فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

8- هجوم ابرهای سیاه...

آری... مهدی، در آن روز، خویشتن را نشان داد. پای درون خانه بیرون نهاد، و در کنار مردم و در میان مردم قرار گرفت. و آن روز، روزی آفتابی شد. لیکن این تجلی همایون، که کودکی خردسال، بزرگانه گام پیش گذارد، و جعفر کذاب را کنار زد، و خود پیش ایستاد، و بر خلق امامت کرد، و بر پیکر پیشوای فقید نماز خواند، مسئله را روشن کرد، و اخبار آن منتشر شد، و بزودی به گوش مراقبان و ماموران رسید، و سفاکان دربار عباسی را آگاه ساخت که آن کس که سالها مراقب بودند تا پدید نیاید، پدید آمده است، و خود مسئولیت ادامه جریان امامت را، و مبارزه با ستم و ستمگران را، به عهده دارد. عباسیان دانستند که فرو کشنده جباران، درهم کوبنده ستمگران، بر باد دهنده تاجها، و ویران کننده کاخها، تولد یافته و رشد کرده است. همینکه این خبر پهن گشت، بیدرنگ سوی خلیفه عباسی، المعتمد(17)، دستور هجوم به خانه امام حسن عسکری علیه السلام و تفتیش آن خانه، و جلب مهدی - و چه بسا قتل او - صادر شد. ماموران خلیفه، همچون رعد و برق غریدند و جهیدند، و چون توده های ابر سیاه، بر سر خانه امام عسکری خیمه زدند. همه جا را بدقت گشتند، این حجره به آن حجره دویدند، و این روزن به آن اطاق، و آن اطاق به این روزن سر کشیدند، تا مهدی را بیابند، و نزد خلیفه برده گردن زنند. در چنین شرایطی، امر غیبت امام دوازدهم - برای بقای سلسله امامت حقه، و تشکیل حاکمیت اسلامی در آخر الزمان، و مسائل و مصالحی دیگر - پیش آمد. در فصل سوم، درباره غیبت، سخن خواهیم گفت.

فصل دوم: شمایل و سیرت

1- شمایل

محدثان معتبر، شیعه و اهل سنت، بنابر احادیث بسیار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امام علی بن ابیطالب علیه السلام و دیگر امامان(18)، شمایل و اوصاف امام مهدی علیه السلام را، در کتابهای خویش آورده اند: چهره اش گندمگون. ابروانش هلالی و کشیده. چشمانش سیاه و درشت و جذاب. شانه اش پهن. دندانهایش براق و گشاده. بینیش کشید و زیبا. پیشانیش بلند و تابنده. استخوان بندیش استوار و صخره سان. دستان و انگشتانش درشت. گونه هایش کم گوشت و اندکی متمایل به زردی - که بیداری شب عارض شده -. بر گونه راستش خالی مشکین. عضلاتش پیچیده و محکم. موی سرش بر لاله گوش ریخته.(19) اندامش متناسب و زیبا. هیئتش خوش منظر و رباینده. رخساره اش در هاله ای شرم بزرگوارانه و شکوهمند غرق. قیافه اش حشمت و شکوه رهبری سرشار. نگاهش دگرگون کننده. خروشش در یاسان، و فریاد همه گیر.