فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

3 - حسین بن روح نوبختی

سومین سفیر، شیخ ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی بود، در گذشته سال 326 هجری قمری.
وی، از شیوخ مورد اعتماد محمد بن عثمان بود. یکی دیگر بزرگانی که مورد اعتماد محمد بن عثمان بود و نزدیکان و اصحاب او بود، جعفر بن احمد بود. این بزرگان، همه، اهل معرفت و ایمان و قبول و تسلیم بودند، دیانت آنان چنان کامل بود، که همیشه و در همه امور، تسلیم نظر امام خود بودند. نوشته اند که برخی چنین تصور می کردند که نیابت امام دوازدهم، پس از محمد بن عثمان، به جعفر بن احمد خواهد رسید. چون هنگام در گذشت محمد بن عثمان فرا رسید، جعفر بن احمد در بالای سر محمد بن عثمان نشسته بود: و شیخ ابوالقاسم حسین بن روح در پایین پای او. محمد بن عثمان، در آن حال، رو کرد به جعفر بن احمد و گفت: من مامور شدم که ابوالقاسم بن روح را وصی گردانم، و امور را به او واگذارم. چون جعفر بن احمد این سخن را شنید، جای خود برخاست، و دست حسین بن روح را گرفت، و او را در بالای سر محمد بن عثمان نشانید، و خود در پایین پای وی نشست. همچنین آوردند که محمد بن عثمان، هنگامی بزرگان و مشایخ شیعه را گرد آورد و گفت: هر گاه برای من حادثه ای پیش آید و مرگم فرا رسد، وکالت (و نیابت امام دوازدهم) با ابوالقاسم روح خواهد بود. من مامور شدم که او را به جای خود معرفی کنم.

4 - علی بن محمد سمری

چهارمین سفیر، شیخ ابوالحسن علی بن محمد سمری بود، در گذشته سال 329 هجری قمری، به خاک سپرده در بغداد، نزدیک آرامگاه عالم و محدث بزرگ، ثقه الاسلام، محمد بن یعقوب کلینی.
این بزرگان، و عالمان، و روحانیون برسته و متقی و زاهد و آگاه، در دوره غیبت صغری، هر یک پس از دیگری، نایب خاص امام دوازدهم بودند، و امر مردم را می گذراندند، و واسطه میان امام و شیعیان بودند.(75) شیخ محمد بن یعقوب کلینی، مولف کتاب الکافی، که از او یاد کردیم نیز در سال 329 (یا: 328) هجری قمری در گذشته است. بنابر این، شیخ کلینی، هم عصر نواب اربعه بوده است.(76)

5 - نایبان عام، در غیبت کبری

شب که خورشید جهانتاب نهان نظر است - قطع این مرحله با نور مهی باید کرد.
چنانکه یاد شد، در هیچ دوره ای غیبت، پیوند حضرت حجت ابن الحسن علیه السلام با مردم نگسلیده است. در دوره غیبت صغری، سفارت و نیابت خاصه وجود داشت، و چهار تن، یکی پس دیگری، سفیر خاص و نایب مشخص امام بودند. و چون آن دوره گذشت، دوره غیبت کبری آغاز شد، و آخرین سفیر و نایب خاص، شیخ ابوالحسن علی بن محمد سمری، مامور گشت تا به کسی وصیت نکند، و کسی را به عنوان نایب خاص معرفی ننماید، و آغاز غیبت کبری را اعلام دارد.
...و بدینگونه، دوران طولانی غیبت کبری آغاز گشت. دوره غیبت کبری، دوره نیابت عامه است.
در دوره غیبت کبری و نیابت عامه، چنانکه یاد کردیم، در هر عصری، عالم بزرگی که واجد همه شرایط لازم فقاهت و رهبری باشد، در راس جامعه قرار می گیرد، و رهبری آن اوست، و رجوع مردم به اوست، و او صاحب ولایت شرعیه است به نیابت از امام.
بنابراین اصل دینی، مشروع بودن امور، و اسلامی بودن روابط سیاسی و اجتماعی، و مشروعیت حکومت، و لازم الاجرا بودن مقررات دولتی، همه و همه، بستگی دارد به تصویب و تنفیذ نایب امام (علیه السلام)، و اگر نایب امام، حکومتی را تصویب و تنفیذ نکند، آن حکومت، طاغوتی است، زیرا چنین حکومتی ارتباطی به خدا، و امامت و نظارت شرعی و الاهی، ندارد.(77)
در اینجا باید یاد کنیم که این مقام، و این نیابت، به وسیله خود ائمه طاهرین علیه السلام، به بویژه حضرت حجت بن الحسن المهدی علیه السلام، به عالم واجد شرایط، تفویض گشته است. بنابر این، مخالفت با دستور و رد بر حکم چنین پیشوای دینی، رد بر امام است، و رد بر امام، رد بر پیامبر است، و رد بر پیامبر، رد بر خدا و احکام خداست. و حکم آن معلوم است. و این متن دینی ما، و روایات امامان ماست.(78)
نکته دیگری که باید یاد کرد، این است که این مقام تنها برای حفظ فروع فقهی و انتقال موجودیت تشیع، و نگهبانی دین خداست. بنابر این، باید همواره کسی در راس جامعه شیعه قرار گیرد، که شایستگیها و اهلیتهای لازم را داشته باشند. و چون چنین کسی، به اعلمیت یا اولویت - چنانکه بزرگان دین گفته اند(79) - در راس جامعه دینی و اسلامی قرار گرفت، دیگر مجتهدان و عالمان، باید مقام او را پاس دارند، و به وحدت رهبری، و مرکزیت یافتن قدرت دینی کمک رسانند... تا بدینگونه، دین خدا، و توده های متدین، همواره پناهگاهی محکم، و دژی استوار داشته باشند، و خطرهای گوناگون روزگار، و فسادهای جباران، و تباهی آفرینیهای اهریمنان و بیدینان مصون مانند، و تا قدرتهای فاسد شیطانی نتوانند ایتام آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم را بربایند، و نتوانند تربیتهای تباه حیوانی، و افکار ضد خدایی و ضد اسلامی را، در میان نسلها و محیطها رواج دهند، و تا دنیاداران و باطل پرستان مجال نیابند که بنیاد تربیت انبیایی را متزلزل سازند، و کلمه حق را فرو دارند، و کلمه باطل را فرا آرند.