فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

ح - سیرت مالی:

همه اموال جهان، در نزد مهدی علیه السلام گرد آید، آنچه در دل زمین است و آنچه بر روی زمین. آنگاه مهدی به مردمان بگوید: بیایید! و این اموال را بگیرید! اینها همان چیزهایی است که برای به دست آوردن آنها، قطع رحم کردید و خویشان خود را رنجانیدید: خونهای بناحق ریختند، و مرتکب گناهان شدید. بیایید و بگیرید! پس دست به عطا گشاید، چنانکه تا آن روز کسی آنچنان بخشش اموال نکرده باشد.(47) در زمان مهدی علیه السلام، زمین محصول بسیار دهد، و مال و خواسته همی خرمن شود. هر کس نزد مهدی آید و گوید: به من مالی ده!، مهدی بیدرنگ بگوید:بگیر.(48) مهدی علیه السلام ، اموال را، به صورت مساوی، میان همگان تقسیم کند(49)، و کسی را بر کسی امتیاز ندهد.(50)

ط - سیرت اصلاحی:

مهدی علیه السلام، فریادرسی است، که خداوند او را بفرستد، تا به فریاد مردم عالم برسد. در روزگار او، همگان، به رفاه و آسایش و وفور نعمتی بی مانند دست یابند، حتی چهار فراوان گردند، و با دیگر جانوران، خوش و آسوده باشند. زمین گیاهان بسیار /. آب نهرها فراوان شد. گنجها و دفینه های زمین و دیگر معادن استخراج گردد.(51) درزمان مهدی علیه السلام، مردم جهان را، آشوبی بزرگ و همه گیر و سر در گم نجات بخشد.(52) در جهان، جای ویرانی نماند، مگر آنکه مهدی علیه السلام آنجا را آباد سازد.(53)یاران قائم به سراسر جهان پا نهند، و همه جا قدرت را در دست گیرند. همه کس و همه چیز مطیع آنان شوند، حتی درندگان صحرا و مرغان شکاری، رضا و خشنودی آنان را بطلبند. شادی و شادمانی یافتن به این پیام آوران دین و صلاح و عدالت، تا بدانجاست که قطعه ای زمین بر قطعات دیگر مباهات کند که یکی یاران مهدی بر آنجا پا نهاده است.(54) هر یک یاران قائم، به نیرو، چون چهل مرد باشد، و دل آنان مانند پاره های پولاد. اگر کوههایی آهن بر سر راه آنان پیدا شود، آنها را بشکافند. یاران قائم، شمشیرهای خود را بر زمین ننهند، تا اینکه خدای عزوجل راضی شود -لا یکفون سیوفهم، حتی یرضی الله عزوجل.(55) آری، هنگامی که جهان را فتنه و آشوب آکنده سازد، و همه جا را غارتگری و فساد و ستم بپوشد، خداوند مصلح بزرگ را بفرستد، تا دژهای ضلالت و گمراهی را هم فرو پاشد، و فروغ توحید و انسانیت و عدالت را، در دلهای تاریک و سنگ شده، بتاباند.(56) و سرانجام، درباره سیرت اصلاحی مهدی علیه السلام، به سخنان علی علیه السلام می رسیم، در نهج البلاغه: شهادت پدر، در حق پسر: چون مهدی در آید، هواپرستی را به خداپرستی باز گرداند، پس آنکه خداپرستی را به هواپرستی باز گردانده باشند. رایها و نظرها و افکار را به قرآن باز گردانده باشد... او عمال و کارگزاران را مواخذه کند. زمین آنچه را در اعماق خوی دارد برای وی بیرون دهد، و همه امکانات و برکات خویش را در اختیار او گذارد. آنگاه است که مهدی به شما نشان دهد که سیرت عدل کدام است، و زنده کردن کتاب و سنت چیست؟(57)

ی - سیرت قضایی:

در قضاوتهای و احکام مهدی، و در حکومت وی، سر سوزنی ظلم و بیداد بر کسی نرود، و رنجی بر دلی ننشیند.(58) مهدی علیه السلام ، بر طبق احکام خالص دین (- بدون توجه به آراء و افکار دیگران و فقها و علمای مذاهب)، حکم و حکومت کند.(59) مهدی میزان عدل را، در میان مردم نهد، و بدینگونه هیچ کس نتواند به دیگری ستم کند.(60) مهدی قضاوتی جدید آورد...(61) مهدی، به حکم داود و آل داود حکم کند، و مردم بینه و شاهد نطلبد. شیخ مفید، می گوید: چون قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم قیام کند، مانند داود علیه السلام، یعنی بر حسب باطن، قضاوت کند، و بی هیچ نیازی به شاهد حکم دهد. خداوند حکم را به او الهام کند، و او بر طبق الهام الاهی حکم کند. مهدی، نقشه های پنهانی هر گروه را بداند و به آنان آن نقشه ها را بگوید. دوست و دشمن خود را، با نگاه، بشناسد.(62)