فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

ح - نظر یعقوب کندی

از فیلسوف معروف، یعقوب ابن اسحاق کندی نیز، درباره حضرت مهدی علیه السلام و مسئله ظهور مطالب و سخنانی نقل شده است. از جمله، ابن خلدون از گفته های او چنین آورده است:
یعقوب کندی گفته است: این ولی (مهدی)، همان کس است که چون ظهور کند، نخست نماز ظهر را به جماعت با مردم می خواند. او آیین اسلام را تازه می کند، و عدل و داد را آشکارا و همه جا گیر می سازد، و جزیره اندلس را می گشاید، و به رومیه می رود و آن را فتح می کند، سپس به سوی مشرق رهسپار می گردد و آنجا و قسطنطنیه را نیز می گشاید، و همه روی زمین مقر حکومت او می شود. مسلمانان نیرومند می گردند. دین اسلام بر همه دینها غلبه می یابد. و شریعت مستقیم محمدی آشکار می شود.(277)

2 - سخنی از رویت

پیشتر اشاره کردیم که بزرگان، مشاهده، و رویت امام علیه السلام را در عصر غیبت کبری ممکن شمرده اند و گفته اند: ...روایت صریح است در اینکه وجود مبارک ولی عصر - علیه السلام - با اینکه در بین مردم است، مردم او را نمی شناسند. و البته بین این مطلب، با اینکه بعضی از مردم آن حضرت را ببینند و بشناسند، و دیدن عده قلیلی امام را، بنا به مصالح و جهاتی، منافاتی نخواهد بود.(278)
اهل کشف و عرفان نیز، متعرض مسئله رویت در غیبت کبری شده اند، چنانکه - از جمله - شیخ عبدالوهاب شعرانی، در کتاب لواقح الانوار گفته است:
شیخ حسن عراقی، در ایام سیاحت خویش، به خدمت حجت خدا، امام مهدی رسید، و از عمر امام سوال کرد. امام پاسخ دادند: عمر من، هم اکنون 620 سال است.
شعرانی، پس از نقل این مطلب، می گوید:
من، این موضوع را به مرشد خود، علی الخواص گفتم، و او درباره عمر مهدی - تا آن سال - نظرش موافق نقل شیخ حسن عراقی بود.(279)
همچنین می بینم که عالم معنوی بزرگوار، سید رضی الدین ابن طاووس حسنی، در کتاب مهج الدعوات می گوید:
من، در سامرا بودم، شبی، هنگام سحر، شنیدم که مهدی علیه السلام دعا می خواند، و برای زندگان و مردگان دعا می کرد، و خیر و سعادت و رحمت برای آنان از خدای می طلبید. آن شب که سحر هنگام آن، شنیدن دعای مهدی، از زبان خود او، برای من اتفاق افتاد، شب چهارشنبه بود، 13 ماه ذیقعده، به سال 638.(280)
درباره امر رویت و ملاقات نیز، کتابهای چندی نوشته اند. در آن کتابها نام کسان بسیاری آمده است، که در عصر غیبت کبری، هر کدام به - گونه ای، به دیدار امام علیه السلام نایل آمده اند، و معجزات و قضایایی برای آنان اتفاق افتاده است، و مشکلاتی از آنان گشوده شده است، و بیماریهایی - گاه بسیار سخت - شفا یافته است. برخی از این قضایا را ما خود نیز شنیده ایم. برخی در زمان و عصر خود ما اتفاق افتاده است. و در برخی، قراین صدق و شواهد حقیقت، بوفور، وجود داشته است. و پاره ای را ناقلانی گفته اند که فوق ثقه، و فوق عادل، بوده اند.

3 - احوال نیکبختان

هر کس، در عصر غیبت کبری، به گونه ای به دیدار آن ماه تابان، و مهر فروزان، و آن قبله خوبان، و مقصد پاکان، و آن سر اکبر، و اسم اعظم، نایل آمده باشد، یا نایل آید، بیقین نیکبخت است. چه بختی از آن نیکتر، و چه ساعتی از آن سعدتر؟
باید توجه داشت که آنچه از این مقوله، اتفاق افتاده است، یا ممکن است اتفاق بیفتد، در مواردی مکاشفه است، و در مواردی مشاهده، و در مواردی رویت. این تقسیم، بر حسب اشخاص و احوال اشخاص و مراتب آنان مبتنی است. و هر یک خود، مراتبی دارد و مراحلی.
بطور اجمال، می توانیم این اتفاق را، یعنی مشاهده، دیدار و رویت را، و به هر حال، نوعی، یقین شهودی، بصری، و حسی را، نسبت به وجود خلیفه خدا، و وصی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت مهدی علیه السلام، در پنج جریان باز بنگریم:
1 - برخی از عرفای اهل سنت، یعنی: کسانی که - بر پایه شهرت و آثاری که دارند و آنچه در کتابهای تاریخ و زیستنامه ها آمده است - از اهل سنت بوده اند، و در شماری اهل سلوک و ریاضت و مکاشفه و سیاحت قرار داشته اند، و مدعی مشاهده و دیدار شده اند، مانند شیخ حسن عراقی، به نقل شیخ عبدالوهاب شعرانی.
2 - برخی از عرفا و متصوفه شیعه.
3 - برخی از علمای روحی و معنوی از شیعه، یعنی عالمانی از ما که اهل معنویت بوده اند، و از طریق توجه به پیامبر اکرم ((صلی الله علیه و آله و سلم)) و ائمه طاهرین علیه السلام و متابعت محض از آنان، سالک به سلوک شرعی شده اند، و از راه تقید دقیق به اعتقادات دینی، و عمل دقیق به احکام شرعی، به بالاترین مراحل عظیم روحی و باطنی رسیده اند، و واجد مقامات واقعی و عمده گشته اند، و اهل مکاشفات و تصرفات مهم بوده اند، از قبیل بزرگانی چون:
سید رضی الدین، ابن طاووس حسنی درگذشته 664 (ه ق)
جمال الدین احمد، ابن فهد حلی درگذشته 841 (ه ق)
ملا احمد محقق اردبیلی درگذشته 993 (ه ق)
سید مهدی بحر العلوم طباطبائی درگذشته 1212 (ه ق)
از متقدمان، و مانند
سید موسی قزوینی زر آبادی درگذشته 1353 (ه ق)
میرزا مهدی اصفهانی درگذشته 1365 (ه ق)
شیخ علی اکبر الهیان تنکابنی درگذشته 1380 (ه ق)
شیخ مجتبی قزوینی خراسانی درگذشته 1386 (ه ق)
از مردم قرن چهارم
4 - برخی از مردم عادی و انسانهای مختلف جامعه اسلامی، در طول قرنهای غیبت، که به نحوی برای آنان، در پی توجه، و توسل و طلب و امثال آن، دیداری پیش آمده است.
5 - کسانی که برای آنان امری به وقوع پیوسته است که به وجود مبارک حضرت حجت علیه السلام یقین کرده اند، مثلاً، شفای بیماری، رفع گرفتاری، بر آمدن نیاز، رسیدن به مقصود، و...اگر چه برای آنان دیداری - بویژه بد انسان، که در آن حال، امام را بشناسند - پیش نیامده باشد.
البته، مهمترین و با جلالت ترین کسانی که در طول غیبت کبری، به حضور امام عصر علیه السلام رسیده اند، و به دیدار و ملاقات نایل آمداند، همان جریان سوم است. همواره، در این جریان، روحانیان ربانی، و عالمان معنوی بزرگی بوده اند، که با شناخت علوم و معارف قرآنی، و با دوری از هر انحراف نظری و عملی، و فارغ از هر مکتبی و مشربی، فلسفه یا عرفانی تو بیزار و بری از هر طریقه و جریان تصوف و سلوک صوفیانه، بلکه صرف با سلوک دقیق شرعی، و مجاهدات عمیق ایمانی، به مقامات بلند رسیده اند، و در شمار اولیای خدا و مقربان پیامبر اکرم و ائمه طاهرین جای گرفته اند.