فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

1 - غیبت

پس هجوم ماموران خلافت عباسی، به خانه امام حسن عسکری علیه السلام و جستجوی فرزند و جانشین آن امام، روشن گشت که خطری که جان امام آینده را تهدید می کند، خطری بس سهمگین است. این هجوم و پیگیری، در پیدا کردن مهدی،ایجاب می کرد تا برای نگهداری جان باقی مانده سلسله امامت، و سلاله نبوت، و مصلح بزرگ بشریت،اقدامی بس جدی به عمل آید در امر غیبت امام دوازدهم، و علل آن، مسائل بسیاری وجود دارد. یکی علتهای ظاهری و ملموس آن، همین چگونگی و پیشامد بود، که سوی دشمنان پدیدار گشت، و باعث امر عظیم غیبت شد. در احوالی که یاد شد، ضمن مقارناتی، زمینه ناپدیدی امام از نظرها فراهم آمد. و دوازدهمین هادی، به فرمان الاهی، و به قدرت و حکومت خدایی، از نظرها پنهان گردید.

2 - غیبت صغری

غایب شدن امام دوازدهم نظرها، به دو مرحله تقسیم گشت: مرحله کوتاه مدت (غیبت صغری)، و مرحله دراز مدت (غیبت کبری).غیبت اول، از دو جهت محدود بود: جهت زمانی و جهت شعاعی. نظر زمانی، بیش 70 سال به طول نینجامید(71)، و این رو غیبت صغری نامیده گشت . از نظر شعاعی نیز، این غیبت، غیبتی همه جانبه نبود، و شعاع و دامنه آن محدود بود. یعنی در طول مدت 70 ساله این غیبت، اگر چه امام از نظرها پنهان بود، لیکن این غیبت و پنهانی، نسبت به همه کس نبود، بلکه کسانی بودند که به صورتی با امام در تماس بودند. و اینان نایبان خاص امام بودند، کارهای مردم را می گذرانیدند، نامه ها و سوالات مردم را به نزد امام می بردند - یا می فرستادند - و پاسخ امام را به مردم می رساندند. و گاهی گروهی مردم، به وسیله آن نایبان خاص - که ذکرشان می آید - به دیدار امام دوازدهم بار می یافتند. این بود که در این مدت، امام، هم غایب بود و هم غایب نبود.

3 - غیبت کبری

پس از گذشتن دوره غیبت صغری، غیبت کبری و دراز مدت آغاز گردید. و این غیبت است که تا کنون ادامه یافته است. و در این مدت طولانی است، که بزرگترین مرحله آزمایش و امتحان، در دار طبیعت، و سنجش ایمان و عمل خلق وجود دارد، تا معلوم گردد، در خلال این روزگاران - که هر بامداد خورشید کرانه افق شرقی سر بر می آورد، و بر سراسر صحنه های زندگی مردمان می تابد - اهل قرون و اعصار، در هر نقطه ای جهان، چگونه عمر خویش را سپری می کنند، و هستی و نیروهای خویش چگونه استفاده می برند، چه نتیجه ای می گیرند، و افراد و اشخاص، و دسته ها و مردمان، در برابر احساس وظیفه چه می کنند: نویسندگان، دانشمندان، مصلحان، روحانیون، مبلغان، مربیان نوباوگان، زمامداران، جنگاوران، و سایر توده های انسانی، که در این پهنه بزرگ قرار می گیرند، و به این جهان کوشش و کردار می آیند، چگونه برنامه زیست خویش را تنظیم می کنند، و علت به وجود آمدن چه اعمال و حوادثی، و چه آثار و افکار و رفتاری می شوند؟