فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

12 - احمد امین مصری:

اهل سنت نیز، به مهدی و مسئله مهدی یقیناً ایمان دارند.(120)
در پایان این بخش که سخنان عالمان اهل سنت را، درباره حضرت مهدی علیه السلام نقل کردیم، دو مطلب مهم دیگر را نیز می آوریم.

مطلب اول: فتوای عالمان مکه مکرمه

فتوای عالمان مکه مکرمه، در سده دهم هجری، درباره مهدی علیه السلام و ظهور، و علامات ظهور، ورد مدعیان باطل.
علاء الدین علی متقی هندی، عالم معروف اهل سنت، در کتاب البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان، فتوای چهار تن از پیشوایان چهار مذهب سنی را، درباره مهدی علیه السلام نقل کرده است. واقع این است که موضوع مهدی و ظهور او در آخرالزمان، در روزگار خود پیامبر اکرم، و از زبان او، و همچنین درمیان اصحاب پیامبر و تابعین (و همینگونه دوره به دوره و عهد به عهد) مطرح بوده است. و این موضوع، یکی از بشارتهای مهم اسلام به شمار می آمده است. اصحاب پیامبر اکرم و تابعین(121) در میان خود، سخن آخرالزمان و بروز حوادث بزرگ و ظهور مهدی علیه السلام می گفته اند. علاء الدین علی متقی هندی، به این موضوع که یاد شد، یعنی اینکه مهدی علیه السلام، علاوه بر احادیث نبوی، در آثار و اقوال و اخبار اصحاب و تابعین نیز مذکور افتاده است اشاره می کند.(122) سپس در باب سیزدهم از کتاب البرهان، به نقل فتوی، و نظر مفتیان چهار مذهب اهل سنت، درباره مهدی، می پردازد. این فتوی، پاسخ پرسشی است که از آن مفتیان شده است. تاریخ سوال و استفتا، سال 952 هجری قمری است. جریان امر این است: کسی که در حدود سالهای 890 تا 910 هجری قمری، در دیار هند، ادعا می کند که مهدی اوست. این مدعی چهل سال می زید، و در سال 910 در می گذرد. جمعیتی گرد او را می گیرند و به او اظهار اعتقاد می نمایند، و مخالفان خود را تکفیر می کنند، و در صدد ایذا و آزار دیگران بر می آیند و... این واقعه باعث می شود تا مسلمانان آن دیار، از عالمان و مفتیان بزرگ مکه مکرمه، درباره این موضوع و تکلیف دینی خویش در این امر، استفتا و نظر خواهی کنند. چون سوال به عالمان مکه می رسد، آنان پاسخ می گویند. ما، در اینجا، خلاصه ای از سوال، همچنین خلاصه ای از چهار پاسخ آن را به عرض خوانندگان می رسانیم:
خلاصه سوال
نظر علمای دین و راهنمایان مسلمین - ایدهم الله بروح القدس - درباره این موضوع چیست: شخصی در هند پیدا شده، و در سال 910 در سرزمین عجم در گذشته است. وی مدعی گشته که مهدی موعود اوست. جماعتی به او اعتقاد پیدا کرده اند، و هر کس منکر وی باشد تکفیر می کنند. نظر خود را درباره انکار مهدی موعود بیان بفرمایید.
خلاصه پاسخ ابن حجر هیتمی، مفتی مذهب شافعی:
این عقیده، روی نادانی پیدا شده و باطل است و ضلالت. زیرا با محتوای احادیث متواتر و فراوانی که رسیده است مخالف است. احادیث می گوید: مهدی از خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است. و او مشرق و مغرب جهان را می گیرد، و همه گیتی را از عدل وداد پر می کند، عیسی به زمان او می آید، و با یکدیگر دجال را، در فلسطین، در کنار دروازه لد، نزدیک بیت المقدس می کشند. و مهدی پیشاپیش امت اسلام به نماز می ایستد، و عیسی پشت سر او نماز می گزارد. مهدی، سفیانی را می کشد. و ارتشی که سفیانی برای جنگ با مهدی آماده کرده است، در سرزمین بیدا، میان مکه و مدینه، در ذی الحلیفه، در زمین فرو می روند و نابود می گردد، به طوری که فقط دو تن آن ارتش موفق می شوند بگریزند. برای مهدی و ظهور او علامات بسیار دیگری نیز ذکر شده است. و من آن علامات را در کتابی جداگانه نوشته ام، و آن کتاب را القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر نامیده ام. در آن کتاب، حدود 100 علامت بر شمرده ام، که همه از پیامبر اکرم و اصحاب پیامبر و تابعین روایت شده است. و من آنها را از کتابهای عالمان و مولفان بزرگ گرد آوری کرده ام. کتابهای که دارای احادیث و اسناد بسیار است، و حوادث عجیبی و مشهوری درباره مهدی در آنها یاد گشته است. این مطلب همه نشان می دهد که این طایفه که معتقدند این شخصی که مرده و رفته است مهدی است گمراهند. برای هر عاقلی که احادیث مهدی را دیده باشد، کمترین شبهه ای باقی نمی ماند، که آن میت از بین رفته، مهدی موعود نیست...
خلاصه پاسخ ابوالسرور حنفی، مفتی مذهب حنفی:
اعتقاد این طایفه زشتکردار باطل است و پوچ. باید به این عقیده باطل و پیروان آن به سختی مبارزه کرد، و این فکر یاوه را از مغز آنان در آورد. چون این عقیده مخالف است با احادیث صحیح، و سنن صریح و متواتری که به وسیله راویان بسیار و اخبار فراوان رسیده است. و آن احادیث و سنن همه می گوید که مهدی موعود رضی الله عنه - که در آخرالزمان خروج می کند، همراه عیسی خروج می کند، و با کمک عیسی دجال را می کشد. و برای ظهور او، علامتهای است، از جمله خروج سفیانی، و گرفتن ماه در ماه رمضان، و گرفتن خورشید در نیمه رمضان، که بر خلاف حساب اهل نجوم است. و این علامات هنوز واقع نشده و این حوادث هنوز اتفاق نیفتاده است. بنابراین، اعتقاد آن طایفه، درباره آن میت، باطل و غلط است...
خلاصه پاسخ محمد بن محمد خطایی، مفتی مذهب مالکی:
عقیده طایفه یاد شده، درباره آن میت درگذشته، که او مهدی موعود است که باید در آخرالزمان ظهور کند، باطل است، زیرا احادیث صحیح، درباره صفات مهدی و چگونگی خروج او و حوادثی که پیش از ظهور او رخ می دهد رسیده است. پیدا شدن سفیانی و در زمین فرو رفتن ارتش او در بیدا، و گرفتن خورشید در نیمه ماه رمضان و گرفتن ماه در اول رمضان، شماری از رخدادهای است که باید پیش ظهور مهدی واقع گردد. همچنین در احادیث رسیده است که مهدی همه جهان را می گیرد... و این امور و علائم، در مورد آن میت در گذشته، اتفاق نیفتاده است. پس عقیده به مهدی بودن او باطل است و بی پایه...
خلاصه پاسخ یحیی بن محمد حنبلی،
مفتی مذهب حنبلی:
عقیده مذکور، بدون شک، باطل است، چون مستلزم مخالفت و رد احادیث صحیحی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، از طریق راویان موثق رسیده است. پیامبر در این احادیث از ظهور مهدی در آخرالزمان خبر داده است، و مقدمات ظهور، و ویژگیهای شخصی مهدی، و حوادث زمان ظهور را یاد کرده است. یکی از علائم مهم ظهور مهدی، که کسی نمی تواند ادعا کند که واقع شده است، فرود آمدن (نزول) حضرت عیسای مسیح است از آسمان، و قرار گرفتن او در کنار مهدی، و نماز گزاردن او پشت سر مهدی... اینچنین حوادثی برای میت مذکور کجا اتفاق افتاده است؟ او مرده و از بین رفته است!؟... خداوند ما را رانده شدن از درگاه خود نگاه دارد، و دامگستریهای شیطان برهاند...(123)

مطلب دوم: نظر عالمان کنونی عربستان سعودی درباره مهدی علیه السلام.

در این باره، یکی از نمونه های جالب توجه و مهم، مقالی است مفصل و رساله وار و تحقیقی، از استاد دانشگاه مدینه، شیخ عبدالمحسن العباد، به نام عقیده اهل السنه و الاثر فی المهدی المنتظر. این مقال، سخنرانی مبسوطی است که در یک محفل دانشگاهی، به وسیله استاد نام برده القا شده است، و سپس به صورت رساله ای، به وسئله مجله دانشگاه مدینه به چاپ رسیده است.(124) در تقسیماتی که برای این بحث تحقیقی در نظر گرفته شده است، مطلب آن به ده بخش تقسیم گشته و بدین ترتیب تحریر یافته است:
1 - ذکر نام آن اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که احادیث مربوط به مهدی علیه السلام را از پیامبر نقل کرده اند.
2 - ذکر نام عالمان بزرگی که احادیث مهدی را در کتابهای خویش - بر اساس اسناد - ذکر کرده اند.
3 - ذکر نام عالمانی که هر یک کتاب مستقل در باره مهدی علیه السلام نوشته اند.
4 - ذکر نام عالمانی که احادیث مربوط به مهدی را متواتر دانسته اند و نقل کلام آنان.
5 - ذکر احادیثی که در کتاب صحیح بخاری و کتاب صحیح مسلم ذکر شده است و مربوط است به امر مهدی.
6 - ذکر پاره ای احادیث درباره مهدی، که در دیگر کتابهای معتبر حدیثی آمده است، و بیان سندهای آنها و معتبر بودن آن سندها.
7 - ذکر برخی از عالمان که احادیث مربوط به مهدی را مستند شناخته اند، و اعتقاد به ظهور مهدی را لازم شمرده اند، و نقل سخنان آنان.
8 - ذکر برخی کسان که احادیث مربوط به مهدی را انکار کرده یا مورد تردید قرار داده اند، و رد کلام آنان.
9 - ذکر پاره ای احادیث، که ممکن است گمان شود با احادیث مربوط به مهدی سازگار نیست، و پاسخ به این گمان و توهم.
10 - سخنی در پایان.
این گفتار بلند و مستند، با این فصلها که یاد شد، شامل احادیث بسیار، و ماخذ سرشار، و بحثهای فنی معتبری است که در خور توجه فراوان است. نا گفته نمی گذاریم که برخی از اهل سنت، از جمله نویسنده رساله یاد شده در پاره ای از مسائل مربوط به این امر عظیم، با ما شیعی مذهبان، اختلاف نظرهای دارند - که علت آن اختلاف نظرها هم در جای خود روشن و شناخته است - لیکن آنچه مهم است این است که اصل موضوع، با ابعاد عمده خویش، مورد تصدیق و تأیید و اعتقاد و باور است، حتی در اواخر قرن چهاردهم، آنهم در سرزمینی مثل عربستان سعودی. و این تصدیق و اذعان تا جایی است که مدارک موضوع گرد آوری می شود، و در یک محفل دانشگاهی، مورد بحث و کنفرانس قرار می گیرد، و سپس استادی که این بحث را تهیه کرده است تقدیر به عمل می آید، و مجله دانشگاه وهابی، این اثر اعتقادی را منتشر می کند. اینها دلیل بر پای بودن عمود حق است در هر زمان. استاد عبدالمحسن العباد، در فصل نهم این مقاله می گوید:
شیخ محمد سفارینی، در شرح منظومه اعتقادات اهل سنت گفته است: سخن درستی که از اهل سنت بدان معتقدند این است که مهدی... پیش از اینکه عیسی آسمان به زیر آید ظهور می کند. درباره خروج مهدی احادیث بسیاری وارد شده است تا جای که به حد تواتر معنوی رسیده است. و این احادیث میان عالمان اهل سنت شیوع و شهرت دارد، بطوری که این امر یکی از عقاید آنان به شمار است. سفارینی آنگاه برخی از اقوال و احادیث مربوط به خروج مهدی را، و نامه های پاره ای که راویان آن احادیث را اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، یاد کرده است. سپس چنین افزوده است: احادیث فراوانی از پیامبر اکرم، از طریق این شمار اصحاب که نام برده شدند، و دیگرانی که نامشان نیامده، روایت شده است. همچنین نسلهای پس از اصحاب، یعنی تابعین نیز، این احادیث را نقل کرده اند. و این مجموعه چنان است که برای انسان، موجب علم قطعی می شود. بنابر این، ایمان و اعتقاد به خروج و ظهور مهدی واجب است. چنانکه این حقیقت نزد عالمان ثابت گشته، و در کتابهای اعتقادی اهل سنت و جماعت تدوین یافته است.
در پایان رساله یاد شده، سخنانی آمده است شیخ عبدالعزیزین باز، نایب رئیس دانشگاه مدینه. وی که در محفل دانشگاهی یاد شده حاضر بوده است، در پایان، استاد عبدالمحسن العباد، برای تهیه این مطالب تحقیقی تشکر می کند، و خود نیز مطالب و احادیث و استنادهای، در تأیید موضوعات مقاله، می افزاید. مقاله (رساله) یاد شده، در کتاب پر ارج موسوعه الامام المهدی(125) نیز درج گشته است. با این نقلها و استنادها بخوبی روشن می گردد که موضوع مهدی و ظهور آخرالزمان امری است مسلم، و اعتقادی است اسلامی، اعتقادی که در طول سده ها و اعصار، در میان عالمان مذاهب اسلامی مورد قبول بوده است، و شرایط و علامات مربوط به آن ثبت و ضبط شده است. عالمان اسلامی پیوسته این احادیث را روایت کرده اند، و به دست نسلهای دیگر امت رسانیده اند. و در اقالیم مختلف اسلامی در این باره فصلها و کتابها نوشته اند. و هر گاه مدعیی پیدا شده است به رسوا ساختن او پرداخته اند و، علایم عمده ظهور و حوادث برگ آخرالزمان را یاد آور گشته اند، تا مردم به دست مدعیان گول نخورند، و به دام دکه داران و حقه بازان و دینسازان دچار نیایند. نقل و ثبت و ذکر (تخریج) احادیث مربوط به مهدی علیه السلام، در طول سده ها، در میان اهل سنت نیز قطع نگشته است تا عصر حاضر. و در این عصر می نگریم که حتی عالمان عربستان سعودی (که شیعه و مدارک شیعه، و شناخت شیعه و حقایق و مبانی تشیع بسیار دورند، و نمی خواهند این حقایق و مبانی را به صورت صحیح و جامع بفهمند و درک کنند و بشناسند)، امر مهدی را مسلم می شمارند، و برای ثبت آن، و گسترش مفهوم آن، و رد مخالفان آن، تلاش علمی می کنند، و در سطح محافل دانشگاهی، به بیان فصول درخشان حدیث نبوی در این باره، مبادرت می ورزند.