فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

7 - علی و شب قدر

امام علی علیه السلام در حدیثی که برخی مقامات خویش را برای حارث همدانی یاد می کند می گوید: مرا در شب قدر، همه ساله، نیرویی افزون رسد. و این در فرزندانم که نگهبانان دینند، چنان آمدن شب و روز، تا قیامت باقی است.(233) امام صادق علیه السلام - به نقل پدر خویش - می گوید:
هنگامی، علی علیه السلام، سوره انا انزلناه را می خواند، و فرزندانش، حسن و حسین، در نزد او بودند. حسین به پدر عرض کرد: ای پدر، وقتی تو این سوره را می خوانی، شیرینی و حلاوت دیگری آن حس می شود؟ علی علیه السلام فرمود: ای فرزند پیامبر و فرزند من! من از این سوره چیزی می دانم که تو (اکنون) نمی دانی. چون این سوره فرود آمد، جد تو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا خواست. وقتی نزد او رفتم، سوره را خواند: آنگاه دست خویش بر روی شانه راست من نهاد و فرمود: ای برادر و وصی من: و ای ولی امت من پس از من، و ای جنگنده بی امان با دشمنان من... این سوره، پس از من، آن توست، و پس از تو، آن دو فرزند تو است. جبرئیل - که در میان فرشتگان او برادر من است - حوادث یکسال امت مرا (در شب قدر) به من خبر می دهد. پس من این اخبار را به تو خواهد داد. ولها نور ساطع، فی قلبک و قلوب اوصیائک الی مطلع فجر القائم - و این سوره، در قلب تو، و در قلب اوصیای تو، همواره، نوری تابناک خواهد افشاند، تا به هنگام طلوع سپیده دمان ظهور قائم.(234)

8 - لیله مبارکه

شب قدر، در قرآن کریم، علاوه بر سوره قدر، در سوره دخان نیز مطرح گشته است. در آیات آغاز این سوره، نزول قرآن در شب قدر، و تعیین امور بر طبق حکمت، سخن رفته است:
انا انزلناه فی لیله مبارکه، انا کنا منذرین. فیها یفرق کل امر حکیم. امرا من عندنا، انا کنا مرسلین(235).
- ما قرآن را، در شبی با برکت و خجسته (شب قدر)، فرو فرستادیم، تا خلق را بیاگاهانیم و هشدار دهیم.
در این شب، هر کاری، بر طبق حکمت، فیصله می یابد، و تعیین می گردد. اینهمه به فرمان ماست، که فرشتگان را فرو می فرستیم.
در این آیات نیز، سخن شب قدر و شب تقدیر و برکت است، و سخن نزول قرآن است، و فرود آمدن فرشتگان به امر خدا: در این لیله مبارکه، قرآن را فرستادیم. در این شب، هر امری، بر طبق حکمت، فیصله می یابد، و جدا جدا تقدیر و تعیین می شود. در این آیه نیز، فعل به صورت مستقبل (یفرق) ادا شده است، و دلالت بر استمرار دارد، می فهماند که این تفریق و تحکیم امور، همواره در چنین شبی انجام می پذیرد.
در فصل آینده خواهیم گفت که تنظیم امور، در طول زمانی، مستلزم اجمال و تفصیل است، یعنی: نخست همه امور را بطور کلی تعیین کنند، و سپس جزئیات آن را در جریان تحقق قرار دهند. فرض کنید: شما برنامه و مخارج یکساله خود را، همراه کارها و وظایفی که دارید، ابتدا در نظر می گیرید و تعیین می نمایید. سپس در طول سال، بر طبق آن برنامه تعیین شده، بطور دقیق و منظم، عمل می کنید. این حقیقت که لازمه طبیعی نظم و تنظیم است، و مربوط است به تفریق امور، یعنی: فیصله دهی و جدا نهی یک یک امر و مسائل، در حدیثی یاد شده است. در این حدیث، امام صادق علیه السلام می فرماید:
قال: فیها یفرق کل امر حکیم، کیف یکون حکیما، الا ما فرق...(236)
خداوند فرموده است: در این شب، هر کاری استوار و با حکمت، معین می شود. و چگونه چیزی، استوار و با حکمت تواند بود، مگر آنچه به طور مشخص، برنامه ریزی و تعیین شده باشد؟
بنابراین، جریان یافتن استوار و منظم امور گوناگون در عالم، با این همه ژرفی و پهناوری، با میلیاردها میلیارد اجزا و افراد، و با میلیاردها میلیارد قانون و ناموس چنین است که نخست در برنامه ای دقیق و تقدیری حکیمانه مقرر می گردد، و سپس در ارتباط با خلیفه خدا در زمین (یعنی: مجری و ناظر اجرا)، به مرحله تحقق می رسد. و بدینگونه، این آیات همه دلالت دارد بر استمرار وجود حجت خدا در زمین. و اکنون، حجت خدا در زمین، و واسطه فیض، و ولی مطلق، و به تعبیر شیخ بها الدین عاملی: صاحب اسرار خدایی در این جهان(237)، امام موعود، قطب دوران، روح جهان، حقیقت زمان، و عدل قرآن، حضرت حجت بن الحسن المهدی است، صلوات الله و سلامه علیه. و او خود، صاحب شب قدر است، و آستان اعلای او، محل فرود آمدن روح و فرشتگان است در شب قدر. در حدیث است که:
مردمان، در شب قدر، در حال نمازند و دعا، و مسئلت کردن درگاه خدا، و صاحب این امر، سر گرم است به کار فرشتگانی که نزد او فرود می آیند، و مقدرات و امور و پرونده حوادث سال را پیش او می آورند...(238)

9 - احتجاج

در قرآن کریم، سخن خلافت الاهی در زمین رفته است: خدا به فرشتگان گفت: جانب خود، در زمین خلیفه ای بگذارم و بگمارم(239). درباره این موضوع در فصل بعد سخن خواهیم گفت.
در اینجا، یاد آوری می کنیم که مقصود تعبیرهای ولی مطلق، ولی کامل، ولی زمان، ولی عصر، حجت ناطق، و صاحب شب قدر...همان خلیفه خدا است در زمین. و پس از درگذشت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و پایان یافتن دور نبوت و پیامبری، این مرتبه بزرگ،از آن اوصیای پیامبر است، یعنی: علی و یازده فرزندش.
با، توجه به این حقایق قرآنی و اسلامی، چگونه می توان به ذهن خطور داد، که چنین امری، و چنین ارتباطی با خدا و باطن عالم و اسرار تقدیر، متعلق به خلفای عباسی باشد، امثال منصور دوانیقی، و هارون الرشید، و جعفر متوکل، یا متعلق به خلفای اموی باشد، امثال یزید ابن معاویه، و ولید ابن عبدالملک، و مروان بن حمار؟! آیا اینان می توانند وارث عهد الاهی باشند و خلیفه خدا باشند در زمین؟ خلافت عهد خدایی است. و عهد خدایی: جز به پاکان، و نیکان، و معصومان، و مطهران نخواهد رسید. اینانند که میتوانند وارث علوم انبیا، و حامل عهد خدا باشند، که لاینال عهدی الظالمین...(240)
این است اینها، که مسئله شب قدر، و خلافت الاهی در زمین، و حضور مداوم آن - که به تعبیری دیگر: ادامه بقای قرآن است در ارض و ادامه حجیت آن - در رابطه مستقیم قرار دارد با لزوم امام. و اینجاست که سوره قدر، و سوره دخان، مهمترین دلیلهای حضور و لزوم امامت حقه و خلافت الاهیه است در زمین. و عظیمترین اسناد تداوم ناموس الاهی است، در جهان ارض. و بر اساس این شناخت قرآنی است، که امام نهم، حضرت جواد علیه السلام، تعلیمی به شیعه می دهد، بسیار گرانقدر، و معرفت آموز، می فرماید:
- ای پیروان تشیع! با مخالفان امامت، به سوره انا انزلناه استدلال کنید، تا پیروز گردید.(241) به خدا سوگند، این سوره، پس در گذشت پیامبر، حجت خدای متعال است بر خلق.(242) این سوره، نقطه اوج دین شماست. این سوره، نشانه ابعاد علم ماست. ای شیعیان! همچنین به سوره حم دخان، که در آن، آیه انا انزلناه فی لیله مبارکه آمده است، استدلال کنیم! این سوره (و این مقام)، پس رسول الله، خاص ولی امر (حجت خدا) است در هر عصر....