فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

5 - نایبان عام، در غیبت کبری

شب که خورشید جهانتاب نهان نظر است - قطع این مرحله با نور مهی باید کرد.
چنانکه یاد شد، در هیچ دوره ای غیبت، پیوند حضرت حجت ابن الحسن علیه السلام با مردم نگسلیده است. در دوره غیبت صغری، سفارت و نیابت خاصه وجود داشت، و چهار تن، یکی پس دیگری، سفیر خاص و نایب مشخص امام بودند. و چون آن دوره گذشت، دوره غیبت کبری آغاز شد، و آخرین سفیر و نایب خاص، شیخ ابوالحسن علی بن محمد سمری، مامور گشت تا به کسی وصیت نکند، و کسی را به عنوان نایب خاص معرفی ننماید، و آغاز غیبت کبری را اعلام دارد.
...و بدینگونه، دوران طولانی غیبت کبری آغاز گشت. دوره غیبت کبری، دوره نیابت عامه است.
در دوره غیبت کبری و نیابت عامه، چنانکه یاد کردیم، در هر عصری، عالم بزرگی که واجد همه شرایط لازم فقاهت و رهبری باشد، در راس جامعه قرار می گیرد، و رهبری آن اوست، و رجوع مردم به اوست، و او صاحب ولایت شرعیه است به نیابت از امام.
بنابراین اصل دینی، مشروع بودن امور، و اسلامی بودن روابط سیاسی و اجتماعی، و مشروعیت حکومت، و لازم الاجرا بودن مقررات دولتی، همه و همه، بستگی دارد به تصویب و تنفیذ نایب امام (علیه السلام)، و اگر نایب امام، حکومتی را تصویب و تنفیذ نکند، آن حکومت، طاغوتی است، زیرا چنین حکومتی ارتباطی به خدا، و امامت و نظارت شرعی و الاهی، ندارد.(77)
در اینجا باید یاد کنیم که این مقام، و این نیابت، به وسیله خود ائمه طاهرین علیه السلام، به بویژه حضرت حجت بن الحسن المهدی علیه السلام، به عالم واجد شرایط، تفویض گشته است. بنابر این، مخالفت با دستور و رد بر حکم چنین پیشوای دینی، رد بر امام است، و رد بر امام، رد بر پیامبر است، و رد بر پیامبر، رد بر خدا و احکام خداست. و حکم آن معلوم است. و این متن دینی ما، و روایات امامان ماست.(78)
نکته دیگری که باید یاد کرد، این است که این مقام تنها برای حفظ فروع فقهی و انتقال موجودیت تشیع، و نگهبانی دین خداست. بنابر این، باید همواره کسی در راس جامعه شیعه قرار گیرد، که شایستگیها و اهلیتهای لازم را داشته باشند. و چون چنین کسی، به اعلمیت یا اولویت - چنانکه بزرگان دین گفته اند(79) - در راس جامعه دینی و اسلامی قرار گرفت، دیگر مجتهدان و عالمان، باید مقام او را پاس دارند، و به وحدت رهبری، و مرکزیت یافتن قدرت دینی کمک رسانند... تا بدینگونه، دین خدا، و توده های متدین، همواره پناهگاهی محکم، و دژی استوار داشته باشند، و خطرهای گوناگون روزگار، و فسادهای جباران، و تباهی آفرینیهای اهریمنان و بیدینان مصون مانند، و تا قدرتهای فاسد شیطانی نتوانند ایتام آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم را بربایند، و نتوانند تربیتهای تباه حیوانی، و افکار ضد خدایی و ضد اسلامی را، در میان نسلها و محیطها رواج دهند، و تا دنیاداران و باطل پرستان مجال نیابند که بنیاد تربیت انبیایی را متزلزل سازند، و کلمه حق را فرو دارند، و کلمه باطل را فرا آرند.

6 - ایام...

مسئله ایام، و تداول ایام، در میان افراد و اقوام، مسئله ای بسیار مهم است. ایام، ظرف اعمال و حوادث است. و گردش آنها، در میان مردمان، طبق فلسفه الاهی تاریخ، بر منوال خاص است. خداوند در سوره آل عمران، آیه 140، چنین می فرماید:
وتلک الایام نداولها بین الناس، ولیعلم الله الذین آمنو...
- ما دولت روزگار را، هر چند گاه، به دست کسانی می دهیم، تا مقام اهل ایمان، به امتحان، معلوم گردد.(80)
همه ایام روزگاران، برای بشریت، امتحان است، لیکن یکی از مهمترین دوره های این امتحان بزرگ - چنانکه یاد شد - دوره غیبت کبری است. خداوند، این فرصت امتحانی را به مردمان داد، و آنان را به اختیار خویشتن گذارد و ایام را همچنان میان آنان برگزار کرد - و برگزاری می کند - تا این امتحان عظیم و گسترده نیز برگزار شود. البته، غیبت و ایام غیبت، نظر عاطفه های مذهبی، واقعیتی درد آور بوده و هست. زیرا که دوری آن پیشوای دلسوز و مربی محبوب، هجرانی سوزان و فراقی غمبار را در پی آورد، فراقی که انسانهای کامل و بشر دوستان معتقد، و مردم با ایمان را بسی سوخت و گداخت، و داستان این مشتاقی و مهجوری، پایاب شکیبایی از دستشان ربود، و اشکشان را بر این چمن و گل، که بی فروغ رخ ساقی رنگی نداشت، پاشید.
و اکنون سالهاست که این دوره ادامه یافته است. و مردم ما معتقدند که مهدی علیه السلام، به اذن خدا، زنده است، و در جهان می زید، لیکن نهان از عموم مردمان، تا روزی که به هنگام حصول اقتضای تام، خود را - به امر خدا - ظاهر سازد، و از پرده غیبت به در آید، و پا در میان اجتماعات نهد، و ضمن انقلابی پر شور و پر غوغا، و حرکتی خونین و دامن گستر، بشریت مظلوم را نجات بخشد، و رسم توحید را بر پا دارد، و درفش دادگری را، بر فراز بلندترین آبادیهای گیتی، به اهتزاز در آورد.

فصل چهارم: در کتابهای پیشینیان