فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

3 - احوال نیکبختان

هر کس، در عصر غیبت کبری، به گونه ای به دیدار آن ماه تابان، و مهر فروزان، و آن قبله خوبان، و مقصد پاکان، و آن سر اکبر، و اسم اعظم، نایل آمده باشد، یا نایل آید، بیقین نیکبخت است. چه بختی از آن نیکتر، و چه ساعتی از آن سعدتر؟
باید توجه داشت که آنچه از این مقوله، اتفاق افتاده است، یا ممکن است اتفاق بیفتد، در مواردی مکاشفه است، و در مواردی مشاهده، و در مواردی رویت. این تقسیم، بر حسب اشخاص و احوال اشخاص و مراتب آنان مبتنی است. و هر یک خود، مراتبی دارد و مراحلی.
بطور اجمال، می توانیم این اتفاق را، یعنی مشاهده، دیدار و رویت را، و به هر حال، نوعی، یقین شهودی، بصری، و حسی را، نسبت به وجود خلیفه خدا، و وصی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت مهدی علیه السلام، در پنج جریان باز بنگریم:
1 - برخی از عرفای اهل سنت، یعنی: کسانی که - بر پایه شهرت و آثاری که دارند و آنچه در کتابهای تاریخ و زیستنامه ها آمده است - از اهل سنت بوده اند، و در شماری اهل سلوک و ریاضت و مکاشفه و سیاحت قرار داشته اند، و مدعی مشاهده و دیدار شده اند، مانند شیخ حسن عراقی، به نقل شیخ عبدالوهاب شعرانی.
2 - برخی از عرفا و متصوفه شیعه.
3 - برخی از علمای روحی و معنوی از شیعه، یعنی عالمانی از ما که اهل معنویت بوده اند، و از طریق توجه به پیامبر اکرم ((صلی الله علیه و آله و سلم)) و ائمه طاهرین علیه السلام و متابعت محض از آنان، سالک به سلوک شرعی شده اند، و از راه تقید دقیق به اعتقادات دینی، و عمل دقیق به احکام شرعی، به بالاترین مراحل عظیم روحی و باطنی رسیده اند، و واجد مقامات واقعی و عمده گشته اند، و اهل مکاشفات و تصرفات مهم بوده اند، از قبیل بزرگانی چون:
سید رضی الدین، ابن طاووس حسنی درگذشته 664 (ه ق)
جمال الدین احمد، ابن فهد حلی درگذشته 841 (ه ق)
ملا احمد محقق اردبیلی درگذشته 993 (ه ق)
سید مهدی بحر العلوم طباطبائی درگذشته 1212 (ه ق)
از متقدمان، و مانند
سید موسی قزوینی زر آبادی درگذشته 1353 (ه ق)
میرزا مهدی اصفهانی درگذشته 1365 (ه ق)
شیخ علی اکبر الهیان تنکابنی درگذشته 1380 (ه ق)
شیخ مجتبی قزوینی خراسانی درگذشته 1386 (ه ق)
از مردم قرن چهارم
4 - برخی از مردم عادی و انسانهای مختلف جامعه اسلامی، در طول قرنهای غیبت، که به نحوی برای آنان، در پی توجه، و توسل و طلب و امثال آن، دیداری پیش آمده است.
5 - کسانی که برای آنان امری به وقوع پیوسته است که به وجود مبارک حضرت حجت علیه السلام یقین کرده اند، مثلاً، شفای بیماری، رفع گرفتاری، بر آمدن نیاز، رسیدن به مقصود، و...اگر چه برای آنان دیداری - بویژه بد انسان، که در آن حال، امام را بشناسند - پیش نیامده باشد.
البته، مهمترین و با جلالت ترین کسانی که در طول غیبت کبری، به حضور امام عصر علیه السلام رسیده اند، و به دیدار و ملاقات نایل آمداند، همان جریان سوم است. همواره، در این جریان، روحانیان ربانی، و عالمان معنوی بزرگی بوده اند، که با شناخت علوم و معارف قرآنی، و با دوری از هر انحراف نظری و عملی، و فارغ از هر مکتبی و مشربی، فلسفه یا عرفانی تو بیزار و بری از هر طریقه و جریان تصوف و سلوک صوفیانه، بلکه صرف با سلوک دقیق شرعی، و مجاهدات عمیق ایمانی، به مقامات بلند رسیده اند، و در شمار اولیای خدا و مقربان پیامبر اکرم و ائمه طاهرین جای گرفته اند.

4 - غیبت، سنت الاهی

با پی گرفتن سیر مسئله مهدی، در آفاق گسترده شناخت، دیدیم که در همه جا بر حتمیت وجود ولی تاکید گشته، و غیبت نیز مانند حضور شناخته شده است. این هماهنگی در آرا و نظرگاههای گوناگون، در این باره - از تفسیر و حدیث تا فلسفه و کلام - یکی به این دلیل است که اصل غیبت، جزء سنتهای الاهی است. در روزگاران کهن نیز چنین بوده است، که گاه پیامبری از میان قوم خود، بیرون می رفته است، و از امت کناره گیری می کرده، و آنان را به حال خویش وامی گذاشته است.
در اینجا، درباره سه مسئله، سخن می گوییم: یکی، آزمایش بزرگ در عصر غیبت کبری؛ دیگری، نقش و تاثیر غیبت صغری در غیبت کبری؛ سوم، وضعیتهای پنجگانه حضور و غیبت.

الف - غیبت کبری، آزمایش بزرگ

یکی از ابعاد غیبت کبری، بعد آزمایشی آن است. در این مرحله، انسان دینی باید بدقت متوجه حال خود باشد، و قلب خویش را از فروغ ایمان زنده بدارد، و طول کشیدن زمان، او را متزلزل نسازد، که چون اصل غیبت به حکمت الاهی واقع شده است، کوتاه بودن و دراز بودن مدت آن نیز به حکمت تعیین می گردد، و به اراده الاهی، سرانجام می یابد. در این باره، که مبادا طول کشیدن مدت غیبت، موجب رخنه شیطان - یا انسانهای شیطان سیرت - در دلها شود، در احادیث هشدار داده اند، و بقای بر ایمان را، تأیید الاهی خوانده اند. انسان باید با توجه به قدرت و حکمت خدا(281)، خود را مستعد این تأیید بسازد، تا گوهر ایمان والای خویش را، از چنگ ربایندگان شیطانی و انسانی و مبلغان انحراف و بی اعتقادی، مصون بدارد.
حضرت امام حسن عسکری علیه السلام، پدر بزرگوار امام اعصار غیبت و مهدی موعود امت، درباره سنت غیبت در پیامبران، و تکرار آن در مورد مهدی آخرالزمان، و مسئله طول مدت، چنین می فرماید:
ان ابنی هو القائم من بعدی. و هو الذی یجری فیه سنن الانبیاء - علیه السلام - بالتعمیر و الغیبة. حتی تقسو قلوب، لطول الامد. و لا یثبت علی القول به الا من کتب الله - عزوجل - فی قلبه الایمان، وایده بروح منه(282).
- پس از من، فرزندم، قائم (و صاحب امر دین و امامت) است. و او است که مانند پیامبران، عمری دراز خواهد داشت، و غایب خواهد شد. در غیبت طولانی او دلهای تیره گردد. فقط کسانی در اعتقاد به او پای برجا خواهند ماند، که دل آنان به فروق ایزدی رخشان باشد، و روح خدایی به آنان مدد رساند.
در این حدیث شریف، تعبیر یجری فیه سنن الانبیاء - علیه السلام - بالتعبیر و الغیبه، قابل توجه بسیار است. این تعبیر معلوم می دارد که یکی از آیینها و چگونگیها، در زندگانی پیامبران، تعمیر بوده است، یعنی معمر شدن، و دراز - زیستن، و یکی غیبت و از مردم - برای مدتی - نهان گشتن، و مردم را به حال خویش هشتن.
روشن است که آنچه در حدیث بدان اشاره شده است، درباره پیامبرانی است که عمرهایی دراز داشته اند، و در رده معمر ین بوده اند، مانند حضرت نوح علیه السلام، و حضرت سلیمان علیه السلام . ملا محسن فیض کاشانی نیز، در این باره، چنین می گوید:
از غیبت قائم علیه السلام و طول کشیدن آن، و طولانی شدن عمر آن امام تعجب نکنید! که این مطلب را پیامبر ((صلی الله علیه و آله و سلم))و اوصیای او خبر داده اند. همچنین بسیاری از پیامبران از آنان را در کتاب اکمال الدین و اتمام النعمه آورده است. به آنجا مراجعه کنید!(283)
آری، غیبت، سنتی الاهی است. و در زندگانی پیامبران وجود داشته و در تواریخ آنان ضبط است. و این امر، خود، نوعی حکمت و آزمایش است. اتفاق می افتد که گاه معلمی، برای مدتی، از اطاق درس بیرون رود، تا وضع شاگردان و چگونگی رفتار و انضباط و کوشایی، یا اهمالگری آنان را، در غیاب خویش بنگرد، و جوهر آنان را بهتر معلوم دارد، و ارزشهای آنان را بیشتر به محک زند؛ و تا کسانی را که با وجود غیبت معلم از کلاس مانند حالت حضور معلم، می کوشند و درس می خوانند، و انضباط را رعایت می کنند، به مرتبه ای که در خور آنان است برساند.