فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

مسئله اول

پاره ای از احادیث، که فرج را در زمانهای نزدیک (مثلا: تا 140 سال) بیان کرده است، یا سقوط بنی امیه و امثال آن را مقدمه فرج دانسته است، ناظر به فرج جزئی است، یعنی: پیش آمدن گشایشی برای شیعه، تا فشارها، زندانها، شکنجه ها و تعقیبها - برای مدتی - آسوده شوند. اینگونه روایات ناظر به فرج کلی و جهانی نیست، زیرا برای فرج کلی، به هیچ وجه تعیین وقت نشده است.

مسئله دوم

از علائم ظهور، که در احادیث ذکر شده است، پاره ای علائمی است که وقوع آنها به زمان ظهور و ظهور فاصله بسیار کمی دارد، و پاره ای علائمی است که در طول زمان غیبت واقع می شود، و هر چه زمان بگذرد و زمان ظهور نزدیکتر شود، اما متصل به ظهور نیست. مثلا، اگر سقوط خلافت عباسی جزء علائم بشمار آید، و مراد همان سقوط خلاف خلاف بغداد، به سال 656 هجری قمری باشد، از علائم غیر متصل است. یعنی: ائمه طاهرین علیه السلام، سالها و قرنها پیش، به هنگام اوج قدرت و حشمت عباسیان، خبر دادند که این خلافت عظیم و امپراطوری بزرگ نیز، در طول - تاریخ، و پیش از قیام قائم علیه السلام، سقوط خواهد کرد، و از جمله وقایعی که پیش ظهور مهدی اتفاق خواهد افتاد، سقوط این خلافت است. پس این واقعه جزء علائم متصل نبوده است.

مسئله سوم

پاره ای از علائم ظهور، علائم حتمی است، که بدون وقوع آنها ظهوری نیست، و پیش از وقوع آنها هر کس هر چه ادعا کند یاوه است، و قبول هر ادعایی سادگی و سفاهت است. و برخی علائم غیر حتمی است، یعنی ممکن است واقع بشود و ممکن است واقع نشود. پنج علامت است که در احادیث، حتمی شمرده شده است:
1 - خروج یمانی (سرداری یمن).
2 - قتل نفس زکیه (سید حسن)، میان رکن و مقام (در کعبه معظمه).
3 - خسف در بیداء (نابود شدن لشکری و فرو رفتن آن، در زمین، در جایی به نام بیداء، میان مکه و مدینه).
4 - خروج سفیانی (قیام و لشکر کشی مردی که نسبت او به اولاد ابوسفیان می رسد).
5 - صیحه آسمانی (شنیده شدن فریادی از فضا).
استاد بزرگوار، خود اینچنین می فرماید:
از روایات این باب، کاملاً استفاده می شود، که یک قسمت علائم، علائم حتمیه است. و مسلماً خروج سفیانی، و صیحه آسمانی، از علامات حتمیه است. و در بعضی از روایات، پنج امر شمرده شده: خروج یمانی، و قتل سید حسنی میان رکن و مقام، و خسف در بیداء، و خروج سفیانی، و صیحه آسمانی. آنچه بیان کردیم می توانیم نتیجه بزرگی بگیریم، که شک و شبهه در آن نیست. و آن نتیجه این است که قبل ظهور این علائم حتمیه - با قطع نظر ادله و براهین دیگر - ادعای مهدویت، هر که باشد، باطل است، و قابل استماع نیست.(171)