فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

ز - در مکاشفات و عرفان

عارفان اسلامی، از مذاهب مختلف، و اصحاب مکاشفات نیز، اعتقاد به مهدی موعود را مطرح کرده اند، و بر عظمت و مقام آن امام تاکید نموده اند. برخی از آنان به وجود امام غایب علیه السلام، از طریق مکاشفه پی برده اند، و برخی سخن از مشاهده و رویت نیز گفته اند. آنان این مطالب را به گونه هایی به دیگران رسانیده اند، و در این باره، به شعر و نثر، مسائلی ابراز داشته اند.
بطور کلی، در میان عارفان مسلمان، اعم از سنی و شیعه، و اعم از آنان که ادعای رویت و مشاهده کرده اند، یا آنان که چنین ادعایی نکرده اند، به چهره های مشهوری بر می خوریم، که هر کدام به گونه ای، وجود مهدی علیه السلام، و غیبت و ظهور او را مورد تاکید قرار داده اند، و این موضوعات را از حقایق مسلم دین و وقایع حتمی جهان دانسته اند، کسانی از رده:
1 - شیخ محیی الدین ابن عربی.(270)
2 - شیخ صدر الدین قونیوی.
3 - جلال الدین رومی.(271)
4 - شاه نعمه الله ولی.(272)
5 - شیخ حسن عراقی.
6 - شیخ عبدالوهاب شعرانی.
7 - شیخ فرید الدین عطار نیشابوری.
8 - حافظ رجب برسی.
9 - شیخ محمود شبستری.
10 - شیخ احمد جام نامقی (ژنده پیل).
11 - شیخ ابو یعقوب بادسی.
12 - خواجه محمد پارسا.
کسانی که نام بردیم برخی از عرفای اهل سنتند و برخی شیعه. در اینجا لازم است بگوییم که در میان اهل سنت، بویژه عالمان ومحققان و عارفان و شاعران ایشان، کسان بسیاری به هم رسیده اند، که نسبت به مقام والای مهدی آل محمد ((صلی الله علیه و آله و سلم)) اظهار ارادت و اخلاص کرده اند، و شیفتگی نشان داده اند، تعبیراتی زیبا در این باره به کار برده اند(273)، و قصاید و اشعاری - چنانکه یاد شد - سروده اند. جمعی از عالمان متصوف آنان، مهدی علیه السلام را، قطب زمان، و ولی دوران، و خاتم اولیاء دانسته اند. و از راه کشف و مشاهده، وجود مهدی را اثبات کرده اند. در این مقوله، فیلسوف اجتماعی معروف، ابن خلدون مغربی، چنین آورده است:
متصوفان متاخر، درباره اثبات وجود این ولی فاطمه طریقه ای دیگر دارند و استدلالی دیگر، آنان از راه کشف و شهود - که اصل طریقه آنان است - وجود وی را اثبات می کنند. از متاخرین تصوف و عرفان، کسی که بیشتر از همه، درباره این ولی فاطمه سخن گفته است، محیی الدین ابن عربی است، در کتاب عنقاء مغرب، و ابن قسی است، در کتاب خلع النعلین...محیی الدین او را خاتم اولیاء نامیده است... اما متصوفانی که با ما هم عصر بوده اند بیشتر آنان به ظهور مردی اشاره می کنند، که مجدد احکام دین و مراسم حق و آیین است...برخی از آنان می گویند: این مرد فاطمی و از فرزندان فاطمه است. برخی دیگر، به طور مطلق می گویند. ما این مطلب را از جماعتی از آنان شنیده ایم که بزرگتر ایشان، رئیس اولیا در مغرب، ابو یعقوب بادسی است. این عارف در آغاز این قرن، قرن هشتم، می زیسته است. نواسه او که دوست ماست: یعنی: ابو یحیی زکریا، از پدر خود، ابو محمد عبدالله، از جد خود ابو یعقوب مذکور، مطلب مهدی را برای من نقل کرد.(274)
سخنان عرفا و اصحاب ریاضات، در کتابهای مربوط نقل شده است. برخی از ایشان در سخنان خویش یاد کرده اند که اولیا و اهل توجه، همواره در طلب مهدی هستند و متوجه به حضرت مهدویه اند. ما در این رساله،به نقل دو قطعه منظوم، از دو عارف معروف، بسنده کنیم:

1 - شیخ فرید الدین عطار نیشابوری:

(در گذشته 618 ه ق)
صد هزاران اولیا، روی زمین - از خدا خواهند مهدی را یقین
یا الاهی، مهدیم، از غیب، آر - تا جهان عدل گردد آشکار
مهدی هادی ست تاج اتقیا - بهترین خلق برج اولیا
ای ولای تو معین آمده - بر دل جانها همه روشن شده
ای تو خاتم اولیای این زمان - وز همه معنی نهانی، جان جان
ای تو هم پیدا و پنهان آمده - بنده عطار ت ثنا خوان آمده(275)

2 - شیخ محمود شبستری:

(در گذشته 720 ه ق)
بسی گفتند از عیسی و مهدی - مجرد شو، تو هم عیسای مهدی
زمهدی، گرچه روزی چند، پیشی - بکش دجال خود، مهدی خویشی
چو تو، در معرفت، چون طفل مهدی - چه دانی، قدر علم و فضل مهدی؟
به نور علم می کن دیده روشن - که تا بتوانیش هر لحظه دیدن
که گر در جهل خود، دایم، نشینی - چو مهدی پشت آید، هم نبینی
برو از علم مهدی بهره بر گیر - جوانمردی کن و بشنو از این پیر
خوشا وقت کسان عهد مهدی - خوشا آن کودکان مهد مهدی
که هر علمی که باشد زیر کان را - الف،، بی، تی بود، آن کودکان را
ز علمش خلق عالم، علم گیرند - ز دینش، مشرکین هم دین پذیرند
هر آن سری که هست امروز پنهان - به علم خویشتن پیدا کند آن
به دورش، دولت حق رخ نماید - جهان را فیض وی فرخ نماید
تمنی باشد آنگه مردگان را - که یکبار دگر یابند جهان را
که تا از جهل کلی دور گردند - ز شمس علم او، پر نور گردند
ره عرفان نفس خود بیابند - بدان عرفان، به سوی حق شتابند
بتابد نور او از سوی مغرب - بر آید آفتاب از کوی مغرب(276)
ما، به منظور تکمیل مباحث این بخش، که از رشته های گوناگون معارف و فلسفه، مطالبی درباره مهدی و مهدویت آوردیم، این قسمت را هم از عرفان و عارفان نقل کردیم.