فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

توضیح:

منظور امام علیه السلام، از این سخن که فرمود: ...هر صبح و شام منتظر فرج باشید!، این است که در چنان اوضاع و احوالی، همواره، در انتظار وقوع واقعه باشید، از طریق پدیدار شدن علائم حتمی آن. پس انتظار فرج، در هر صبح و شام، با لزوم پدیدار شدن علائم حتمی منافاتی ندارد. منتظر فرج باشید، یعنی: منتظر علائم حتمی باشید، و سپس ظهور و فرج کلی. زیرا که پیدا شدن نخستین علامت از علائم حتمی - که پیاپی خواهد بود - تا رسیدن اصل فرج و بیرون آمدن امام علیه السلام، فاصله ای چندان نیست. درباره قتل نفس زکیه، شیخ مفید، حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
فاصله قتل نفس زکیه، و قیام قائم، بیش از 15 شب نخواهد بود(177)
البته، فاصله پاره ای علائم حتمی، با ظهور، از 15 شب بیشتر است، اما چندان زیاد نیست، حدود چند ماه...چنانکه برخی احادیث فهمیده می شود.

مسئله ششم

بزرگان دین گفته اند که در زمان غیبت کبری، کسان بسیاری به دیدار امام غایب علیه السلام نایل شده اند. شیخ استاد، در این باره، حدیثی از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نقل کرده است، و سپس توضیحی افزوده است. اینک، خلاصه ترجمه حدیث و توضیح استاد، در این مقوله:
برادران یوسف علیه السلام، صاحبان عقل و خرد، و اولاد پیغمبر بودند، بر حضرت یوسف علیه السلام وارد شدند، و با او سخن گفتند، و معامله و تجارت نمودند، و با هم برادر بودند، و یوسف را نشناختند، تا اینکه خود را معرفی کرد و فرمود: من یوسف هستم. پس آنگاه او را شناخته اند. آیا مردمی متحیر انکار می کنند که خداوند اراده کند تا حجت خود را از انظار مستور نماید. یوسف علیه السلام مالک مصر بود، و بین او و پدرش هیجده روز فاصله بود، اگر خدا می خواست جای یوسف را به پدرش نشان دهد، نشان می داد. پس چگونه انکار می کنند که خداوند رفتاری که با یوسف کرد با حجت خود بکند؟ چه مانعی دارد که صاحب امر...در بین مردم باشد، و در بازارهای آنان راه رود، و روی فرش آنان پا بگذارد، و در عین حال، مردم او را نشناسند، تا وقتی که خدا اذن دهد که خود را معرفی کند، چنانکه به یوسف اذن داده شد، وقتی برادرانش گفتند: تو خود همان یوسفی؟
گفت: آری منم یوسف.
این روایت صریح است در اینکه وجود مبارک ولی عصر - علیه السلام - با اینکه در بین مردم است، مردم او را نمی شناسند، منافات ندارند. زیرا مقصود این است که در عین حالی که آن حضرت در بین مردم می باشد، عموم مردم او را نمی شناسند. پس بین این روایات: و دیدن عده قلیلی امام را، بنا به مصالح و جهاتی، منافات نخواهد بود.(178)

10 - در آیینه زمان

می توان گفت، بسیاری از علائم آخرالزمان که در احادیث ذکر شده است، اکنون سالهاست که پدیدار گشته است، و همواره پدیدار می گردد. این علائم و پیشگوییهای عجیب و صحیح، بسیاری، درباره حوادث و احوالی است که در بستر زمان، از مدتها پیش از ظهور، به پدیدار گشتن آغاز می کند، و هر یکی پس از دیگری، و با زمینه ای، تحقق می یابد. تامل در اینگونه احادیث، که درباره آخرالزمان و احوال مردمان، در چنین روزگارانی، یعنی: روزگاران پیش ظهور، رسیده است (بویژه احادیث مفصل)، و در کتابهای حدیث ثبت است، اموری عظیم را آشکار می سازد. مقصود احادیثی است از این نمونه:
1 - احادیث معروف سلمان فارسی، از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، که دست در حلقه کعبه زد و فرمود،(179)
2 - حدیث انس بن مالک، از امیر المومنین علیه السلام، در براثا،(180)
3 - حدیث حمران بن اعین، از امام جعفر صادق علیه السلام.(181)
در این احادیث، احوال آخرالزمان و چگونه شدن مردمان، از قرنها پیش، چنان به روشنی و وضوح شرح داده شده است، که گویی گویندگان این سخنان، آینده را، در آینه ای بسیار صاف و روشن می دیده اند: چگونگی حالات مردم، اخلاق و معاشرت، گناه و تباهی، پوشش و سلوک، وضع مردان و زنان و کودکان، زندگی و وسایل و ارتباطات، وضع تبلیغ و مطبوعات، حکومتها و نظامها، و دهها مسئله دیگر. و این امور، که می توان آنها را از علائم عامه ظهور به شمار داشت، بسیاری - در این 50 سال اخیر - به وقوع پیوسته است...و وقوع همین وقایع، انسان بصیر را، نسبت به دیگر علائم و حوادث هشیار می کند، و مومن می سازد، و او را به مراقبت و پرهیز می خواند، و به آمادگی و توجه سوق می دهد.