فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

6. سفر به آسمانها

در اینجا و در این رساله - بمناسبت - می خواهم مسئله بزرگ را مطرح کنم مسئله ای بسیار بزرگ.
شما می دانید که بشریت پس چند هزار سال کوشش و پیگیری در راه تجربه و شناخت طبیعت و جهان و پس قرنها آزمایش و تفکر و عمل، و هزاران گونه زحمت دیدن، و رنج بردن، و قربانی دادن، و هزینه گذاشتن، و پس آنکه هزاران دانشمند و متفکر و آزمایشگر، در طول قرون و اعصار، آمدن و کوشیدن، و به مقامات علمی رسیدند، و حاصل کوششها و تلاشهای خویش را به شاگردان و آیندگان سپردند.(66) پس اینها همه، اکنون چند سالی بیش نیست که انسان به مسئله سفر به فضا و گردشها آسمانی و نقل و انتقالهای کیهانی دست یافته است، آنهم به صورتی بسیار بسیار محدود؛ و پیش این عصر سخنی سفر انسان به آسمان و عملی بودن آن، به صورتی جدی در میان بشر و عالمان بشری، مطرح نبوده است. پس توجه به این موضوع، اکنون، به این روایت، که حضرت امام محمد باقر علیه السلام رسیده است، و بیشتر 1290 سال صدور آن می گذرد توجه کنید: مهدی، بر مرکبهای پر صدایی، که آتش و نور در آنها تعبیه شده است، سوار می شود، و به آسمانها، همه آسمانها، سفر می کند.(67) در روایت دیگری - روایات معراجیه - خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، چنین آمده است: ای محمد! من به دست آخرین وصی تو، زمین را وجود دشمنان خود پاک خواهم ساخت. و حکومت شرق و غرب عالم را به او خواهم داد. بادها را مسخر او خواهم کرد. ابرهای تندر آگین سخت را رام او خواهم نمود. و او را طریق اسبابی (که برای سفر به آسمانها هست)، به سفر گردن به آسمانها موفق خواهم داشت.(68) در متن روایت اول، چنین تعبیر شده است که مهدی، به وسیله ابر سختی که رعد و برق و صاعقه دارد، به آسمانها خواهد رفت. در روایت معراجیه نیز سخن ابر آمده است. بسیار مناسب است که این تعبیر کنایه باشد مرکبی نوع مرکبهای فضاپیمای جدید، یا مرکبی مهمتر که بعدها پیدا شود، و یا خود امام دستور ساختن آن را بدهد. اگر خود ابر طبیعی منظور باشد، اهمیت خارق عادت بودن آن روشن است. تعبیر اسباب السماوات نیز، که در هر دو روایت آمده است، شایسته است دقت بسیار است.(69) اسباب سماوات چیست؟ آیا راههای است برای پیمودن آسمان؟ آیا ابزار و وسایلی است در زمین، که باید شناخت و مورد استفاده قرار داد، و با آنها، به آسمانها رفت؟ آن روزگار، که این روایات گفته شده است، 1290 تا 1400 سال می گذرد. آن روز، آنچه در میان دانایان و فیلسوفان بشری وجود داشته است، این بوده است که، سفری به آسمان محال است. فلاسفه یونان معتقد بودند که سفر به آسمانها موجب شکافتن و پیوستن اجسام فلکی می شود، و این امر (خرق والتیام)، در اجسام آسمان محال است. نظر کیهان شناسی، اطلاعات آنروز، همان هیئت بطلمیوسی بوده است. باید گفت اصلاً آنان فضا و کیهان را چیزی نمی دانسته که قابل مسافرت باشد. با اینهمه، آنچه هم گفتیم، اطلاعات مراکز تمدن آن روز بوده است، نه جاهایی مانند شبه جزیره العرب. با این حساب، این چه علمی، و چه اطلاعی، و چه فرهنگی است، که در چنان جوی، مسئله سفر به آسمان، و مسئله ابزار و اسباب سفر به آسمان را، و رفتن به کرات دیگر را، به سادگی و صراحت، مطرح می سازد؟ در روایت امام باقر علیه السلام گفته شده است که بیشتر آسمانها آباد و محل سکونت است. البته این آسمان شناسی اسلامی، که مکتب ائمه طاهرین علیه السلام استفاده می شود، ربطی به آسمان شناسی یونانی و... ندارد. و هر چه در آسمان شناسی یونانی، محدودیت افلاک و ستارگان مطرح است، در آسمان شناسی اسلامی، درست به عکس است، و سخن ابعاد عظیم، و ستارگان بیشمار،و اقمار فراوان، و منظومه های متعدد است.(70) و ابزار اینگونه مطالب، در آن روزگاران، ممکن نیست جز با علم به غیبت، و اطلاع واقعیت بزرگ عوالم هستی. و این علم نیست مگر علمی که سوی خدا، به هادیان راه خدا، عنایت شده است.

فصل سوم: غیبت

1 - غیبت

پس هجوم ماموران خلافت عباسی، به خانه امام حسن عسکری علیه السلام و جستجوی فرزند و جانشین آن امام، روشن گشت که خطری که جان امام آینده را تهدید می کند، خطری بس سهمگین است. این هجوم و پیگیری، در پیدا کردن مهدی،ایجاب می کرد تا برای نگهداری جان باقی مانده سلسله امامت، و سلاله نبوت، و مصلح بزرگ بشریت،اقدامی بس جدی به عمل آید در امر غیبت امام دوازدهم، و علل آن، مسائل بسیاری وجود دارد. یکی علتهای ظاهری و ملموس آن، همین چگونگی و پیشامد بود، که سوی دشمنان پدیدار گشت، و باعث امر عظیم غیبت شد. در احوالی که یاد شد، ضمن مقارناتی، زمینه ناپدیدی امام از نظرها فراهم آمد. و دوازدهمین هادی، به فرمان الاهی، و به قدرت و حکومت خدایی، از نظرها پنهان گردید.