فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

مسئله پنجم

هر گونه وقتگویی و وقتگذاری، برای ظهور حضرت بقیه الله علیه السلام، خلاف احادیث بسیار است. ائمه طاهرین: علم به وقت ظهور را، مانند علم ساعت (علم به زمان وقوع قیامت)، خاص خداوند دانسته اند، و وقتگذاران و وقتگویان را تکذیب کرده اند. نه برای مدت معینی ذکر فرموده اند، و نه برای هنگام ظهور، وقت تعیین کرده اند. فقط علائمی ذکر شده است که باید همه متوجه آن علائم و وقوع آنها باشند، و به وقتگویان توجه نکنند. زیرا که وقتگویان از پیش خود چیزی می گویند...و این ربطی به اراده خدا، و حکمت غیبت، و مدت آن و زمان ظهور، ندارد:
از روایات و بیانات گذشته روشن شد، که عمر مبارک حضرت (حجت بن الحسن علیه السلام ) طولانی است، و مدتی، برای غیبت آن حضرت، و وقتی برای ظهورش معین نشده است. بلکه جدا تعیین وقت معین، منع و نهی شده، پس تعیین وقت ظهور، از بعضی دراویش یا مدعیان علوم غریبه، مخالف با دستورات و روایات است.(175)
در اینجا یاد می کنیم که - چنانکه بزرگان گفته اند - مردمان همواره باید به یاد حجت الاهی، و ربانی آیات خدا، حضرت بقیه الله علیه السلام باشند. و برای آن امام، و برای نزدیک شدن فرج و ظهور او دعا کنند. همیشه باید ظهور او را از خدا بخواهند. جای هیچ ناامیدی نیست. هر لحظه ممکن است، مقدمات قریبه این امر، واقع گردد، و فرج برسد، و امام ظاهر شود. این است که باید همواره به یاد آن امام بود، و دل را به یاد او قوی داشت، و رسیدن او را از خدا طلب کرد.
و همین است که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرموده است:
هنگامی که حجت خدا، در میان مردم نباشد، مردم به خدا نزدیکترند، و خدا مردم خوشنودتر است. زیرا با اینکه حجت خدا نیست، و جای او را نمی دانند، باز باور دارند که حجت خدا هست، و پیمان خدایی استوار است. در چنین روزگاری (روزگار غیبت)، هر صبح و هر شام منتظر فرج باشید. چون به هنگامی که حجت غایب باشد، خشم خدا بر دشمنان خود بیشتر است (پس ممکن است به هر هنگام او را، برای نابودی دشمنان برساند). و خدا می دانست که اولیاء و مومنین، درباره حجت او (اگر چه غایب باشد و غیبت آن طولانی گردد) شک نمی کنند، یک چشم به هم زدن، حجت خود را غایب نمی داشت...(176)

توضیح:

منظور امام علیه السلام، از این سخن که فرمود: ...هر صبح و شام منتظر فرج باشید!، این است که در چنان اوضاع و احوالی، همواره، در انتظار وقوع واقعه باشید، از طریق پدیدار شدن علائم حتمی آن. پس انتظار فرج، در هر صبح و شام، با لزوم پدیدار شدن علائم حتمی منافاتی ندارد. منتظر فرج باشید، یعنی: منتظر علائم حتمی باشید، و سپس ظهور و فرج کلی. زیرا که پیدا شدن نخستین علامت از علائم حتمی - که پیاپی خواهد بود - تا رسیدن اصل فرج و بیرون آمدن امام علیه السلام، فاصله ای چندان نیست. درباره قتل نفس زکیه، شیخ مفید، حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
فاصله قتل نفس زکیه، و قیام قائم، بیش از 15 شب نخواهد بود(177)
البته، فاصله پاره ای علائم حتمی، با ظهور، از 15 شب بیشتر است، اما چندان زیاد نیست، حدود چند ماه...چنانکه برخی احادیث فهمیده می شود.

مسئله ششم

بزرگان دین گفته اند که در زمان غیبت کبری، کسان بسیاری به دیدار امام غایب علیه السلام نایل شده اند. شیخ استاد، در این باره، حدیثی از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نقل کرده است، و سپس توضیحی افزوده است. اینک، خلاصه ترجمه حدیث و توضیح استاد، در این مقوله:
برادران یوسف علیه السلام، صاحبان عقل و خرد، و اولاد پیغمبر بودند، بر حضرت یوسف علیه السلام وارد شدند، و با او سخن گفتند، و معامله و تجارت نمودند، و با هم برادر بودند، و یوسف را نشناختند، تا اینکه خود را معرفی کرد و فرمود: من یوسف هستم. پس آنگاه او را شناخته اند. آیا مردمی متحیر انکار می کنند که خداوند اراده کند تا حجت خود را از انظار مستور نماید. یوسف علیه السلام مالک مصر بود، و بین او و پدرش هیجده روز فاصله بود، اگر خدا می خواست جای یوسف را به پدرش نشان دهد، نشان می داد. پس چگونه انکار می کنند که خداوند رفتاری که با یوسف کرد با حجت خود بکند؟ چه مانعی دارد که صاحب امر...در بین مردم باشد، و در بازارهای آنان راه رود، و روی فرش آنان پا بگذارد، و در عین حال، مردم او را نشناسند، تا وقتی که خدا اذن دهد که خود را معرفی کند، چنانکه به یوسف اذن داده شد، وقتی برادرانش گفتند: تو خود همان یوسفی؟
گفت: آری منم یوسف.
این روایت صریح است در اینکه وجود مبارک ولی عصر - علیه السلام - با اینکه در بین مردم است، مردم او را نمی شناسند، منافات ندارند. زیرا مقصود این است که در عین حالی که آن حضرت در بین مردم می باشد، عموم مردم او را نمی شناسند. پس بین این روایات: و دیدن عده قلیلی امام را، بنا به مصالح و جهاتی، منافات نخواهد بود.(178)