فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

8 - تواتر احادیث مهدی

احادیث نبوی، درباره مهدی علیه السلام، در کتابها و اسناد عالمان مذاهب اسلامی به اندازه ای فراوان است، که کمتر به آن اندازه، درباره موضوعی دیگر، حدیث رسیده است. این واقعیت، یعنی کثرت احادیث یاد شده و فراوانی و گوناگونی راویان آن، در ماخذ و طرق روایی اهل سنت، بخوبی چشمگیر است. و همین واقعیت باعث شده است تا دانشمندان علم حدیث، و حفاظ بزرگ سنی، جای جای، به متواتر بودن احادیث مهدی، تصریح کنند.
حافظ ابو عبد الله گنجی شافعی (در گذشته 658 ه.ق)، در کتاب البیان، می گوید:
تواترت الاخبار واستفاضت، بکثرة رواتها عن المصطفی صلی الله علیه و آله و سلم، فی امر المهدی علیه السلام.(127)
- احادیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، درباره مهدی علیه السلام، به دلیل راویان بسیاری که دارد، به حد تواتر رسیده است.
حافظ معروف حدیث، ابن حجر عسقلانی شافعی (در گذشته 852 ه.ق)، که او را حافظ عصر خوانده اند، در کتاب فتح الباری، که در شرح صحیح بخاری نوشته است، می گوید:
تواترت الاخبار، بان المهدی من هذه الامه، و ان عیسی - علیه السلام - سینزل و یصلی خلفه.(128)
- احادیث متواتر رسیده است، که مهدی از این امت است، و عیسی علیه السلام از آسمان فرود خواهد آمد، و پشت سر مهدی نماز خواهد خواند.
بجز این دو عالم و محدث معروف، عالمان دیگری نیز به متواتر بودن احادیث نبوی، درباره مهدی، تصریح کرده اند، که در ماخذ آمده است.(129) ما از نقل آن تصریحات می گذریم. و برای همین واقعیت است که قاضی محمد شوکانی یمنی، رساله خود را، در این موضوع، التوضیح فی تواتر ما جاء فی المنتظر والدجال و المسیح نامیده است. او دراین باره می گوید:
... و جمیع ما سقناه بالغ حد التواتر، کما لا یخفی علی من له فضل اطلاع. فنقرر بجمیع ماسقناه ان الاحادیث الوارده، فی المهدی المنتظر، متواتره(130).
- همه این احادیث که آوردیم به حد تواتر می رسد، چنانکه بر مطلعان پوشیده نیست. بنابراین، با توجه به همه احادیث مذکور، مسلم گشت که احادیث رسیده، درباره مهدی منتظر، متواتر است.
این موضوع، که مسئله مهدی، مسئله ای اسلامی است و قطعی، به اندازه ای مسلم است و مشهور، که حتی لغت نویسان و واژه شناسان اهل سنت نیز، در ذیل کلمه مهدی، آن را مطرح کرده اند. جمله، جمال الدین ابن منظور افریقی مصری (در گذشته 711 ه.ق)، در لغتنامه بزرگ و معتبر خویش (لسان العرب)، چنین می گوید:
المهدی، الذی قد هداه الله الی الحق. و قد استعمل فی الاسماء، حتی صار کالاسماء الغالبه. و به سمی المهدی الذی بشر به النبی - صلی الله علیه و آله و سلم - انه یجی فی آخرالزمان(131).
- مهدی، یعنی: کسی که خداوند راه حق را به او نشان داده است. این کلمه (که از نظر دستوری وصف است، به صورت اسم به کار رفته است (و اشخاص را به آن نامگذاری کرده اند) تا جایی که علم بالغلبه شده است.(132) و همین کلمه (مهدی)، نام آن کسی است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، مژده داده است در آخرالزمان می آید.
همچنین محدث و ادیب و واژه شناس معروف عرب، مجدالدین ابن اثیر شافعی (در گذشته 606 ه.ق)، در کتاب النهایه، و مرتضی زبیدی حنفی (در گذشته 1205 ه.ق)، در فرهنگ تاج العروس، این موضوع را یاد کرده اند. زبیدی در آخر، این جمله دعا را نیز افزوده است:
جعلنا الله من انصاره.(133)
- خداوند، ما را، از جمله یاران مهدی قرار دهد!
توضیح:
در پایان این گفتار، اصطلاح حدیثی متواتر را شرح می دهیم. متواتر، یعنی : پی در پی آینده، اسم فاعل است، مصدر تواتر باب تفاعل، یعنی: پی در پی آمدن. متواتر اصطلاحات علم الحدیث است. حدیثی را که به حد تواتر رسیده باشد، متواتر گویند. حد تواتر چیست؟ هر حدیثی که در همه طبقات راویان (نسلهای روایتی و حدیثی)، راویانی متعدد - میان 10 تا 20 راوی - و از جاهای مختلف، داشته باشد، به طوری که نتوان آن راویان را، به تبانی و کذب، منسوب داشت، به حد تواتر رسیده است و متواتر است.(134) بدینگونه، تواتر را می توان، ثبوت و قطعی تعبیر کرد. و حدیث متواتر را می توان، حدیث ثابت و قطعی خواند، حدیثی که در هر نسل روایی و حدیثی، راویان بسیار داشته، و در کتابهای بسیار روایت شده است، و به وسیله محدثان و مشایخ روایت، سینه به سینه، و ضبط به ضبط، نسلی به نسل دیگر رسیده است، و ثبوت و صدور آن، پیامبر اکرم علیه السلام، یا ائمه طاهرین علیه السلام، قطعی است.

9 - اعتقاد به مهدی، اسلامی است نه مذهبی

با توجه به آنچه در این فصل - آغاز تا اینجا - گذشت، بخوبی آشکار می گردد، که موضوع مهدی، و انتظار، و ظهور، موضوعاتی است اسلامی نه مذهبی. و با در نظر گرفتن آنچه در فصل چهارم گذشت، باید گفت که اعتقاد به ظهور مصلح و منجی، در آخرالزمان، اعتقادی است ملی(135)، و نه فقط اسلامی، یعنی: اهل ملتها و ادیان نیز بدان اعتراف داشته اند، و در میان آنان، در روزگاران قدیم نیز، سخن موعود می رفته است.(136)
و واقع این است که اسلامی بودن این مسئله، اصلی است روشن، و بسیار روشن. بنابراین، عقیده به مهدی علیه السلام، اختصاص به شیعه ندارد. پیروان دیگر مذاهب اسلامی نیز، در این اعتقاد و انتظار، با شیعه هماوایند. و البته چنین هم باید باشد، زیرا احادیثی که در کتابهای همه مسلمین، همه مذاهب، درباره مهدی، و شان و مقام و کار او، و غیبت و ظهور او، و علائم ظهور، آمده است احادیث نبوی است، و در مقیاسی بسیار، و در حد تواتر، روایت شده است. و حتی دیدیم که جماعتی از عالمان و محدثان اهل سنت، کتابهای ویژه، درباره مهدی علیه السلام نوشته اند، و در کتابهای خویش درباره خصوصیات مهدی، علائم ظهور، شمار اصحاب مهدی و نام آنان و... بحثهای سرشار کرده اند. علت این امر، که عالمان فرقه ها و مذاهب اسلامی، همه و همه، به موضوع مهدی اینگونه توجه کرده اند، و در این باره اینهمه نوشته اند، همان واقعیت است که بدان اشاره کردیم، یعنی: اینکه مهدی در اسلام، به وسیله خود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مطرح گشت و تعلیم داده شده است، مانند توحید، امامت، معاد، نماز، روزه، زکات، حج، جهاد، امر به معروف، نهی منکر، تولی، تبری، قبله، میقات،... و دیگر عقاید و اصول و اخلاق و احکام اسلامی. بنابراین، اعتقاد و توجه به این امر، بر هر مسلمانی لازم است. و برای همین است که گفته اند:
در مسائل نقلی، یعنی: مسائلی که فقط راه نقل (گفته خدا، پیامبر و امام) اثبات می شود، هیچ چیز وجود ندارد، که اعتقاد به آن، اعتقاد به ظهور مهدی علیه السلام اولی و لازمتر باشد، اگر نگوییم که اعتقاد به ظهور مهدی، پاره ای مسائل دینی نقلی دیگر اولی و لازمتر است. چرا؟ چون احادیث و بشارتهای که درباره ظهور مهدی آمده است، به حد تواتر رسیده است، با اینکه احادیث منقول درباره بسیاری اعتقادی مسلمین، به این حد نرسیده است، بلکه در پاره ای موارد، فقط یک حدیث وجود دارد، و با این حال، مسلمانان آن امر را جزء امور مسلمه می دانند. با این حساب، مسلمانی که به آنچه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود و خبر داده است ایمان دارد، نمی توان به ظهور مهدی علیه السلام اعتقاد نداشته باشد، با وجود اینهمه احادیث نبوی و گفته های پیامبر اکرم، در این باره.(137)

10 - مذهب اعتراض، در نزد اهل سنت

اینها همه، که یاد شد، لزوم اعتقاد به مهدی، و انتظار، و ظهور را بر هر مسلمان روشن می دارد. این احادیث و مدارک، و همچنین آیاتی قرآن کریم - که به قول مفسران بزرگ اهل سنت نیز، درباره مهدی نازل گشته است - همه و همه، روشن می دارد که انسان مسلمان که به قرآن کریم معتقد است، و آن کتاب را کتاب خدا می داند، و به حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم معتقد است و او را پیامبر و فرستاده خدا می داند، و تعالیم او را تعالیم الاهی می شناسد، باید به مهدی و انتظار معتقد باشد:. به آداب انتظار عمل کند، و خویشتن را برای چنان ظهور عظیم، آماده سازد.
توجه و تامل، در اینهمه حدیث نبوی و همچنین اقوال صحابه و تابعین، و اینهمه راوی و سند، و اینهمه کتاب و تالیف، و اینهمه قول و تصریح، و اینهمه محتوای غنی و مسلم، همچنین آیاتی چند از قرآن کریم (که در فصل هفتم و هشتم درباره آنها سخن خواهیم گفت)، ایجاب می کند، که سراسر جهان تسنن نیز پیرو مذاهب اعتراض باشند، و وجود این ولی بزرگ الاهی غافل نمانند، و همه آنان از هر مذهب و در هر کشور، دارای این جهانبینی اسلامی، یعنی: اعتقاد به ظهور مهدی، برای نابود کردن ظلم جهانی، باشند. و مانند شیعه (علاوه بر کوشش در راه تحقق عدل، و مبارزه با ظلم و ظالم، و پشت کردن به حکومتهای ستمکار)، توجهات و توسلاتی نیز، به ساحت اعلای آن امام، داشته باشند. اقتضای امر، این است که گفته شد. و البته چنین نیست که در سراسر جهان سنت، هیچکس به این امر توجه نداشته باشد. در همین عصر ما نیز، کسانی از برادران اهل قبله، در این باره کتاب نوشته اند. و پاره ای - با اینکه خود تعصب ورزانند - به وجود احادیث بسیار، درباره مهدی، و اسلامی بودن این عقیده، تصریح کرده اند، مانند ابوالاعلی مودودی هندی(138)، و عبدالرحمان بدوی مصری(139)، نقل کردیم. این اظهارات خوشحال کننده است، زیرا حاکی از آن است که این تعلیم اسلامی و نبوی، نه تنها در میان عالمان و محدثان اهل سنت، بلکه در میان توده های سنی نیز مورد توجه است و حضور اعتقادی دارد. در اینجا بد نیست که به سخنی دکتر طه حسین مصری اشاره کنیم. وی در کتاب الایام میگوید: مردم منتظر ظهور مسیح اند. او عقیده به انتظار را به عامه مردم نسبت می دهد، اما انتظار حضرت مسیح علیه السلام . در اینجا، توجه به دو نکته لازم است:
1 - اینکه در جامعه مصری، بویژه جامعه طرفدار طه حسین، در آن ایام، عقیده به ظهور، و انتظار ظهور، وجود داشته است.
2 - اینکه این عقیده تحریف شده است، مهدی، به مسیح. ما، در اسلام، مسئله ای به نام ظهور مسیح و انتظار - ظهور مسیح، آنهم جدای ظهور مهدی نداریم. پس از اینکه حضرت مسیح علیه السلام آمده است، و شریعت خود را عرضه فرموده است، و سپس نیر اعظم اسلام تابیده است، و محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم آمده، و قرآن نازل گشته است، برای جامعه مسلمانان، چه انتظاری نسبت به آمدن دوباره حضرت مسیح می تواند وجود داشته باشد؟ در احادیث بسیاری، که هم از اهل سنت و هم از شیعه نقل کرده اند، رسیده است که پس از خروج مهدی علیه السلام، مسیح علیه السلام نیز می آید، و یصلی خلفه یعنی: در پشت سر مهدی نماز می گذارد و به او اقتدا می کند، و در کشتن دجال و سرکوب کردن غائله یهود، با مهدی همکاری می کند. شاید موضوع اینجا تحریف شده است، و مسئله به آن صورت مطرح گشته است، و گر نه فرود آمدن حضرت عیسای مسیح علیه السلام از آسمان، و حضور ایشان در میان مردمان جهان، در واقعه خروج مهدی خواهد بود، و خود یکی مسائل جنبی حضور کلی مهدویت قاهره است. در هر حال، توجه به موضوع مهدی، و انتظار، و ظهور، بیشتر از همه، در نزد عالمان دینی بزرگ و مطلع، و محدثان فاضل، و مولفان آگاه اهل سنت مطرح است. و البته جا داشت که آنان این مسئله اعتقادی و اسلامی، و سیاسی و اجتماعی و اقدامی را، در میان توده های اهل سنت رواج بیشتر می دادند، و همانگونه که در راه تالیف و تحقیق در این باره، و روایت کردن و ضبط متون و احادیث آن: و تدوین اسناد این احادیث کوشیدند - که در خور تقدیر بسیار است - کوشش می کردند تا مذهب اعتراض، و دست رد گذاشتن به سینه حکمتهای جابر و طاغوتی، و اندیشیدن به حکومت عدل و قسط الاهی، و آمادگی برای ظهور مصلح فاطمی، در توده های وسیع جهان تسنن، نیز حضور فعال داشته باشد، و تا این اعتقاد، چونان خونی زنده و هیجانی، برای مقابله با ستم و ستمگری، در همه سرزمین های اسلامی، و در میان همه اهل قبله، در حال دوران، و داغ و جوشان باشد. همچنین توجه و توسل، به حقیقت اعلای ولایت الاهیه مهدویه، همواره، مددگار روح و جان، و روشن کننده عقل و روان، و پشتیبان دل و ایمان آنان بگردد.