فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

1 - سوره قدر

بسم الله الرحمن الرحیم.
انا انزلناه فی لیله القدر.
و ما ادراک ما لیله القدر.
لیلة القدر خیر من الف شهر.
تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر.
سلام هی حتی مطلع الفجر.
- ما قرآن را، در شب قدر، فرو فرستادیم.
تو شب قدر را چگونه شبی می دانی؟
شب قدر، از هزار ماه بهتر است.
در آن شب فرشتگان و روح (جبرئیل)، به اذن خدا، همه فرمانها و سرنوشتها را فرود می آورند.
آن شب، تا سپیده دمان، همه، سلام است و سلامت.

2 - آیا کدامین شب؟

این امر بزرگ چیست؟
و این شب کدام است؟
آن شب فرخنده، که قرآن فرود آمده است، چه شب است؟
آن شب که هزار ماه بهتر است، کدام لحظات گرانقدر است؟
آن شب، که فرشتگان فرود می آید، و روح (جبرئیل)(210) نیز فرود می آید، کدامین است؟
آن شب، که فرمانها و تقدیرها را به زمین می آورد، و بر طبق حکمت بر می نهند، و معین می دارند؟...
آن شب، که تا سپیده دمان، همه آنان و لحظات آن، درود است و سلام، و رحمت است و سلامت، و ایمن است و فرخندگی؟...
این واقعیت بزرگ، که با فعل مضارع بیان شده است، و استمرار را می رساند چیست: تنزل الملائکه و الروح... فرشتگان و روح، همی فرود آیند، و همی فرود آیند، به کجا؟
آری، فرشتگان و روح، در هر سال، در شب هنگام قدر پیوسته فرود آینده، و به اذن خدا، هر امری، و تقدیری را فرود آورند... این امر چگونه است؟ این فرشتگان نزد چه کسی می روند، و فرمانها و تقدیرها را به چه کسی می سپارند؟ آنجا که روح بزرگ فرود می آید کجاست؟ و آن آستان مقدس، و مطلع نور، و مرکز ناموس، که کل امر، به همراه فرشتگان، به جانب آن فرود آورده می شود، کدام آستان است؟ در شب قدر، فرودگاه فرشتگان آسمان، در کدام سر منزل قدس، و مهبط مطهر است؟

3 - شب قدر است و طی شدن نامه هجر

آن شب، که باید شکوائیه هجران را درنوردید، و به امید وصل و دیدار بیدار نشست، و جام طهور سلام، تا مطلع فجر، سر مست بود، کدام شب است؟
آن شب، که شاعر حافظ قرآن، با الهام گرفتن قرآن، آن را شب وصل می نامد، و نامه هجران را، در آن شب، طی شده و پایان یافته می خواند، کدام شب نورانی و دل افروز است؟ شبی که در عاشقی ثابت قدم بود: در طلب کوشیده، و بیدار ماند، و دیدار جست، و احیا گرفت، و به نیایش پرداخت، و کار خیر کرد، و صالحات به جا آورد، و به نیازمندان رسید، و دانایی طلبید، و مذاکره علم کرد؟(211) شبی که در آن، کاری بی اجر نخواهد ماند؟ شبی که باید به یاد روی آن محبوب عزیز، و آن یار آواره دیار، و پنهان رخسار، تا دردمندیهای عاشقانه نالید، و دیدار روی او را از خدای طلبید؟... کدام شب عزیز است؟
وصل است و طی شد نامه هجر(212) - سلام فیه حتی مطلع الفجر
دلا در عاشقی ثابت قدم باش - که در این ره نباشد کار بی اجر
برآ ای صبح روشندل خدا را! - که بس تاریک می بینم شب هجر
دلم رفت و ندیدم روی دلدار - فغان این تطاول، آه این زجر(213)
اشاره های حافظ، در این غزل، بویژه با تضمین کلمات قرآنی سوره قدر همه و همه، به همین معانی است: شب قدر، رابطه آن با امام و غیبت، ثابت قدم بودن در عاشقی اگر چه مشکلات در کار باشد، و هجرانی طولانی تو را معشوق حقیقی دور بدارد، همچنین آرزوی ظهور و دمیدن صبح روشندل وصال، به امید رهایی شب تاریک هجران و غیبت، و سرانجام، شکوه تطاول مهجوری، و درازی دوران دوری...
آری، حافظ، این دوری و مهجوری، اینگونه می نالد، و دست تطاول این هجران و غیبت، اینسان شکوه می کند، اما با توجه به حقیقت امر، می خواهد تا همگان در شور عشق و عاشقی، ثابت قدم باشند، و در طلب و دلدادگی، استوار مانند...
خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی، درباره ولایت عصر، و ذخیره دهر، بجز این غزل، سخنانی شیفته وار و اشارتهای لطیف دارد، جمله:
کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل - بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید.
غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش - زده ام فالی و فریادرسی می آید
ای پادشه خوبان - داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد - وقتست که باز آیی
مشتاقی و مهجوری - دور از تو چنان کردم
کز دست بخواهد شد - پایاب شکیبایی
یا رب به که شاید گفت - این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود - آن شاهد هر جایی(214)
ساقی، چمن گل را - بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن - تا باغ بیارایی
ای درد توام درمان - در بستر ناکامی
وی یاد توام مونس - در گوشه تنهایی(215)