فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

بخش پنجم: کتابهای که بر پایه مدارک و کتابها و آثار پیش اسلام، و بشارتهای پیشینیان، گردآوری شده است:

1 - بشارات عهدین دکتر محمد صادقی.
2 - المصلح المنتظر فی احادیث الادیان محمد امین زین الدین عاملی.(152)

4 - تداوم وعد و موعود

در فصل چهارم، دیدیم که مسئله موعود، در تاریخ بشر، و تاریخ ادیان، سابقه ای بسیار کهن دارد، زیرا بسیار می شده است که پیامبر پیشین، برخی، آمدن دیگری را وعده می داده اند. این امر، در میان پیامبران بزرگ و مشهور بیشتر مشهود است. و طریق این وعده ها و بشارتها، در ذهنیت هر یک از امتها، موعودی مورد نظر، شکل می یافته است. در آیات کتاب مقدس - تا آنجا که تحریف نیافته است - این بشارتها دیده می شود. این مقوله یکی بشارتهای حضرت موسای کلیم علیه السلام است، که آمدن عیسای مسیح علیه السلام را بشارت داده بود. این رو، مردم سرزمین های جلیل و یهودا، همواره، در اشتیاق ظهور مسیح موعود بودند. عیسی در 30 سالگی مبعوث به رسالت گشت، و بجز حضرت موسی، که قرن ها قبل، آمدن او را بشارت داده بود، حدود 3 تا 4 سال پیش بعثت او نیز، واعظی زاهد، نامش یوحنای معمدان، مردم را به ظهور مسیح موعود بشارت داد. و آنان را به توبه و تعمید، جهت آمادگی برای ظهور وی دعوت کرد. و بدینگونه، جنبشی در دره اردن ایجاد نمود.... پس، عیسای مسیح علیه السلام، خود موعود بود، موعود یهود و بنی اسرائیل...و با اینکه توده های مردم: منتظر آمدن او بودند، سردمداران دین یهود، با این انتظار مخالفت می کردند، و فریسیان و کاتبان، که پیشوایان دین یهود بودند، همکیشان پرحرارت خود را(در مسئله انتظار موعود) تحقیر می کردند، و خود را، فقط، حامی نص شریعت موسی می دانستند. و بدینگونه برای حفظ مقام و بهره وریهای خویش حق را نمی پذیرفتند.
حضرت عیسای مسیح علیه السلام نیز، آمدن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را بشارت داده بود. آمدن پیامبر ما را، پیامبران، و حکیمان، و آینده گویانی چند، بشارت داده بودند، آن جمله، از پیامبر بزرگ، حضرت مسیح. و بدینگونه پیروان شریعت مسیح نیز، منتظر موعود گشتند.

5 - فارقلیط

فارقلیط (Paraqlit)، معرب کلمه یونانی پاراکلتوس (parakletos) است، و به معنای تسلی دهنده، و شفیع، و راحت آور. عیسی به شاگردان خود وعده داده بود: که پدرش (یعنی آب(153)، که اقنوم اول است)، تسلی دهنده دیگری می فرستد، که همواره با آنان خواهد بود، و همه چیز را به آنان تعلیم خواهد داد (یوحنا 14. 16، 26).(154)
برخی مسیحیان می خواستند، این بشارت را، که ظهور حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم را اعلام می دارد، حقیقت خود منحرف سازند، این بود که آن را به روح القدس تعبیر می کردند. اما در اخبار و آثار و دیگر کتب سماوی، از حضرت موسی و عیسی - علیهما السلام - محقق و ثابت گردید که فارقلیط، به معنی تسلی دهنده، عبارت خاتم النبیین است. و این بشارت حجتی است بر نبوت آن حضرت.(155)
در قرآن کریم نیز، از این بشارت عیسوی یاد گشته است - در سوره صف (61)، آیه 6. در این سوره، از پیامبر اکرم به نام احمد یاد شده است. گفته اند که فارقلیط به معنای احمد - ستاینده تر - (نیز) هست. مفسران قرآن، احمد را به معنای ستاینده تر گرفته اند، یا ستایش شده تر، یعنی کسی که همه بیشتر خداوند را ستایش کرده است، یا کسی که خود بیش همه، ستایش شده، و محمود و مورد ستایش است. گفتیم که بعضی پیامبران پیشین، ظهور پیامبر ما را بشارت داده بودند. لیکن چون آخرین پیامبر، پیش از ظهور پیامبر اکرم، حضرت مسیح است، در قرآن کریم، مسیح ذکر شده است:
و اذ قال عیسی بن مریم: یا بنی اسرائیل! انی رسول الله الیکم، مصدقا لما بین یدی من التواره، و مبشرا برسول،یأتی من بعدی ا اسمه احمد. فلما جاءهم بالبینات، قالوا: هذا سحر مبین.(156)
- در نظر آر، هنگامی را که عیسای مریم گفت: ای اسرائیلیان من فرستاده خدایم. تورات را که موسی پیش من آورد قبول دارم. همچنین مژده می دهم که پس از من پیامبری بیاید، به نام احمد و چون این پیامبر (احمد) آمد، و دلایل آشکار آورد، نپذیرفتند، گفتند: اینها سحر است و جادو. این آیه مبارک، بصراحت و روشنی، وجود بشارت را در انجیل اعلام می کند. طبق این آیه مبارک، عیسی علیه السلام که حد وسط میان موسی علیه السلام و محمد صلی الله علیه و آله و سلم است، از سویی نام تورات را بر زبان می آورد، و از سویی آمدن پیامبر اکرم را را با ذکر نام (احمد) بشارت می دهد. و اگر چنین بشارتی، در کتب تحریف نیافته مسیحی نبود، نصارای معاصر پیامبر، که با وی درگیریهای شدید داشتند، می گفتند: این آیه درست نیست، و چنین اشارات و بشارتی در کتابهای ما نیست. لیکن چنین نکردند، چون میسور نبود. و همواره راههای دیگر: به دشمنی و معارضه با نجات دهنده پرداختند.(157)
گفته اند: مانی مدعی بود که مسیح ثانی - یعنی همان فارقلیط - است، که مسیح ظهور او را وعده داده است. و او دیانت نجات بخش را به جهان آورده است.(158) این سخن معلوم می شود، که مسئله موعودی که مسیح آمدن او را وعده داده بوده است، چنان - در آن روزگاران - مسلم بوده است که آن موعود را، مسیح ثانی می خوانده اند، و همین مشهور و مسلم بودن: سبب می شده است، تا مانی به آن استناد و آن استفاده کند.