فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

7 - کتاب کفایة الموحدین

عالم پژوهشگر، و اعتقاد شناس محقق، سید اسماعیل عقیلی طبرسی (در گذشته 1321 ه.ق)، مولف کتاب اعتقادی و تحقیقی کفایة الموحدین، در مقاله اولی، از فصل دوازدهم، فصول امامت، احادیث بسیاری درباره مهدی و ظهور و علائم ظهور، مدارک معتبر، نقل کرده است. شماری از مدارک او از این قرار است:
صحیح بخاری. صحیح مسلم. سنن ابی داود. سنن ابن ماجه. سنن نسائی. جامع ترمذی. مسند احمد حنبل. الجمع بین الصحیحین ابو عبدالله ازدی حمیدی. الجمع بین الصحاح السته رزین بن معاویه عبدری. جامع الاصول مجد الدین ابن اثیر. فردوس الاخبار دیلمی. معجم کبیر طبرانی. فرائد السمطین حمویئی. حلیه الاولیاء و اربعین ابونعیم. غریب الحدیث ابن قتیبه. تفسیر ثعلبی. الجرح و التعدیل دارقطنی. کفایه الطالب، والبیان گنجی شافعی.
مولف در آغاز نقل احادیث می گوید:
آنچه رسیده است از رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - و امیر المومنین و ائمه طاهرین - صلوات الله علیهم اجمعین - اخباری که علماء عامه و روات ایشان، در صحاح و مولفات معتبره خودشان نقل کرده اند، هر یک از آنها نص صریح است بر امامت و خلافت آن زبده آفاق. و اخباری که در این باب نقل شده بعید نیست که در کثرت و تظافر، نظیر اخبار وارده در غدیر خم باشد، که در حق امیر المومنین علی ابن ابی طالب - علیه السلام - وارد شده، چنانکه عنقریب ظاهر خواهد شد. حافظ ابو نعیم، در کتاب حلیة الاولیاء دوازده حدیث، به اسناد صحیحه معتبره، رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - در نص و امامت و خلافت حضرت مهدی - عجل الله تعالی فرجه - روایت کرده که سید انبیا - صلی الله علیه و آله و سلم - به امت خود اخبار فرمود...
و سرانجام، در اواخر این مقاله، فصل یاد شده، می گوید:... این هفتاد حدیث، مجملی اخبار منقوله، کتب و مولفات علماء عامه است، به طرق و روایات ایشان، تنصیص (تصریح) رسول خدا، بر امامت و خلافت حضرت حجه الله، صاحب العصر و الزمان - عجل الله فرجه - و حال آنکه اکثر اخباری را که علما عامه، در این باب رسیده است، نقل ننمودیم...
آنگاه، به مطالب خویش، چنین ادامه می دهیم:
...و علاوه بر این نصوصات، اخبار بسیاری در کتب و مولفات خودشان، اوصاف حضرت مهدی صاحب الزمان نیز: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده اند... حافظ ابو نعیم، در کتاب حلیة
الاولیاء، به سند خود، حذیفه روایت کرده، که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود که: مهدی مردی است از اولاد من، وجهه کالکوکب الدری - رخساره تو مانند ستاره تابنده است... ابن شیرویه دیلمی، در کتاب فردوس (فردوس الاخبر) و مولف کتاب مصابیح (مصابیح السنته)، حسین بن مسعود فراء (بغوی)، ابن عباس روایت کرده اند، که رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - فرمود که: مهدی طاووس اهل بهشت است... ابن اثیر، در جامع الاصول، ده حدیث در خصوص خروج مهدی، و اوصاف او ذکر کرده است، و شافعی گفته که اخبار در خصوص مهدی، رسول خدا - صلی الله علیه و آله - به حد تواتر رسیده است و ثعلبی اخبار در خصوص مهدی - علیه السلام - را به پنج سند و روایت نقل کرده است... نیز ابو نعیم، در کتاب اربعین، و عوالی، و فوائد، قریب به چهل روایت، در باب خروج مهدی و اوصاف آن بزرگوار روایت کرده است...(126)

8 - تواتر احادیث مهدی

احادیث نبوی، درباره مهدی علیه السلام، در کتابها و اسناد عالمان مذاهب اسلامی به اندازه ای فراوان است، که کمتر به آن اندازه، درباره موضوعی دیگر، حدیث رسیده است. این واقعیت، یعنی کثرت احادیث یاد شده و فراوانی و گوناگونی راویان آن، در ماخذ و طرق روایی اهل سنت، بخوبی چشمگیر است. و همین واقعیت باعث شده است تا دانشمندان علم حدیث، و حفاظ بزرگ سنی، جای جای، به متواتر بودن احادیث مهدی، تصریح کنند.
حافظ ابو عبد الله گنجی شافعی (در گذشته 658 ه.ق)، در کتاب البیان، می گوید:
تواترت الاخبار واستفاضت، بکثرة رواتها عن المصطفی صلی الله علیه و آله و سلم، فی امر المهدی علیه السلام.(127)
- احادیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، درباره مهدی علیه السلام، به دلیل راویان بسیاری که دارد، به حد تواتر رسیده است.
حافظ معروف حدیث، ابن حجر عسقلانی شافعی (در گذشته 852 ه.ق)، که او را حافظ عصر خوانده اند، در کتاب فتح الباری، که در شرح صحیح بخاری نوشته است، می گوید:
تواترت الاخبار، بان المهدی من هذه الامه، و ان عیسی - علیه السلام - سینزل و یصلی خلفه.(128)
- احادیث متواتر رسیده است، که مهدی از این امت است، و عیسی علیه السلام از آسمان فرود خواهد آمد، و پشت سر مهدی نماز خواهد خواند.
بجز این دو عالم و محدث معروف، عالمان دیگری نیز به متواتر بودن احادیث نبوی، درباره مهدی، تصریح کرده اند، که در ماخذ آمده است.(129) ما از نقل آن تصریحات می گذریم. و برای همین واقعیت است که قاضی محمد شوکانی یمنی، رساله خود را، در این موضوع، التوضیح فی تواتر ما جاء فی المنتظر والدجال و المسیح نامیده است. او دراین باره می گوید:
... و جمیع ما سقناه بالغ حد التواتر، کما لا یخفی علی من له فضل اطلاع. فنقرر بجمیع ماسقناه ان الاحادیث الوارده، فی المهدی المنتظر، متواتره(130).
- همه این احادیث که آوردیم به حد تواتر می رسد، چنانکه بر مطلعان پوشیده نیست. بنابراین، با توجه به همه احادیث مذکور، مسلم گشت که احادیث رسیده، درباره مهدی منتظر، متواتر است.
این موضوع، که مسئله مهدی، مسئله ای اسلامی است و قطعی، به اندازه ای مسلم است و مشهور، که حتی لغت نویسان و واژه شناسان اهل سنت نیز، در ذیل کلمه مهدی، آن را مطرح کرده اند. جمله، جمال الدین ابن منظور افریقی مصری (در گذشته 711 ه.ق)، در لغتنامه بزرگ و معتبر خویش (لسان العرب)، چنین می گوید:
المهدی، الذی قد هداه الله الی الحق. و قد استعمل فی الاسماء، حتی صار کالاسماء الغالبه. و به سمی المهدی الذی بشر به النبی - صلی الله علیه و آله و سلم - انه یجی فی آخرالزمان(131).
- مهدی، یعنی: کسی که خداوند راه حق را به او نشان داده است. این کلمه (که از نظر دستوری وصف است، به صورت اسم به کار رفته است (و اشخاص را به آن نامگذاری کرده اند) تا جایی که علم بالغلبه شده است.(132) و همین کلمه (مهدی)، نام آن کسی است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، مژده داده است در آخرالزمان می آید.
همچنین محدث و ادیب و واژه شناس معروف عرب، مجدالدین ابن اثیر شافعی (در گذشته 606 ه.ق)، در کتاب النهایه، و مرتضی زبیدی حنفی (در گذشته 1205 ه.ق)، در فرهنگ تاج العروس، این موضوع را یاد کرده اند. زبیدی در آخر، این جمله دعا را نیز افزوده است:
جعلنا الله من انصاره.(133)
- خداوند، ما را، از جمله یاران مهدی قرار دهد!
توضیح:
در پایان این گفتار، اصطلاح حدیثی متواتر را شرح می دهیم. متواتر، یعنی : پی در پی آینده، اسم فاعل است، مصدر تواتر باب تفاعل، یعنی: پی در پی آمدن. متواتر اصطلاحات علم الحدیث است. حدیثی را که به حد تواتر رسیده باشد، متواتر گویند. حد تواتر چیست؟ هر حدیثی که در همه طبقات راویان (نسلهای روایتی و حدیثی)، راویانی متعدد - میان 10 تا 20 راوی - و از جاهای مختلف، داشته باشد، به طوری که نتوان آن راویان را، به تبانی و کذب، منسوب داشت، به حد تواتر رسیده است و متواتر است.(134) بدینگونه، تواتر را می توان، ثبوت و قطعی تعبیر کرد. و حدیث متواتر را می توان، حدیث ثابت و قطعی خواند، حدیثی که در هر نسل روایی و حدیثی، راویان بسیار داشته، و در کتابهای بسیار روایت شده است، و به وسیله محدثان و مشایخ روایت، سینه به سینه، و ضبط به ضبط، نسلی به نسل دیگر رسیده است، و ثبوت و صدور آن، پیامبر اکرم علیه السلام، یا ائمه طاهرین علیه السلام، قطعی است.

9 - اعتقاد به مهدی، اسلامی است نه مذهبی

با توجه به آنچه در این فصل - آغاز تا اینجا - گذشت، بخوبی آشکار می گردد، که موضوع مهدی، و انتظار، و ظهور، موضوعاتی است اسلامی نه مذهبی. و با در نظر گرفتن آنچه در فصل چهارم گذشت، باید گفت که اعتقاد به ظهور مصلح و منجی، در آخرالزمان، اعتقادی است ملی(135)، و نه فقط اسلامی، یعنی: اهل ملتها و ادیان نیز بدان اعتراف داشته اند، و در میان آنان، در روزگاران قدیم نیز، سخن موعود می رفته است.(136)
و واقع این است که اسلامی بودن این مسئله، اصلی است روشن، و بسیار روشن. بنابراین، عقیده به مهدی علیه السلام، اختصاص به شیعه ندارد. پیروان دیگر مذاهب اسلامی نیز، در این اعتقاد و انتظار، با شیعه هماوایند. و البته چنین هم باید باشد، زیرا احادیثی که در کتابهای همه مسلمین، همه مذاهب، درباره مهدی، و شان و مقام و کار او، و غیبت و ظهور او، و علائم ظهور، آمده است احادیث نبوی است، و در مقیاسی بسیار، و در حد تواتر، روایت شده است. و حتی دیدیم که جماعتی از عالمان و محدثان اهل سنت، کتابهای ویژه، درباره مهدی علیه السلام نوشته اند، و در کتابهای خویش درباره خصوصیات مهدی، علائم ظهور، شمار اصحاب مهدی و نام آنان و... بحثهای سرشار کرده اند. علت این امر، که عالمان فرقه ها و مذاهب اسلامی، همه و همه، به موضوع مهدی اینگونه توجه کرده اند، و در این باره اینهمه نوشته اند، همان واقعیت است که بدان اشاره کردیم، یعنی: اینکه مهدی در اسلام، به وسیله خود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مطرح گشت و تعلیم داده شده است، مانند توحید، امامت، معاد، نماز، روزه، زکات، حج، جهاد، امر به معروف، نهی منکر، تولی، تبری، قبله، میقات،... و دیگر عقاید و اصول و اخلاق و احکام اسلامی. بنابراین، اعتقاد و توجه به این امر، بر هر مسلمانی لازم است. و برای همین است که گفته اند:
در مسائل نقلی، یعنی: مسائلی که فقط راه نقل (گفته خدا، پیامبر و امام) اثبات می شود، هیچ چیز وجود ندارد، که اعتقاد به آن، اعتقاد به ظهور مهدی علیه السلام اولی و لازمتر باشد، اگر نگوییم که اعتقاد به ظهور مهدی، پاره ای مسائل دینی نقلی دیگر اولی و لازمتر است. چرا؟ چون احادیث و بشارتهای که درباره ظهور مهدی آمده است، به حد تواتر رسیده است، با اینکه احادیث منقول درباره بسیاری اعتقادی مسلمین، به این حد نرسیده است، بلکه در پاره ای موارد، فقط یک حدیث وجود دارد، و با این حال، مسلمانان آن امر را جزء امور مسلمه می دانند. با این حساب، مسلمانی که به آنچه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود و خبر داده است ایمان دارد، نمی توان به ظهور مهدی علیه السلام اعتقاد نداشته باشد، با وجود اینهمه احادیث نبوی و گفته های پیامبر اکرم، در این باره.(137)