فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

2 - شیخ محمود شبستری:

(در گذشته 720 ه ق)
بسی گفتند از عیسی و مهدی - مجرد شو، تو هم عیسای مهدی
زمهدی، گرچه روزی چند، پیشی - بکش دجال خود، مهدی خویشی
چو تو، در معرفت، چون طفل مهدی - چه دانی، قدر علم و فضل مهدی؟
به نور علم می کن دیده روشن - که تا بتوانیش هر لحظه دیدن
که گر در جهل خود، دایم، نشینی - چو مهدی پشت آید، هم نبینی
برو از علم مهدی بهره بر گیر - جوانمردی کن و بشنو از این پیر
خوشا وقت کسان عهد مهدی - خوشا آن کودکان مهد مهدی
که هر علمی که باشد زیر کان را - الف،، بی، تی بود، آن کودکان را
ز علمش خلق عالم، علم گیرند - ز دینش، مشرکین هم دین پذیرند
هر آن سری که هست امروز پنهان - به علم خویشتن پیدا کند آن
به دورش، دولت حق رخ نماید - جهان را فیض وی فرخ نماید
تمنی باشد آنگه مردگان را - که یکبار دگر یابند جهان را
که تا از جهل کلی دور گردند - ز شمس علم او، پر نور گردند
ره عرفان نفس خود بیابند - بدان عرفان، به سوی حق شتابند
بتابد نور او از سوی مغرب - بر آید آفتاب از کوی مغرب(276)
ما، به منظور تکمیل مباحث این بخش، که از رشته های گوناگون معارف و فلسفه، مطالبی درباره مهدی و مهدویت آوردیم، این قسمت را هم از عرفان و عارفان نقل کردیم.

ح - نظر یعقوب کندی

از فیلسوف معروف، یعقوب ابن اسحاق کندی نیز، درباره حضرت مهدی علیه السلام و مسئله ظهور مطالب و سخنانی نقل شده است. از جمله، ابن خلدون از گفته های او چنین آورده است:
یعقوب کندی گفته است: این ولی (مهدی)، همان کس است که چون ظهور کند، نخست نماز ظهر را به جماعت با مردم می خواند. او آیین اسلام را تازه می کند، و عدل و داد را آشکارا و همه جا گیر می سازد، و جزیره اندلس را می گشاید، و به رومیه می رود و آن را فتح می کند، سپس به سوی مشرق رهسپار می گردد و آنجا و قسطنطنیه را نیز می گشاید، و همه روی زمین مقر حکومت او می شود. مسلمانان نیرومند می گردند. دین اسلام بر همه دینها غلبه می یابد. و شریعت مستقیم محمدی آشکار می شود.(277)

2 - سخنی از رویت

پیشتر اشاره کردیم که بزرگان، مشاهده، و رویت امام علیه السلام را در عصر غیبت کبری ممکن شمرده اند و گفته اند: ...روایت صریح است در اینکه وجود مبارک ولی عصر - علیه السلام - با اینکه در بین مردم است، مردم او را نمی شناسند. و البته بین این مطلب، با اینکه بعضی از مردم آن حضرت را ببینند و بشناسند، و دیدن عده قلیلی امام را، بنا به مصالح و جهاتی، منافاتی نخواهد بود.(278)
اهل کشف و عرفان نیز، متعرض مسئله رویت در غیبت کبری شده اند، چنانکه - از جمله - شیخ عبدالوهاب شعرانی، در کتاب لواقح الانوار گفته است:
شیخ حسن عراقی، در ایام سیاحت خویش، به خدمت حجت خدا، امام مهدی رسید، و از عمر امام سوال کرد. امام پاسخ دادند: عمر من، هم اکنون 620 سال است.
شعرانی، پس از نقل این مطلب، می گوید:
من، این موضوع را به مرشد خود، علی الخواص گفتم، و او درباره عمر مهدی - تا آن سال - نظرش موافق نقل شیخ حسن عراقی بود.(279)
همچنین می بینم که عالم معنوی بزرگوار، سید رضی الدین ابن طاووس حسنی، در کتاب مهج الدعوات می گوید:
من، در سامرا بودم، شبی، هنگام سحر، شنیدم که مهدی علیه السلام دعا می خواند، و برای زندگان و مردگان دعا می کرد، و خیر و سعادت و رحمت برای آنان از خدای می طلبید. آن شب که سحر هنگام آن، شنیدن دعای مهدی، از زبان خود او، برای من اتفاق افتاد، شب چهارشنبه بود، 13 ماه ذیقعده، به سال 638.(280)
درباره امر رویت و ملاقات نیز، کتابهای چندی نوشته اند. در آن کتابها نام کسان بسیاری آمده است، که در عصر غیبت کبری، هر کدام به - گونه ای، به دیدار امام علیه السلام نایل آمده اند، و معجزات و قضایایی برای آنان اتفاق افتاده است، و مشکلاتی از آنان گشوده شده است، و بیماریهایی - گاه بسیار سخت - شفا یافته است. برخی از این قضایا را ما خود نیز شنیده ایم. برخی در زمان و عصر خود ما اتفاق افتاده است. و در برخی، قراین صدق و شواهد حقیقت، بوفور، وجود داشته است. و پاره ای را ناقلانی گفته اند که فوق ثقه، و فوق عادل، بوده اند.