلام، در دوران 25 ساله خانه نشینی.
3 - حاضر و فعال در پاره ای از ابعاد تکلیفهای اجتماعی و تربیتی و سیاسی...مانند ائمه طاهرین علیه السلام، با توجه به شئون مختلف اقدام و حماسه و درگیریهای مخفی و غیر مخفی آنان، و معارضات ایشان با حکومتهای مستکبر و جبار، و مباحثات ایشان با صاحبان عقاید و افکار.
4 - غایب، به غیبتهای کم زمان (غیبت صغری)، مانند غیبت برخی از پیامبران (مثلا: حضرت صالح علیه السلام )، از قوم خویش، و مانند غیبت حضرت حجت ابن الحسن علیه السلام، در عصر (غیبت صغری).
5 - غایب، به عیبت طولانی (غیبت کبری)، مانند غیبت کبرای حضرت ولی عصر، مهدی قائم - عجل الله تعالی فرجه الشریف.-

5 - ویژگیهای پیامبران، در مهدی

آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری
انسان، عصاره عصارات کائنات است. انبیا و اولیا، عصاره انسان و انسانیتند. و مهدی علیه السلام، عصاره انبیا و اولیاست. این است که میان او و پیامبران - بجز امر غیبت - شباهتهای دیگری نیز هست، و پاره ای از ویژگیهای پیامبران در مهدی علیه السلام متجلی است.
آری مهدی، ولی اعظم، و سر اکبر است. او ذخیره الاهی، و بقیه الله، و خلاصه تجلیات گذشته است. اگر ذخایر و امکانات پیامبران سلف، در نزد او باشد، اگر همه اسرار جهان پیش او مکشوف بود، اگر ودایع اولیا در خدمت او گرد آید، همه درست است و به جا. در احادیث خصوصیاتی از پیامبران یاد شده است، که در قائم آل محمد ((صلی الله علیه و آله و سلم))هست:
از حضرت آدم علیه السلام - طول عمر.
از حضرت نوح علیه السلام - طول عمر.
از حضرت ابراهیم علیه السلام - پنهان بودن ولادت و دوری از مردم.
از حضرت موسی علیه السلام - پنهان بودن ولادت و غیبت از قوم، هیبت و شکوهمندی.
از حضرت یوسف علیه السلام - زیبایی، جود، بودن در میان مردم و شناخته نشدن.(290)
از حضرت صالح علیه السلام - غیبت از قوم.
از حضرت داود علیه السلام - قضاوت کردن به حکم داودی.(291)
از حضرت سلیمان علیه السلام - جهانداری و حشمت سلیمانی.
از حضرت ایوب علیه السلام - برخورداری از فرج و گشایش پس از گرفتاری.(292)
از حضرت یونس علیه السلام - رجوع به میان مردم، پس از غیبت، در هیئت جوانان.
از حضرت عیسی علیه السلام - نورانیت، مورد اختلاف قرار گرفتن احوال شخصی.
از حضرت محمد صلی الله علیه - انقلاب خونین و خروج با شمشیر و در هم کوبیدن جباران.
همچنین دیگر علوم و اسرار انبیا و اولیا و بزرگان در نزد مهدی است: اسماء شیثی: و علوم هرمسی، و اذکار یونسی، و...
در صلوات منسوب به حکیم قدوسی، خواجه نصیر الدین طوسی، حضرت مهدی علیه السلام، با ویژگیهای پدران خویش نیز، توصیف شده است:
اللهم! صل و سلم، وزد و بارک، علی:
صاحب الدعوه النبویه،
والصوله الحیدریه،
والعصمه الفاطمیه،
والحلم الحسنیه،
والشجاعه الحسینیه،
والعباده السجادیه،
والمائر الباقریه،
والاثار الجعفریه،
والعلوم الکاظمیه،
والحجج الرضویه،
والجود التقویه،
والنقاوه النقویه،
والهیبه العسکریه،
والغیبه الالهیه،
القائم بالحق، والداعی الی الصدق المطلق، کلمه الله، و امان الله، و حجه الله، القائم تامر الله، المقسط لدین الله، الغالب لامر الله، والذاب عن حرم الله، امام السروالعلن، دافع الکرب و المحن، صاحب جود والمنن، الامام بالحق، ابی القاسم محمد بن الحسن، صاحب العصر و الزمان، و قاطع البرهان، و خلیفته الرحمان، و شریک القرآن، و مظهر الایمان، و سید النس والجان، صلوات الله وسلامه علیه و علیهم اجمعین.
الصلاه والسلام علیک، یا وصی الحسن، والخلف الصالح، یا امام زماننا، ایها القائم المنتظر المهدی، یابن رسول الله، یابن امیر المومنین، یا امام المسلمین! یا حجه الله علی خلقه! یا سیدنا و مولانا! انا توجهنا، و استشفعنا، و توسلنا بک الی الله، و قدمناک بین یدی حاجاتنا، فی الدنیا و الاخره، یا وجیها عند الله، اشفع لنا عند الله - عزوجل.
- بار خدایا! رحمتهای پیاپی فرست، و درودهای خجسته خویش ارزانی دار، بر امام بزرگواری که صاحب دعوت محمدی است، و صولت حیدری، و عصمت فاطمی، و حلم حسنی، و شجاعت حسینی، و عبادت سجادی، و مفاخر باقری، و آثار جعفری، و علوم کاظمی، و حجج رضوی، وجود تقوی، و نقاوت نقوی(293)، و هیبت عسکری، و غیبت الاهی.
آن قائم به حق، و درفش افراز صدق مطلق، کلمه خدایی، و امان الاهی، و حجت ربانی، بر پای دارنده امر خدای، و گسترنده آیین عدل خدای، و پیروز گرداننده حکم خدای، و پاسدارنده ناموس خدای، امام آشکارا و نهان، بر طرف سازنده گرفتاریها و اندهان، صاحب جود و بخشش و احسان، امام بر حق ابوالقاسم محمد بن الحسن، صاحب عصر و زمان، روشن کننده حق و برهان، خلیفه خدای رحمان، عدل و انباز قرآن، آشکار ساز مظاهر ایمان، و مهتر آدمیان و پریان. رحمتها و درودهای خدایی بر او باد و بر همه نیاکان پاک او.
درود و رحمت و سلام و تحیت بر تو باد! ای وصی حسن عسکری، و ای جانشین شایسته شایستگان، ای امام زمان، ای مهدی قائم منتظران، ای زاده ختم رسولان، ای فرزند امیر المومنان، ای امام مسلمانان، ای حجت خدا در میان مردمان، ای سرور ما، ای مولای ما! ما به آبروی تو، حاجت دو جهان خویش طلبیدیم. ای سر افراز در نزد خدا، و ای آبرومند بارگاه کبریا، حاجات ما را، از خدای عزیز جلیل، تو طلب کن، و برآورد آنها را تو بخواه.
تعبیرات عمیق و زیبای حکیم بزرگ، خواجه نصیر الدین طوسی، در توسل و ثنای امام غایب، حضرت حجت ابن الحسن المهدی علیه السلام، عبارت لطیف علامه حاج میرزا حسین نوری را به یاد می آورد، عبارت لطیف و پرمغزی، که وی در دیباچه کتاب جنه الماوی(294) در مقام اظهار ادب و ثنا، به پیشگاه حجت کبری، معروض داشته است:
...عنقاء قاف القدم، القائم فوق مرقاه الهمم، الاسم الاعظم الالهی، الحاوی للعلم الغیر المتناهی، قطب رحی الوجود، و مرکز دائره الشهود، کمال النشاه و منشا الکمال، جمال الجمع و مجمع الجمال، المترشح بالانوار الالهیه، المربی تحت استار الربوبیه، مطلع الانوار المصطفویه، و منبع الاسرار المرتضویه، ناموس ناموس الله الاکبر و غایه نوع البشر، ابی الوقت و مربی الزمان، الذی هو للحق امین و للخلق امان، ناظم المناظم، الحجه القائم...
- عنقاء بلند آشیان ستیغ ازلیت عقاب آسمان سیر دور از حد فکر و همت اسم اعظم الاهی گنجور علم نامتناهی، محور چرخ و وجود هستی نقطه پرگار شهود و حق پرستی، کمال بخش جهان و جهانیان شمع محفل زیبایی و زیباییان خاورستان انوار سبحانی پرورده سراپرده غیب ربانی مشرق انوار هدایت مصطفوی مطلع اسرار ولایت مرتضوی سر ناموس خدای اکبر رب النوع افراد بشر پدر زمان مربی دوران امین خالق منان امان مردم جهان نظم فرمای منظومه های متراکم حجت بر حق قائم...
باری، صلوات خواجه نصیر را(295)، به عنوان توسل، و به طریق ختومات می خوانند. البته، در مقام توسل، به ساحت مقدس حضرت حجت ابن الحسن المهدی علیه السلام زیارتهای چندی رسیده است، از جمله زیارت ربانی آیات.
همچنین در مقام نیایش و توجه به درگاه خداوند متعال، و طلب خیرات معنوی و توفیقات کلی، به وسیله مقام ولایت نیز، دعاهای بس ارجمند رسیده است، از جمله، دعای پس از زیارت ربانی آیات، و دعای عهد.
این توسلات و دعاها، همه و همه، توجه به درگاه کبریایی الاهی است. و این انوار طاهره - که بندگان خاص و مقرب خدا و وسایط فیض اویند - وسایل تقربند به درگاه او. آنچه در این مرحله اهمیت بسیار دارد، توجه به ابعاد گوناگون دعاها و زیارتهاست. بعد بسیار مهمی که در این تعلیمات نهفته است، بعد معرفتی و شناختی آنهاست. دعاها و زیارتها، بجز بعد ذکر و مناجات، و درخواست حاجات، که باخواندن خاشعانه دعا انجام می پذیرد؛ و بجز بعد توجه و توسل، و اظهار ادب و محبت، که با خواند مودبانه زیارت محقق می شود، شامل عظیمترین حقایقند، در زیباترین و ساده ترین عبارات...(296)باید در آن معانی و مضامین تامل نمود، و آنها را با تفکر و دقت و توجه خواند، و آن معارف، و مطالب را وارد نفس و قلب کرد.
کمال واقعی انسان، در شناخت حقایق عالم است، و شناخت چگونگی وجود، و فیض وجود، و وسایط فیض، و مقامات آنان، و چگونگی و ظرایف دیگر امور و احوال عالم امر و خلق. نباید از شناخت این معارف و تحصیل یقین به آنها غافل بود. نباید از ادعیه و زیارات غفلت داشت، و از محتوای عمیق آنها بیخبر ماند. و نباید تنها به خواندن سطحی این اوراق نورانی، این سطور روحانی، بسنده کرد، زلالترین چشمه ساران حقایق اعلا، و پاکترین زلال ناب معارف والا، در ابعاد شناخت حقایق توحید و ولایت، و فیض و تکوین، و انعام و تقدیر، و تلطیف سر و تصعید روح، و دیگر مسائل عالی الاهیات و تدابیر، و جهان و عوامل، و همچنین حکمت نفسی و تربیتی، و حقایق اجتماعی و تکلیفی، و اصول سیاسی و اقدامی، و مبانی حماسی و اصلاحی، در دعاها و زیارتهای مأثوره موج می زند...