فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

7- طلوعی گذرا

چنانکه یاد شد، مهدی، در نهان می زیست، و مردم بطور عموم او خبر نداشتند. و جز تنی چند، کسی او را ندیده بود. کار بدین منوال می گذشت، تا روز در گذشت امام یازدهم فرا رسید یعنی: روز هشتم ماه ربیع الاول سال 260 هجری قمری. در این روز، چهار امر باعث شد، تا مهدی، خود را به گروهی مردم بنمایاند، و به حوزه کسانی که برای مراسم تشییع و خاک سپاری امام یازدهم حاضرشده بودند آشکارا پا نهد:
1- اینکه باید امام بر جنازه امام نماز گزارد. مهدی علیه السلامبرای رعایت این سنت الهی، و سر ربانی، لازم بود که ظاهر شود و بر پیکر پدر نماز گزارد.
2- اینکه جلوگیری شود این امر، که کسی سوی خلیفه بیاید و بر پیکر امام یازدهم نماز بخواند، و سپس جریان امامت ختم شده اعلام گردد، و خلیفه جابر عباسی، وارث امامت شیعی معرفی شود.
3- اینکه جلوگیری شود، روی دادن انحراف داخلی در جریان امامت، زیرا که جعفر بن علی الهادی، معروف به جعفر کذاب، که برادر امام عسکری بود، و در صدد ادعای امام بود، آمد تا بر پیکر امام در گذشته نماز گزارد - چنانکه سپس گفته خواهد شد.
4- اینکه ادامه جریان امامت حقه و ولایت اسلامیه تثبیت شود، و بر معتقدان به امامت معلوم گردد، که پس از امام حسن عسکری، امام دیگری، امام دوازدهم، حامل این وراثت معنوی، و رسالت اسلامی، و ولایت دینی و دنیایی است، و او هست، تولد یافته و موجود است. به این علتها بود که مردمی که برای انجام مراسم آمده بودند ناگاه مشاهده کردند، که کودکی خردسال، اما در نهایت شکوه و حشمت، همچون خورشیدی فروزان، اندرون سرا به در آمد، و عموی خود جعفر را، که آماده نماز گزاردن بر پیکر پیشوای فقید شده بود، به یک سو زد، و بر پیکر پدر نماز گمارد.

8- هجوم ابرهای سیاه...

آری... مهدی، در آن روز، خویشتن را نشان داد. پای درون خانه بیرون نهاد، و در کنار مردم و در میان مردم قرار گرفت. و آن روز، روزی آفتابی شد. لیکن این تجلی همایون، که کودکی خردسال، بزرگانه گام پیش گذارد، و جعفر کذاب را کنار زد، و خود پیش ایستاد، و بر خلق امامت کرد، و بر پیکر پیشوای فقید نماز خواند، مسئله را روشن کرد، و اخبار آن منتشر شد، و بزودی به گوش مراقبان و ماموران رسید، و سفاکان دربار عباسی را آگاه ساخت که آن کس که سالها مراقب بودند تا پدید نیاید، پدید آمده است، و خود مسئولیت ادامه جریان امامت را، و مبارزه با ستم و ستمگران را، به عهده دارد. عباسیان دانستند که فرو کشنده جباران، درهم کوبنده ستمگران، بر باد دهنده تاجها، و ویران کننده کاخها، تولد یافته و رشد کرده است. همینکه این خبر پهن گشت، بیدرنگ سوی خلیفه عباسی، المعتمد(17)، دستور هجوم به خانه امام حسن عسکری علیه السلام و تفتیش آن خانه، و جلب مهدی - و چه بسا قتل او - صادر شد. ماموران خلیفه، همچون رعد و برق غریدند و جهیدند، و چون توده های ابر سیاه، بر سر خانه امام عسکری خیمه زدند. همه جا را بدقت گشتند، این حجره به آن حجره دویدند، و این روزن به آن اطاق، و آن اطاق به این روزن سر کشیدند، تا مهدی را بیابند، و نزد خلیفه برده گردن زنند. در چنین شرایطی، امر غیبت امام دوازدهم - برای بقای سلسله امامت حقه، و تشکیل حاکمیت اسلامی در آخر الزمان، و مسائل و مصالحی دیگر - پیش آمد. در فصل سوم، درباره غیبت، سخن خواهیم گفت.

فصل دوم: شمایل و سیرت