فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

مسئله سوم

پاره ای از علائم ظهور، علائم حتمی است، که بدون وقوع آنها ظهوری نیست، و پیش از وقوع آنها هر کس هر چه ادعا کند یاوه است، و قبول هر ادعایی سادگی و سفاهت است. و برخی علائم غیر حتمی است، یعنی ممکن است واقع بشود و ممکن است واقع نشود. پنج علامت است که در احادیث، حتمی شمرده شده است:
1 - خروج یمانی (سرداری یمن).
2 - قتل نفس زکیه (سید حسن)، میان رکن و مقام (در کعبه معظمه).
3 - خسف در بیداء (نابود شدن لشکری و فرو رفتن آن، در زمین، در جایی به نام بیداء، میان مکه و مدینه).
4 - خروج سفیانی (قیام و لشکر کشی مردی که نسبت او به اولاد ابوسفیان می رسد).
5 - صیحه آسمانی (شنیده شدن فریادی از فضا).
استاد بزرگوار، خود اینچنین می فرماید:
از روایات این باب، کاملاً استفاده می شود، که یک قسمت علائم، علائم حتمیه است. و مسلماً خروج سفیانی، و صیحه آسمانی، از علامات حتمیه است. و در بعضی از روایات، پنج امر شمرده شده: خروج یمانی، و قتل سید حسنی میان رکن و مقام، و خسف در بیداء، و خروج سفیانی، و صیحه آسمانی. آنچه بیان کردیم می توانیم نتیجه بزرگی بگیریم، که شک و شبهه در آن نیست. و آن نتیجه این است که قبل ظهور این علائم حتمیه - با قطع نظر ادله و براهین دیگر - ادعای مهدویت، هر که باشد، باطل است، و قابل استماع نیست.(171)

مسئله چهارم

پاره ای از علائم، که در احادیث مربوط به آخرالزمان، و اخبار ملاحم و فتن(172) آمده است، جزء علائم قیامت و شروط برپا شدن رستاخیز (اشراط الساعه) است و مربوط به ظهور نیست:
در این دو روایت(173)، دجال علائم ظهور ذکر شده است. در روایات زیادی، دجال از علائم قیامت ذکر شده است. گویا ذکر سفیانی - که مسلم علائم ظهور است - با دجال، که از علائم قیامت است، خلط شده است.(174)

مسئله پنجم

هر گونه وقتگویی و وقتگذاری، برای ظهور حضرت بقیه الله علیه السلام، خلاف احادیث بسیار است. ائمه طاهرین: علم به وقت ظهور را، مانند علم ساعت (علم به زمان وقوع قیامت)، خاص خداوند دانسته اند، و وقتگذاران و وقتگویان را تکذیب کرده اند. نه برای مدت معینی ذکر فرموده اند، و نه برای هنگام ظهور، وقت تعیین کرده اند. فقط علائمی ذکر شده است که باید همه متوجه آن علائم و وقوع آنها باشند، و به وقتگویان توجه نکنند. زیرا که وقتگویان از پیش خود چیزی می گویند...و این ربطی به اراده خدا، و حکمت غیبت، و مدت آن و زمان ظهور، ندارد:
از روایات و بیانات گذشته روشن شد، که عمر مبارک حضرت (حجت بن الحسن علیه السلام ) طولانی است، و مدتی، برای غیبت آن حضرت، و وقتی برای ظهورش معین نشده است. بلکه جدا تعیین وقت معین، منع و نهی شده، پس تعیین وقت ظهور، از بعضی دراویش یا مدعیان علوم غریبه، مخالف با دستورات و روایات است.(175)
در اینجا یاد می کنیم که - چنانکه بزرگان گفته اند - مردمان همواره باید به یاد حجت الاهی، و ربانی آیات خدا، حضرت بقیه الله علیه السلام باشند. و برای آن امام، و برای نزدیک شدن فرج و ظهور او دعا کنند. همیشه باید ظهور او را از خدا بخواهند. جای هیچ ناامیدی نیست. هر لحظه ممکن است، مقدمات قریبه این امر، واقع گردد، و فرج برسد، و امام ظاهر شود. این است که باید همواره به یاد آن امام بود، و دل را به یاد او قوی داشت، و رسیدن او را از خدا طلب کرد.
و همین است که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرموده است:
هنگامی که حجت خدا، در میان مردم نباشد، مردم به خدا نزدیکترند، و خدا مردم خوشنودتر است. زیرا با اینکه حجت خدا نیست، و جای او را نمی دانند، باز باور دارند که حجت خدا هست، و پیمان خدایی استوار است. در چنین روزگاری (روزگار غیبت)، هر صبح و هر شام منتظر فرج باشید. چون به هنگامی که حجت غایب باشد، خشم خدا بر دشمنان خود بیشتر است (پس ممکن است به هر هنگام او را، برای نابودی دشمنان برساند). و خدا می دانست که اولیاء و مومنین، درباره حجت او (اگر چه غایب باشد و غیبت آن طولانی گردد) شک نمی کنند، یک چشم به هم زدن، حجت خود را غایب نمی داشت...(176)