فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

6 - امام ابوالحسن الرضا علیه السلام، و استشهاد به انجیل

حضرت امام ابوالحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام نیز، در مناطقی که با عالمان مسیحی روزگار خویش کرد، بر پایه استناد به انجیل - که در آن روزگار کمتر دستخوش تحریف شده بود، حافظانی نیز داشت(159) - وجود بشارت به ظهور پیامبر اکرم و خبر آمدن او را، در دین عیسی و به زبان وی، مدلل داشت.(160) خوب است در اینجا این بشارت را بیاوریم. در ترجمه تفسیر طبری، شرح بشارت عیسای مسیح علیه السلام، با نثر زیبا و شیرین آن روزگار، چنین آمده است:
و عیسی - علیه السلام - از هجرت باز آمد، و خلقان را آیتها بنمود. و مرده را زنده گردانید. و از گل صورت مرغی بکرد، و بدان مرغ اندر دمید، و زنده گشت به فرمان خدای عزوجل، و بپرید. و خدای عزوجل او را انجیل فرستاد از آسمان. و اهل بیت المقدس می گفتند که: او این همه، به جادوی، همی کند. پس عیسی را از ایشان اندوه آمد و برخاست، و شهر بیرون آمد، و بر گروهی گازران(161) که جامه همی شستند، بگذشت. و مرآن گازران را گفت که: من هجرت خواهم کرد، و به نزدیک خدای عزوجل می روم، چنانکه پیغامبران دیگر کردند.
و از آن گازران، دوازده تن با او برفتند، و آن، حواریان بودند، و حواری، به - تازی، گازر باشد، لانه یحور الثیاب، یعنی که سپید کند جامه، چنانکه گفت عزوجل: کما قال عیسی بن مریم للحواریین: من انصاری الی الله، قال الحواریون: نحن انصار الله.... چنانکه گفت عیسی پسر مریم گازران را: کیست یاری ده من، سوی خدا (در راه خدای و حرکت به سوی خدای و نشر دین خدای) عزوجل؟ گفتند گازران: ماییم یاری دهنده تو سوی خدای، عزوجل.
پس چون این حواریون با او برفتند، خلقی نیز برو گرد آمدند، و بدان بیابان اندلس اندر شدند(162)، و نانی و توشه ای نداشتند، و خدای عزوجل، ایشان را خانی(163) فرستاد. و ایشان گفتند که: این جادو است که در بیابان چنین، خوانی چنین، پدیدار آورد. پس حق تعالی ایشان را مسخ گردانید، و صورت مردم بگردانید...
و عیسی - علیه السلام - از آن هجرت بازگشت، و خلقان را پیدا شد(164)، که از او پیغامبر خدای است، و انجیل برایشان خواند، و خدای عزوجل، حدیث پیغامبر ما محمد - صلوات الله و سلامه علیه - اندر انجیل پیدا کرده بود.(165) پس عیسی - علیه السلام - آن انجیل(166) برخواند که: خدای عزوجل، مرا به سوی بنی اسرائیل فرستاده است به پیغامبری، و همه پیغامبران که از پیش من بودند، همه راستگوی بودند، و آن کتابها که خدای عزوجل، بدیشان فرستاد، و شریعتها که بنهاد، از عهد آدم تا وقت موسی، همه راست است.
پس بشارت داد ایشان را که: پس از من پیغامبری بیرون آید عرب، نام او احمد. و چون بیرون آید مردمان او را جادو خوانند، و او را براست ندارند.(167) و به انجیل اندر همچنین پیدا کرده بود.(168) و پس عیسی - علیه السلام - انجیل به دست از آن حواریان اوفتاد. و این قصه بگفته آمده است. پس چون پیغامبر ما بیرون آمد، نام پیغامبر ما از انجیل بگردانیدند، و با آن جهودان یکی شدند و گفتند: آری، به انجیل اندر است که پیغامبری عرب بیرون آید، ولیکن این محمد نه آن پیغامبر است...(169)

7 - موعود آخرین

خوب، دیدیم که مسئله موعود، در کتابهای پیامبران، مطرح بوده است. این موعود، در مواردی پیامبر بعدی خود بوده است که پیامبران پیشین، بشارت و وعده ظهور او را می داده اند. پیامبر اسلام، خود، به عنوان پیامبر آخرالزمان، و نجات دهنده و شفیع و خاتم پیامبران و فارقلیط و... در نزد پیشینیان، موعود بوده است. بشارتهای بسیاری هست، که همه، درباره طلوع نیر اعظم اسلام، و ظهور طلعت اقدس محمدی است.(170)
لیکن، در سرتاسر بشارتها و اشارتهای پیشینیان، که از پیامبران و دیگر دانایان و فرزانگان رسیده است، همواره، سخنانی درباره موعود آخرین و موعود آخرالزمان گفته شده است. این سخنان و اشارات، و این وعده ها و بشارات - چنانکه در فصل چهارم، به اندکی آنها اشاره کردیم - همه و همه، ناظر به قیام الاهی آخرالزمان، و حرکت بشری - جهانی مصلحی است که در پایان ادوار نبوات، و در امتداد جریان دین اسلام، داخل اسلام، ظهور خواهد کرد. این است که هر گاه موعود گفته شود، منظور موعود نهایی و منتظر آخرین است. این موعود - چنانکه گذشت - در دیانتهای قدیم تعبیرهای شده است، و هر کدام به عنوانی از او یاد کرده اند. همچنین نشانه ها و خصوصیاتی نیز، از او، و جد او، و آیین او، و علائم ظهور و وقایع پس ظهور او، در آثار کهن آمده است. و در دین اسلام، به صورت کاملاً مشخص، و با نام و نشان معین، معرفی گشته است.

ذکر مشخصات

موعودی که از روزگاران قدیم مطرح بوده است، هنگامی که به اسلام می رسد، کیفیتی خاص پیدا می کند. توضیح مطلب چنان است که در جایی دیگر نوشته ام: بشارتی که در آثار پیش اسلام هست، دو نوع است، بشارت مربوط به آمدن پیامبر اسلام، و بشارت مربوط به خروج موعود در آخرالزمان یعنی مهدی علیه السلام . داستان این چنین است تا می رسیم به اسلام. در اسلام مسئله مهدی، با مشخصات کامل بیان شده است. زیرا که اسلام آخرین دین آسمانی است، و آن موعود بزرگ و نهایی اسلام است، از این رو لازم بوده است در این آیین آخرین و دین واپسین، خصوصیات وی ذکر شود، و به اشارات و بشارات پیشینیان بسنده نگردد. این است که در اسلام خصوصیات مهدی تعیین شده است: از شمایل، پدر، مادر، سلسله نسبت تا پیامبری، چگونگی ظهور، چگونگی تشکیل حکومت الاهی، عدالت آفاقی، تربیت انفسی، و جریان قضاوت، و مسائل کار و اقتصاد زمان مهدی، همه و همه، در مآخذ اسلامی، اعم از سنی و شیعه، آمده است.
بنابراین، به دلایلی که در زیر یاد می شود، بایست مشخصات دقیق مهدی، در اسلام، ذکر می گذشت:
1 - چون اسلام آخرین دین آسمانی است، باید در آن، همه حقایق و واقعیات، و همه حوادث مهمی که پیش از قیام قیامت، در رابطه با دین و هدایت، اتفاق می افتد بیان شود. و چون مهدی و ظهور او، یکی از حقایق بزرگ و واقعیت مهم است، لازم است در دین آخرین، همه چیز درباره او گفته شود.
2 - چون مهدی، امت اسلام است، و فرزندان پیامبر اسلام، و دوازدهمین وصی پیامبر است، بطبع،
باید اوصاف و خصوصیات او، همه، به وسیله خود پیامبر و یازده وصی پیش از مهدی، در مناسبتهای مختلف، یاد شود.
3 - چون ظهور مهدی، در امتداد دوره اسلام خواهد بود، و این امت اسلامند که به عنوان پیروان آخرین دین آسمانی، و شریعت خاتم، و دین حق، در جهان زندگی می کنند، و سرانجام، ظهور مهدی را درک خواهند کرد، باید از موعود، شناختی دقیق و درست داشته باشند، تا همواره منتظر او باشند، و شرایط انتظار را رعایت کنند، و او را به هنگام ظهور بشناسند، و به او بپیوندد، و با او بیعت کنند، و او را یاری رسانند، و دین حق را، به رهبری او، در سراسر جهان نشر دهند.
4 - چون پس از ظهور اسلام، دوره های زمانی، رو به دوره آخرالزمان می رود، و اندک اندک روزگار ظهور موعود آخرین فرا می رسد، همواره ممکن است کسانی در مقام مدعی بر آیند، و خود را موعود بخوانند - چنانکه بسیار شده است - پس بایستی خصوصیات موعود، بدرستی ذکر شده باشد، تا مردم بیدار و آگاه باشند، و گول هر مدعی را نخورند، و تا عمر بشریت، فدای هواهای هواپرستان و دینسازان نگردد.
5 - چون امت اسلام، پس از گذشت دو قرن و نیم ظهور اسلام، در عصر غیبت قرار می گیرد، و مهدی موعود، امام غایب مسلمین است و ولی خدا و صاحب ولایت و تصرف است، و توجه به او وسیله تقرب به درگاه خدا، و حصول کمال و معرفت است، و از سویی برای او غیبتی در پیش می آید، باید با ذکر خصوصیات شناسانده شود، تا مردمان نسبت به او معرفت داشته باشند، فرج او را از خدا بخواهند، و توجه و توسل به او، و فیض طلبی، و بهروری معنوی او، غافل و بی نصیب نمانند.
اینها پاره ای از مسائلی است که ایجاب می کرد تا خصوصیات مهدی علیه السلام، در اسلام ذکر شود. و همینگونه هم شده است، و در دهها و دهها کتاب، این خصوصیات بازگو گشته است. و یک سلسله علائم و نشانه ها، به نام علائم الظهور، معرفی شده است. همچنین به حوادث بزرگ، و آشوبها و جنگها و آزمایشهایی که پیش ظهور و نزدیک ظهور، به وقوع می پیوندد اشاره رفته است. و این اطلاعات، در کتابهای الملاحم و الفتن، و دیگر مدارک مربوط، گرد آوری شده است.