فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

1 - نظر گاههای علوم عقلی

در فصلهای پیشین، مسائل موضوع را، نظر گاههای علوم نقلی(249) دیدیم: و با آیاتی چند قرآن کریم در این باره، بویژه سوره قدر، بیشتر آشنا شدیم، و حقایقی مستند، و مطالبی والا آگاهی یافتیم.(250) اکنون می خواهیم وارد حوزه علوم عقلی شویم، و با دیدگاههای این علوم نیز، درباره مسئله مهدی موعود، آشنا گردیم.
می دانیم که علوم غیر عقلی، به دو بخش تقسیم می شود: علوم عقلی، و علوم تجربی و آزمایشی؛ یا علوم عقلی و علوم حسی؛ یا علوم تجریدی و علوم مادی. بحث درباره طول عمر را نظر علوم تجربی و حسی، برای فصل بعد می گذارم. در این فصل، به رشته های علوم عقلی می پردازیم، و به مسائل مهدویت دیدگاههای این علوم.

الف - در معارف قرآنی

نظر معارف حقه قرآنی، و شناختهای اسلامی، زمین - و جهان ارض - مرکز خلافت الاهیه است. همواره زمین جایگاه خلیفه الاهی است، و تا زمین باشد اینچنین است، و هیچگاه جز این نخواهد بود - چنانکه در فصل پیش اشاره کردیم. قرآن کریم می فرماید:
و اذ قال ربک للملائکه: انی جاعل فی الارض خلیفه...(251)
- امام، امانتدار خداست در زمین، و حجت خداست در میان مردمان، و خلیفه خداست در آبادیها و سرزمینها...
تعبیرهای قرآن کریم، و حدیث شریف، در این مقام، قابل توجه و تامل بسیار است، بویژه تعبیر فی الارض، (یا: فی ارضه)، تعبیر امین الله. با تامل در تعبیر فی الارض، پی می بریم که تکون انسانی ارض، با حضور خلیفه خدا محقق خواهد گشت، و گرنه زمین سیاره ای خواهد بود مانند سیاره های دیگر. آنچه زمین را، هویت الاهی می دهد، و آن را، به عنوان محل سکونت انسان، برقرار می دارد، و به صورت نشئه تربیت و آزمایشگاه جهان وجود در می آورد، و محل نزول فیض، و آمد و شد گاه فرشتگان می سازد، حضور خلیفه خدا، و صاحب سر الاهی (ولایت کلی) است در این سیاره. و این چگونگی که یاد شد، تا هر زمان که زمین اهلی و ساکنانی داشته باشد ادامه دارد، یعنی تا هنگام پدید آمدن نشانه های رستاخیز، و به هم ریختن اوضاع کیهانی این منظومه.
بنابراین، تا زمین به عنوان مسکن انسان بر سر پاست، هیچ آن خالی حجت خدا - پیامبر یا امام - نخواهد بود. اگر یک انسان در زمین باشد، همو، حجت و خلیفه خداست. اگر دو تن یا بیشتر باشند، یکی آنان حجت و خلیفه خداست - چنانکه در تعالیم آمده است.(252) و چنانکه در فصل پیشین، به پاره ای این حقایق، اشاره کردیم.

ب - در فلسفه الاهی

فلاسفه اسلام نیز، به مسئله ولی کامل، و حضور خلیفة الله در زمین توجه کرده اند. آنان نیز این حقیقت را بر پایه مبانی و استدلالهای خویش مبرهن ساخته اند، و با تعبیرهایی که ویژه اصحاب فلسفه است، آن را توضیح داده اند. شیخ فلاسفه اسلام، ابو علی ابن سینا، در کتاب الشفاء در فصلی که راجع به امام و خلیفه گفتگو می کند، و مقامات و مراتب باطنی و اخلاقی و علمی انسان کامل را گزارش می دهد، می گوید:
... و من فاز، مع ذلک، بالخواص النبویه، کاد یصیر ربا انسانیا...و کاد ان تفوض الیه امور عباد الله. و هو سلطان العالم الارضی، و خلیفة الله فیه(253)
- هر کس، علاوه بر آنچه (درباره امام و خلیفه) گفته شد، دارای خواص پیامبری باشد، چنین کس رب النوع انسان تواند بود...و امور بندگان خدا به دست او سپرده تواند شد. و اوست فرمانروای جهان خاکی، و همو خلیفه الله است در زمین.
روشن است که مقصود العالم الارضی، جمیع کاینات ارضی است(254)، که تحت استیلای ولایتی امام است، چنانکه تعبیر ربا انسانیا نیز استفاده می شود، که مقصود، صاحب تاثیر بودن است در تربیت صورت نوعیه. و تعبیر تفویض امور، هم شامل ولایت تکوینی است، و هم ولایت تشریعی.
فیلسوف بزرگ، میرداماد حسینی نیز، حقیقت یاد شده را، با تأیید و تاکید، نقل کرده و تقدیر فرموده است.(255)