فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

ه- در فلسفه اخوان الصفا

فیلسوفان اخوان الصفا نیز، در فلسفه خویش، به اهمیت امر مهدی علیه السلام توجه کرده اند، و با بیانی زیبا، مسئله غیبت و ظهور را، و مسئله مهدویت را، شرح داده اند:
اخوان الصفا معتقد به مهدی هستند، و معتقدند که او باز می گردد، تا زمین را پر عدل و داد کند، بعد آنکه پر جور و ظلم شده باشد. و مردم را عبودیت می رهاند. و دعوت اخوان الصفا را آشکار می کند، و جمع پراکنده ایشان را گرد می آورد. و بدینگونه با ظهور آن نفس زکیه (جان پاک)، هر حقی به صاحبش باز می گردد...می گویند: امام در میان مردم است، جز اینکه برای امامان دو دور وجود دارد: دور کشف، و دور ستر.
در دور کشف، امامان در میان مردم ظاهر باشند، و در دور ستر غیر ظاهر. و این امر، روی ترس نیست. و اما دوستان ایشان، جای امامان غایب را بدانند، و هر گاه اراده کنند نزد آنان روند. و اگر چنین نباشد، زمانه امام - که حجت خداست بر خلق - خالی خواهد ماند، و حال آنکه خداوند، هیچگاه، خلق را بی حجت نگذارد، و رشته ای را که در میان او و مردم کشیده شده است قطع نکند. امامان میخهای زمینند، و - چه در دوره کشف و چه در دور ستر - خلفای حقیقی خدا هستند. در دوره کشف، قدرت و تصرفشان در ابدان و اجسام ظاهر گردد، و در دوره ستر، اثرشان در جانها و خردها، صاحبان مملکت ارضی و خلافت جسمانی جاری باشد...هر کس بمیرد، و امام زمان خود را نشناسد، چون مردم عصر جاهلیت (یعنی بی هیچ دینی) مرده است. نیز هر کس بمیرد، و در گردن او بیعت امام نباشد، چون مردم عصر جاهلیت مرده است.(264)

و - در علم کلام و اعتقادات

متکلمان و متخصصان علوم اعتقادی نیز، وجود مهدی را مستند شناخته اند، و در کتابهای علم کلام و عقاید(265)، در این باره، به بحثهایی چند پرداخته اند، از جمله، تفسیر غیبت، فواید وجود امام در حال غیبت، صحت طول عمر، و...
متکلمان و علمای بزرگ عقاید، مسئله مهدویت را، در ارتباط با قاعده لطف الاهی - که در علم کلام معروف است - تفسیر کرده اند، و ضرورت وجود امام را با این قاعده به ثبوت رسانیده اند. در این مقام فیلسوف معروف و متکلم بزرگ جهان اسلام، خواجه نصیر الدین طوسی، چنین می گوید:
انحصار اللطف فیه معلوم للعقلاء، و وجوده لطف، و تصرفه لطف آخر، و عدمه منا.(266)
- در نزد خردمندان روشن است که لطف الاهی (پس از فرستادن پیامبر)، منحصر است در تعیین امام (تا مردمان، بی راهبر و مربی و معلم نمانند، و کتاب و سنت، شارحی لایق و مطمئن داشته باشد، و واسطه فیض قطع نگردد)، و وجود امام - به خودی خود - لطف است از سوی خداوند.(267) و تصرف او در امور (و حضور اجتماعی او، و تشکیل حکومت اسلامی و نشر تربیت قرآنی به وسیله او) لطفی دیگر است. و غیبت او، مربوط به خود ماست.
در این بخش، که به نظریات علمای عقاید توجه داریم، فشرده ای از گفتار دو دانشمند علوم اعتقادی را نیز می آوریم: مولف کفایه الموحدین، و مولف بیان الفرقان. یاد شدگان، در این مقوله گفتاری دارند، که خلاصه آن این است:
چون مهدی - علیه السلام - آخرین خلیفه و حجت خدایی است، لازم بود که خود را از گزند حوادث و دستهایی که او را می جستند تا از میان ببرند، مصون بدارد، و در کنف غیبت الاهی مستور گرد. و چون موقعیت امام، به منزله موقعیت پیامبر است پس از تبلیغ (یعنی: احکام تبلیغ شده است) پس با پنهان بودن او، مردم - اگر چه از دیدارش محرومند - عبث رها نخواهند شد، بلکه باید به احکامی که در دست است عمل کنند. البته اگر روزی، تمام نوامیس دین ضایع گشت، آناً ظهور خواهد کرد.(268)
در کتابهای عقاید، به دلیل قطعی بودن مسئله مهدی بر اساس اسلام و مدارک اسلامی، و احادیث فراوان نبوی، اعتقاد به این مسئله را جزء ضروریات اسلام شمرده اند. و منکر آن را، منکر ضروری دانسته اند.(269)

ز - در مکاشفات و عرفان

عارفان اسلامی، از مذاهب مختلف، و اصحاب مکاشفات نیز، اعتقاد به مهدی موعود را مطرح کرده اند، و بر عظمت و مقام آن امام تاکید نموده اند. برخی از آنان به وجود امام غایب علیه السلام، از طریق مکاشفه پی برده اند، و برخی سخن از مشاهده و رویت نیز گفته اند. آنان این مطالب را به گونه هایی به دیگران رسانیده اند، و در این باره، به شعر و نثر، مسائلی ابراز داشته اند.
بطور کلی، در میان عارفان مسلمان، اعم از سنی و شیعه، و اعم از آنان که ادعای رویت و مشاهده کرده اند، یا آنان که چنین ادعایی نکرده اند، به چهره های مشهوری بر می خوریم، که هر کدام به گونه ای، وجود مهدی علیه السلام، و غیبت و ظهور او را مورد تاکید قرار داده اند، و این موضوعات را از حقایق مسلم دین و وقایع حتمی جهان دانسته اند، کسانی از رده:
1 - شیخ محیی الدین ابن عربی.(270)
2 - شیخ صدر الدین قونیوی.
3 - جلال الدین رومی.(271)
4 - شاه نعمه الله ولی.(272)
5 - شیخ حسن عراقی.
6 - شیخ عبدالوهاب شعرانی.
7 - شیخ فرید الدین عطار نیشابوری.
8 - حافظ رجب برسی.
9 - شیخ محمود شبستری.
10 - شیخ احمد جام نامقی (ژنده پیل).
11 - شیخ ابو یعقوب بادسی.
12 - خواجه محمد پارسا.
کسانی که نام بردیم برخی از عرفای اهل سنتند و برخی شیعه. در اینجا لازم است بگوییم که در میان اهل سنت، بویژه عالمان ومحققان و عارفان و شاعران ایشان، کسان بسیاری به هم رسیده اند، که نسبت به مقام والای مهدی آل محمد ((صلی الله علیه و آله و سلم)) اظهار ارادت و اخلاص کرده اند، و شیفتگی نشان داده اند، تعبیراتی زیبا در این باره به کار برده اند(273)، و قصاید و اشعاری - چنانکه یاد شد - سروده اند. جمعی از عالمان متصوف آنان، مهدی علیه السلام را، قطب زمان، و ولی دوران، و خاتم اولیاء دانسته اند. و از راه کشف و مشاهده، وجود مهدی را اثبات کرده اند. در این مقوله، فیلسوف اجتماعی معروف، ابن خلدون مغربی، چنین آورده است:
متصوفان متاخر، درباره اثبات وجود این ولی فاطمه طریقه ای دیگر دارند و استدلالی دیگر، آنان از راه کشف و شهود - که اصل طریقه آنان است - وجود وی را اثبات می کنند. از متاخرین تصوف و عرفان، کسی که بیشتر از همه، درباره این ولی فاطمه سخن گفته است، محیی الدین ابن عربی است، در کتاب عنقاء مغرب، و ابن قسی است، در کتاب خلع النعلین...محیی الدین او را خاتم اولیاء نامیده است... اما متصوفانی که با ما هم عصر بوده اند بیشتر آنان به ظهور مردی اشاره می کنند، که مجدد احکام دین و مراسم حق و آیین است...برخی از آنان می گویند: این مرد فاطمی و از فرزندان فاطمه است. برخی دیگر، به طور مطلق می گویند. ما این مطلب را از جماعتی از آنان شنیده ایم که بزرگتر ایشان، رئیس اولیا در مغرب، ابو یعقوب بادسی است. این عارف در آغاز این قرن، قرن هشتم، می زیسته است. نواسه او که دوست ماست: یعنی: ابو یحیی زکریا، از پدر خود، ابو محمد عبدالله، از جد خود ابو یعقوب مذکور، مطلب مهدی را برای من نقل کرد.(274)
سخنان عرفا و اصحاب ریاضات، در کتابهای مربوط نقل شده است. برخی از ایشان در سخنان خویش یاد کرده اند که اولیا و اهل توجه، همواره در طلب مهدی هستند و متوجه به حضرت مهدویه اند. ما در این رساله،به نقل دو قطعه منظوم، از دو عارف معروف، بسنده کنیم: