فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

10 - مذهب اعتراض، در نزد اهل سنت

اینها همه، که یاد شد، لزوم اعتقاد به مهدی، و انتظار، و ظهور را بر هر مسلمان روشن می دارد. این احادیث و مدارک، و همچنین آیاتی قرآن کریم - که به قول مفسران بزرگ اهل سنت نیز، درباره مهدی نازل گشته است - همه و همه، روشن می دارد که انسان مسلمان که به قرآن کریم معتقد است، و آن کتاب را کتاب خدا می داند، و به حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم معتقد است و او را پیامبر و فرستاده خدا می داند، و تعالیم او را تعالیم الاهی می شناسد، باید به مهدی و انتظار معتقد باشد:. به آداب انتظار عمل کند، و خویشتن را برای چنان ظهور عظیم، آماده سازد.
توجه و تامل، در اینهمه حدیث نبوی و همچنین اقوال صحابه و تابعین، و اینهمه راوی و سند، و اینهمه کتاب و تالیف، و اینهمه قول و تصریح، و اینهمه محتوای غنی و مسلم، همچنین آیاتی چند از قرآن کریم (که در فصل هفتم و هشتم درباره آنها سخن خواهیم گفت)، ایجاب می کند، که سراسر جهان تسنن نیز پیرو مذاهب اعتراض باشند، و وجود این ولی بزرگ الاهی غافل نمانند، و همه آنان از هر مذهب و در هر کشور، دارای این جهانبینی اسلامی، یعنی: اعتقاد به ظهور مهدی، برای نابود کردن ظلم جهانی، باشند. و مانند شیعه (علاوه بر کوشش در راه تحقق عدل، و مبارزه با ظلم و ظالم، و پشت کردن به حکومتهای ستمکار)، توجهات و توسلاتی نیز، به ساحت اعلای آن امام، داشته باشند. اقتضای امر، این است که گفته شد. و البته چنین نیست که در سراسر جهان سنت، هیچکس به این امر توجه نداشته باشد. در همین عصر ما نیز، کسانی از برادران اهل قبله، در این باره کتاب نوشته اند. و پاره ای - با اینکه خود تعصب ورزانند - به وجود احادیث بسیار، درباره مهدی، و اسلامی بودن این عقیده، تصریح کرده اند، مانند ابوالاعلی مودودی هندی(138)، و عبدالرحمان بدوی مصری(139)، نقل کردیم. این اظهارات خوشحال کننده است، زیرا حاکی از آن است که این تعلیم اسلامی و نبوی، نه تنها در میان عالمان و محدثان اهل سنت، بلکه در میان توده های سنی نیز مورد توجه است و حضور اعتقادی دارد. در اینجا بد نیست که به سخنی دکتر طه حسین مصری اشاره کنیم. وی در کتاب الایام میگوید: مردم منتظر ظهور مسیح اند. او عقیده به انتظار را به عامه مردم نسبت می دهد، اما انتظار حضرت مسیح علیه السلام . در اینجا، توجه به دو نکته لازم است:
1 - اینکه در جامعه مصری، بویژه جامعه طرفدار طه حسین، در آن ایام، عقیده به ظهور، و انتظار ظهور، وجود داشته است.
2 - اینکه این عقیده تحریف شده است، مهدی، به مسیح. ما، در اسلام، مسئله ای به نام ظهور مسیح و انتظار - ظهور مسیح، آنهم جدای ظهور مهدی نداریم. پس از اینکه حضرت مسیح علیه السلام آمده است، و شریعت خود را عرضه فرموده است، و سپس نیر اعظم اسلام تابیده است، و محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم آمده، و قرآن نازل گشته است، برای جامعه مسلمانان، چه انتظاری نسبت به آمدن دوباره حضرت مسیح می تواند وجود داشته باشد؟ در احادیث بسیاری، که هم از اهل سنت و هم از شیعه نقل کرده اند، رسیده است که پس از خروج مهدی علیه السلام، مسیح علیه السلام نیز می آید، و یصلی خلفه یعنی: در پشت سر مهدی نماز می گذارد و به او اقتدا می کند، و در کشتن دجال و سرکوب کردن غائله یهود، با مهدی همکاری می کند. شاید موضوع اینجا تحریف شده است، و مسئله به آن صورت مطرح گشته است، و گر نه فرود آمدن حضرت عیسای مسیح علیه السلام از آسمان، و حضور ایشان در میان مردمان جهان، در واقعه خروج مهدی خواهد بود، و خود یکی مسائل جنبی حضور کلی مهدویت قاهره است. در هر حال، توجه به موضوع مهدی، و انتظار، و ظهور، بیشتر از همه، در نزد عالمان دینی بزرگ و مطلع، و محدثان فاضل، و مولفان آگاه اهل سنت مطرح است. و البته جا داشت که آنان این مسئله اعتقادی و اسلامی، و سیاسی و اجتماعی و اقدامی را، در میان توده های اهل سنت رواج بیشتر می دادند، و همانگونه که در راه تالیف و تحقیق در این باره، و روایت کردن و ضبط متون و احادیث آن: و تدوین اسناد این احادیث کوشیدند - که در خور تقدیر بسیار است - کوشش می کردند تا مذهب اعتراض، و دست رد گذاشتن به سینه حکمتهای جابر و طاغوتی، و اندیشیدن به حکومت عدل و قسط الاهی، و آمادگی برای ظهور مصلح فاطمی، در توده های وسیع جهان تسنن، نیز حضور فعال داشته باشد، و تا این اعتقاد، چونان خونی زنده و هیجانی، برای مقابله با ستم و ستمگری، در همه سرزمین های اسلامی، و در میان همه اهل قبله، در حال دوران، و داغ و جوشان باشد. همچنین توجه و توسل، به حقیقت اعلای ولایت الاهیه مهدویه، همواره، مددگار روح و جان، و روشن کننده عقل و روان، و پشتیبان دل و ایمان آنان بگردد.

فصل ششم: در کتابهای مسلمین (2)

1 - در کتابهای شیعه

آفاق پهناور، و ابعاد وسیع مسئله مهدی علیه السلام را، در فضاهای بیرون حوزه اعتقادی و فرهنگ تشیع باز نگریستیم: در دیانتها و نحله های قدیم، در آیین زردشتی، در آیین هندی، در آیین بودایی، در آیین یهود، در آیین مسیحیت... همچنین در قلمرو گسترده فرهنگ اسلامی اهل سنت، در کتابهای آنان، در کتابهای ویژه آنان، و در سخنان عالمان آنان...
و بدینسان دیدیم که، اعتقاد به مهدی، در سرتاسر آفاق زمانی و مکانی اسلام، و تاریخ اسلام، و فرهنگ اسلام، و مبانی اعتقادی اسلام، و در کتابها و تالیفها، و در مسجدها، و مدرسه ها، و در میان مشایخ و استادان حدیث، و در مجالس روایت و ضبط و تحمل حدیث، و همچنین در تفسیرهای قرآن کریم(140)، در همه جا و همه جا، اصلی بوده است قطعی و اسلامی. و این رو، در میان همه فرق اسلام مطرح بوده است، و مطرح هست.(141) و - چنانکه گفتیم - هیچ اختصاصی به شیعه ندارد. آری این اعتقاد، هیچ اختصاصی به شیعه ندارد(142) لیکن شیعه به آن اختصاص دارد. چرا؟ چون مهدی، فاطمی است، یعنی: فرزندان حضرت بانوی عظمی، صدیقه کبری، فاطمه زهرا - علیها السلام - است، همچنین پسر امام حسن عسگری علیه السلام است، یعنی: یازدهمین وصی و خلیفه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، و یازدهمین امام شیعه. و مهدی خود، دوازدهمین وصی و خلیفه پیامبر است، و دوازدهمین امام شیعه. به این ملاحظات است که شیعه، نسبت به مهدی علیه السلام، ویژگی داشته است و دارد. علاوه بر این، شیعه، بجز احادیث مبارک نبوی، ائمه طاهرین علیه السلام نیز، احادیث بسیاری، درباره مهدی علیه السلام دارد...(143)
بنابر آنچه یاد شد، بجاست اگر در فرهنگ پهناور تشیع، به کتابهای بسیاری بر بخوریم که در آنها سخن درباره مهدی و مسائل مهدی گفته اند، یا کتابهای بسیاری که ویژه مهدی و احوال مهدی علیه السلام، نوشته اند، بلکه بجاست اگر بگویند:
درباره وجود مهدی علیه السلام و ظهور او، در آخرالزمان، کتابهای بسیار تالیف کرده اند، و رساله ها و مقاله های جامع فراوان نوشته اند. نوشتن در این باره، از زمان امام حسن عسگری علیه السلام شروع شده، و تا عصر حاضر ادامه یافته است. و کمتر کسی در میان عالمان شیعه یافت می شود، که در این باره کتابی ننوشته باشد، یا از مقاله ای ننگاشته، یا سخنی نگفته باشد...(144)