فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

ج - سیرت عملی:

به هنگام رستاخیز مهدی علیه السلام، آنچه هست، دوستی و یگانگی است، تا آنجا که هر کس هر چه نیاز دارد، جیب آن دیگری بردارد، بی هیچ ممانعتی.(24) در زمان مهدی، مومنان در معاملات یکدیگر سود نگیرند.(25)کینه ها از دلها بیرون رود، و همه جا را آسایش و امنیت فرا گیرد.(26) مهدی، بخشنده است، و بیدریغ، مال و خواسته، به این و آن دهد. نسبت به عمال و کارگزاران و ماموران دولت خویش بسیار سختگیر باشد، و با ناتوانان و مستمندان، بسیار دلرحم و مهربان.(27) علامه المهدی، ان یکون شدیدا علی العمال، جوادا بالمال، رحیما بالمساکین(28). مهدی علیه السلام، در رفتار چنان است که گویی با دست خود، کره و عسل، به دهان مسکینان می نهد.(29) مهدی علیه السلام، چونان امیر المومنین علیه السلام زندگی کند، نان خشک بخورد، و با پارسایی بزید.(30)

د- سیرت انقلابی:

مهدی علیه السلام، حق هر حقداری را بگیرد و به او دهد، حتی اگر حق کسی زیر دندان دیگری باشد، زیر دندان انسان متجاوز و غاصب بیرون کشد، و به صاحب حق بازگرداند.(31) چون مهدی قیام کند، جزیه برداشته شود، و غیر مسلمانی نماند. او مردم را با شمشیر به دین خدا دعوت کند، هر کس نپذیرد، گردن زند، و هر کس را سرکشی کند، خرد سازد.(32) مهدی علیه السلام، وارد شهر کوفه شود، و هر منافق و شک باوری را بکشد، و کاخها را ویران سازد، و ارتش مستقر در آنجا را دم تیغ بگذراند. اینچنین، ظلمه و اعوان ظلمه را بیدریغ بکشد، تا خدا راضی شود و خشنود گردد.(33) مهدی مانع الزکاه را بکشد. زانی محصن را نیز بدون طلب شهادت رحم کند.(34) زراره بن اعین گوید: امام محمد باقر علیه السلام پرسیدم: آیا قائم، با مردمان، مانند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلمرفتار کند؟ فرمود: هیهات، هیهات! پیامبر با ملایمت با مردم رفتار می کرد، و می کوشید تا محبت مردم را، در راه دین، جلب کند و تالیف قلوب نماید. امام قائم با شمشیر و قتل با مردم رو به رو شود. خدا به او اینگونه امر کرده است، که بکشد و توبه کسی نپذیرد. وای به حال کسی که با مهدی بر سر ستیز آید.(35) مهدی، فقط و فقط شمشیر بشناسد. او کسی توبه نپذیرد، و در راه اجرای حکم خدا و استقرار بخشیدن به دین خدا، به سخن کسی گوش ندهد، و نکوهش احدی را نشنود.(36)

ه - سیرت ساسی:

به هنگام حکومت مهدی علیه السلام، حکومت جباران و مستکبران، و نفوذ سیاسی منافقان و خائنان، نابود گردند.(37) شهر مکه، قبله مسلمین، مرکز حرکت انقلابی مهدی شود. نخستین افراد قیام او، در آن شهر، گرد آیند، و در آنجا به او بپیوندند. مهدی علیه السلام به نفوذ یهود و مسیحیت در جهان خاتمه دهد. از غار آنطاکیه، تابوت سکینه را بیرون آورد. نسخه اصلی تورات و انجیل در آن است. و بدینگونه در میان اهل تورات با تورات، و در میان اهل انجیل با انجیل حکم کند، و آنان را به متابعت خویش فراخواند. برخی به او بگروند.(38) با دیگران جنگ کند، و هیچ صاحب قدرتی و صاحب مرامی (چه اهل کتاب و چه دیگر مسلکها و مرامها) باقی نماند، و دیگر هیچ سیاستی و حکومتی، جز حکومت حقه اسلامی و سیاست عدله قرآن، در جهان جریان نیابد. بدینگونه حکومت مهدی، شرق و غرب عالم را فرا گیرد. عیسی علیه السلام آسمان فرود آید، و پشت سر مهدی علیه السلام نماز گذارد، و فریاد زند که: در بیت المقدس را باز کنید! در را باز کنند. در این میان، دجال با هفتاد هزار یهودی مسلح پدیدار شود... و چون عیسی آهنگ کشتن دجال کند، دجال بگریزد. عیسی بگوید: من تو را با یک ضربت بکشم و چنین شود. او را بگیرد و بکشد. یهودیان در گوشه و کنار، و در پناه هر سنگ و درخت و جانور و چیز دیگری پنهان شوند. اما همه چیز به سخن آید و بانگ بردارد: ای بنده مسلمان خدا، اینجا یک یهودی است بیا و او را بکش.(39) و اینچنین جهان وجود یهود پاک گردد. آری، چون مهدی قیام کند، زمینی نماند: مگر اینکه در آنجا گلبانگ محمدی اشهد ان لا اله الا الله، و اشهد ان محمدا رسول الله بلند گردد.(40)