فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

ذکر مشخصات

موعودی که از روزگاران قدیم مطرح بوده است، هنگامی که به اسلام می رسد، کیفیتی خاص پیدا می کند. توضیح مطلب چنان است که در جایی دیگر نوشته ام: بشارتی که در آثار پیش اسلام هست، دو نوع است، بشارت مربوط به آمدن پیامبر اسلام، و بشارت مربوط به خروج موعود در آخرالزمان یعنی مهدی علیه السلام . داستان این چنین است تا می رسیم به اسلام. در اسلام مسئله مهدی، با مشخصات کامل بیان شده است. زیرا که اسلام آخرین دین آسمانی است، و آن موعود بزرگ و نهایی اسلام است، از این رو لازم بوده است در این آیین آخرین و دین واپسین، خصوصیات وی ذکر شود، و به اشارات و بشارات پیشینیان بسنده نگردد. این است که در اسلام خصوصیات مهدی تعیین شده است: از شمایل، پدر، مادر، سلسله نسبت تا پیامبری، چگونگی ظهور، چگونگی تشکیل حکومت الاهی، عدالت آفاقی، تربیت انفسی، و جریان قضاوت، و مسائل کار و اقتصاد زمان مهدی، همه و همه، در مآخذ اسلامی، اعم از سنی و شیعه، آمده است.
بنابراین، به دلایلی که در زیر یاد می شود، بایست مشخصات دقیق مهدی، در اسلام، ذکر می گذشت:
1 - چون اسلام آخرین دین آسمانی است، باید در آن، همه حقایق و واقعیات، و همه حوادث مهمی که پیش از قیام قیامت، در رابطه با دین و هدایت، اتفاق می افتد بیان شود. و چون مهدی و ظهور او، یکی از حقایق بزرگ و واقعیت مهم است، لازم است در دین آخرین، همه چیز درباره او گفته شود.
2 - چون مهدی، امت اسلام است، و فرزندان پیامبر اسلام، و دوازدهمین وصی پیامبر است، بطبع،
باید اوصاف و خصوصیات او، همه، به وسیله خود پیامبر و یازده وصی پیش از مهدی، در مناسبتهای مختلف، یاد شود.
3 - چون ظهور مهدی، در امتداد دوره اسلام خواهد بود، و این امت اسلامند که به عنوان پیروان آخرین دین آسمانی، و شریعت خاتم، و دین حق، در جهان زندگی می کنند، و سرانجام، ظهور مهدی را درک خواهند کرد، باید از موعود، شناختی دقیق و درست داشته باشند، تا همواره منتظر او باشند، و شرایط انتظار را رعایت کنند، و او را به هنگام ظهور بشناسند، و به او بپیوندد، و با او بیعت کنند، و او را یاری رسانند، و دین حق را، به رهبری او، در سراسر جهان نشر دهند.
4 - چون پس از ظهور اسلام، دوره های زمانی، رو به دوره آخرالزمان می رود، و اندک اندک روزگار ظهور موعود آخرین فرا می رسد، همواره ممکن است کسانی در مقام مدعی بر آیند، و خود را موعود بخوانند - چنانکه بسیار شده است - پس بایستی خصوصیات موعود، بدرستی ذکر شده باشد، تا مردم بیدار و آگاه باشند، و گول هر مدعی را نخورند، و تا عمر بشریت، فدای هواهای هواپرستان و دینسازان نگردد.
5 - چون امت اسلام، پس از گذشت دو قرن و نیم ظهور اسلام، در عصر غیبت قرار می گیرد، و مهدی موعود، امام غایب مسلمین است و ولی خدا و صاحب ولایت و تصرف است، و توجه به او وسیله تقرب به درگاه خدا، و حصول کمال و معرفت است، و از سویی برای او غیبتی در پیش می آید، باید با ذکر خصوصیات شناسانده شود، تا مردمان نسبت به او معرفت داشته باشند، فرج او را از خدا بخواهند، و توجه و توسل به او، و فیض طلبی، و بهروری معنوی او، غافل و بی نصیب نمانند.
اینها پاره ای از مسائلی است که ایجاب می کرد تا خصوصیات مهدی علیه السلام، در اسلام ذکر شود. و همینگونه هم شده است، و در دهها و دهها کتاب، این خصوصیات بازگو گشته است. و یک سلسله علائم و نشانه ها، به نام علائم الظهور، معرفی شده است. همچنین به حوادث بزرگ، و آشوبها و جنگها و آزمایشهایی که پیش ظهور و نزدیک ظهور، به وقوع می پیوندد اشاره رفته است. و این اطلاعات، در کتابهای الملاحم و الفتن، و دیگر مدارک مربوط، گرد آوری شده است.

9 - از کتاب بیان الفرقان

استاد معارف حقه، و الاهیات قرآنی، حضرت شیخ مصطفی قزوینی خراسانی (در گذشته 1386 ه.ق)، در کتاب ارجمند بیان الفرقان، جلد پنجم، مسائل و مباحثی چند، درباره غیبت امام عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - آورده است. جمله مباحث ارزنده ای که در خلال فصلهای آخرین این کتاب (بخشغیبت)، مورد اشاره و طرح قرار گرفته است، اینهاست:
1 - بیان فرق میان فرج جزئی، و فرج کلی.
2 - بیان فرق میان علائم متصل به ظهور، و علائم غیر متصل.
3 - بیان فرق میان علائم حتمی، و علائم غیر حتمی.
4 - بیان فرق میان علائم ظهور، و علائم رستاخیز (اشراط ساعت).
5 - رد هر گونه توقیت (تعیین وقت) اگر چه بر اساس علوم غریبه.
6 - عدم منافات میان غیبت کبری، و امکان رویت برای کسانی چند.
خلاصه توضیحات استاد بزرگ، درباره مسائل یاد شده در بالا، این است:

مسئله اول

پاره ای از احادیث، که فرج را در زمانهای نزدیک (مثلا: تا 140 سال) بیان کرده است، یا سقوط بنی امیه و امثال آن را مقدمه فرج دانسته است، ناظر به فرج جزئی است، یعنی: پیش آمدن گشایشی برای شیعه، تا فشارها، زندانها، شکنجه ها و تعقیبها - برای مدتی - آسوده شوند. اینگونه روایات ناظر به فرج کلی و جهانی نیست، زیرا برای فرج کلی، به هیچ وجه تعیین وقت نشده است.