فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

2 - آیا کدامین شب؟

این امر بزرگ چیست؟
و این شب کدام است؟
آن شب فرخنده، که قرآن فرود آمده است، چه شب است؟
آن شب که هزار ماه بهتر است، کدام لحظات گرانقدر است؟
آن شب، که فرشتگان فرود می آید، و روح (جبرئیل)(210) نیز فرود می آید، کدامین است؟
آن شب، که فرمانها و تقدیرها را به زمین می آورد، و بر طبق حکمت بر می نهند، و معین می دارند؟...
آن شب، که تا سپیده دمان، همه آنان و لحظات آن، درود است و سلام، و رحمت است و سلامت، و ایمن است و فرخندگی؟...
این واقعیت بزرگ، که با فعل مضارع بیان شده است، و استمرار را می رساند چیست: تنزل الملائکه و الروح... فرشتگان و روح، همی فرود آیند، و همی فرود آیند، به کجا؟
آری، فرشتگان و روح، در هر سال، در شب هنگام قدر پیوسته فرود آینده، و به اذن خدا، هر امری، و تقدیری را فرود آورند... این امر چگونه است؟ این فرشتگان نزد چه کسی می روند، و فرمانها و تقدیرها را به چه کسی می سپارند؟ آنجا که روح بزرگ فرود می آید کجاست؟ و آن آستان مقدس، و مطلع نور، و مرکز ناموس، که کل امر، به همراه فرشتگان، به جانب آن فرود آورده می شود، کدام آستان است؟ در شب قدر، فرودگاه فرشتگان آسمان، در کدام سر منزل قدس، و مهبط مطهر است؟

3 - شب قدر است و طی شدن نامه هجر

آن شب، که باید شکوائیه هجران را درنوردید، و به امید وصل و دیدار بیدار نشست، و جام طهور سلام، تا مطلع فجر، سر مست بود، کدام شب است؟
آن شب، که شاعر حافظ قرآن، با الهام گرفتن قرآن، آن را شب وصل می نامد، و نامه هجران را، در آن شب، طی شده و پایان یافته می خواند، کدام شب نورانی و دل افروز است؟ شبی که در عاشقی ثابت قدم بود: در طلب کوشیده، و بیدار ماند، و دیدار جست، و احیا گرفت، و به نیایش پرداخت، و کار خیر کرد، و صالحات به جا آورد، و به نیازمندان رسید، و دانایی طلبید، و مذاکره علم کرد؟(211) شبی که در آن، کاری بی اجر نخواهد ماند؟ شبی که باید به یاد روی آن محبوب عزیز، و آن یار آواره دیار، و پنهان رخسار، تا دردمندیهای عاشقانه نالید، و دیدار روی او را از خدای طلبید؟... کدام شب عزیز است؟
وصل است و طی شد نامه هجر(212) - سلام فیه حتی مطلع الفجر
دلا در عاشقی ثابت قدم باش - که در این ره نباشد کار بی اجر
برآ ای صبح روشندل خدا را! - که بس تاریک می بینم شب هجر
دلم رفت و ندیدم روی دلدار - فغان این تطاول، آه این زجر(213)
اشاره های حافظ، در این غزل، بویژه با تضمین کلمات قرآنی سوره قدر همه و همه، به همین معانی است: شب قدر، رابطه آن با امام و غیبت، ثابت قدم بودن در عاشقی اگر چه مشکلات در کار باشد، و هجرانی طولانی تو را معشوق حقیقی دور بدارد، همچنین آرزوی ظهور و دمیدن صبح روشندل وصال، به امید رهایی شب تاریک هجران و غیبت، و سرانجام، شکوه تطاول مهجوری، و درازی دوران دوری...
آری، حافظ، این دوری و مهجوری، اینگونه می نالد، و دست تطاول این هجران و غیبت، اینسان شکوه می کند، اما با توجه به حقیقت امر، می خواهد تا همگان در شور عشق و عاشقی، ثابت قدم باشند، و در طلب و دلدادگی، استوار مانند...
خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی، درباره ولایت عصر، و ذخیره دهر، بجز این غزل، سخنانی شیفته وار و اشارتهای لطیف دارد، جمله:
کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل - بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید.
غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش - زده ام فالی و فریادرسی می آید
ای پادشه خوبان - داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد - وقتست که باز آیی
مشتاقی و مهجوری - دور از تو چنان کردم
کز دست بخواهد شد - پایاب شکیبایی
یا رب به که شاید گفت - این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود - آن شاهد هر جایی(214)
ساقی، چمن گل را - بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن - تا باغ بیارایی
ای درد توام درمان - در بستر ناکامی
وی یاد توام مونس - در گوشه تنهایی(215)

4 - شبی، در هر سال

چنانکه از آیه های سوره قدر(216)، بروشنی فهمیده می شود، در هر سال شبی هست، که از هزار ماه - به ارزش قدر و فضیلت - برتر است.(217) و این شب، در هر سال، هست. و در هر سال، یک شب، شب قدر است. در این شب، فرشتگان به همراه بزرگ خویش (روح) به زمین می آیند، و هر امر و فرمان و تقدیری، که سوی خدا معین شده است - برای یک سال، تا شب قدر سال آینده - فرود می آورند.
آنچه احادیثی که در تفسیر این سوره، و تفسیر آیات آغاز سوره دخان، و جز آن رسیده است، فهمیده می شود، این است که فرشتگان در شب قدر مقدرات یکساله را به نزد ولی مطلق زمان می آورند، و بر او عرضه می دارند و به او تسلیم می کنند. این واقعیت، همواره، بوده است و خواهد بود. در روزگار پیامبر اکرم، محل نزول فرشتگان شب قدر، آستان مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم بوده است. این امر مورد قبول همگان است. امر دیگری که مورد قبول است این است که پس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز شب قدر هست، چنانکه در قرآن کریم، در سوره قدر، و سوره دخان، بروشنی ذکر شده است، که شب قدر، در هر سال هست. رشید الدین میبدی، مفسر معروف سنی، می گوید:
برخی گفته اند: این شب قدر، به روزگاران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود، و سپس از میان رفت. اما چنین نیست، زیرا که همه اصحاب پیامبر و علمای اسلام معتقدند که شب قدر، تا قیام قیامت، باقی است.(218) شیخ طبرسی نیز در این باره، روایتی از ابوذر غفاری نقل می کند:
جاءت الروایه عن ابی ذر، انه قال: یا رسول الله! لیلة القدر هی شی ء تکون علی عهد الانبیاء، ینزل فیها، فاذا قبضوا رفعت؟ قال: لا، بل هی الی یوم القیامة(219).
- ابوذر غفاری روایت است که گفت: به پیامبر خدا گفتم: ای پیامبر! آیا شب قدر و نزول فرشتگان، در آن شب، تنها در زمان پیامبران وجود دارد، و چون پیامبران جهان رفتند، دیگر شب قدری نیست؟ پیامبر فرمود: نه، بلکه شب قدر، تا قیام قیامت هست.
درباره این امر شناختی مهم، از احادیث متعدد رسیده است، و این موضوع عظیم قرآنی، مورد تشریح و توضیح قرار گرفته است. از این جمله است حدیث دیگری، که در کتاب اصول کافی نقل شده است. در این حدیث، قول امام جعفر صادق علیه السلام، چنین آمده است:
علی علیه السلام بسیار فرمود، که هر گاه دو تن از اصحاب نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند، و آن حضرت سوره انا انزلنا را با خشوع و گریه تلاوت می کرد، می گفتند: چقدر در برابر این سوره حساسی؟ می فرمود: این حساسیت برای چیزی است که چشمانم دیده است، و جانم نیوشیده است. و پس از من، جان این مرد(اشاره به علی) خاهد نیوشید. می پرسیدند: تو چه دیده ای، و او چه خواهد دید؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در پاسخ آنها روی خاک می نوشت: تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر - در شب قدر فرشتگان و روح، به اذن خدا، هر امری (و تقدیری) را فرود می آورند. آنگاه می فرمود: پس اینکه خدای متعال فرموده است: من کل امر، (هر امری)، آیا چیز دیگری باقی خواهد ماند؟ می گفتند: نه...(220)