فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

2- طالع میلاد

عالم معروف اهل سنت، شیخ سلیمان قندوزی حنفی - یاد شده در بالا - پس از تصریح به وقوع ولادت مهدی ، طالع میلاد مقدس را نیز یاد می کند، می گوید: ولادت قائم علیه السلام، در شب نیمه شعبان واقع شده است، به سال 255، در شهر سامرا، به هنگام قران اکبر، در برج قوس، به طالع 25 درجه، برج سرطان.(7)

3- چونان ابراهیم و موسی

پس دو از قرن و اندی که هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گذشت، و امامت به امام دهم و یازدهم رسید، اندک اندک، در میان حکومتگران مسلمین در مرکز خلافت، نگرانیی عمیق جان گرفت. این نگرانی مربوط به اخبار و احادیث بسیاری بود، که در آنها آمده بود: امام حسن عسکری فرزندی تولد خواهد یافت، که برهم زننده اساس حکومتهاست. این پیشگویی، هم در کتابهای پیشینیان آمده بود، و به وسیله آگاهان آن کتابها، در میان مسلمین نقل می شود و هم در احادیث و اخبار اسلامی، بویژه احادیث نبوی. بدینگونه می نگریم که بر مبنای بشارت کتب پیشینیان، و همچنین احادیث اسلامی، اشتهار یافته بود که امام یازدهم فرزندی پدید آید، که ویران کننده تختها، و فرو افکننده تاجها، و پایمال کننده قدرتهاست...
به هنگام تولد امام مهدی علیه السلام، در شهر سامرا، حدود 35 سال از ساختن آن شهر (که در کنار ویرانه های شهر قدیم بنا شده بود) می گذشت. و با اینکه به عنوان پایتخت دوم برای خلافت بغداد ساخته شده بود، از همان آغاز، مقر خلیفه عباسی شد. معتصم عباسی، هشتمین خلیفه بنی عباس، که خلافت او، از سال 218 آغاز شد، به ساختن این شهر فرمان داد، و سپس خود بدانجا انتقال یافت، و بدینگونه سامرا مرکز خلافت گشت. امام دهم، 20 سال در این شهر تحت نظر - و زندانی - بود، و سپس امام یازدهم، در آنجا تحت نظر - و زندانی - به سر می برد. به هنگامی که ولادت مهدی نزدیک گشت، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت، در صدد بر آمدند تا از پدید آمدن این نوزاد جلوگیری کنند، و اگر پدید آمد و بدین جهان پای نهاد، او را از میان بردارند. بدین علت بود که چگونگی احوال مهدی، دوران حمل، و سپس تولد او، همه و همه، از مردم نهان داشته می شد، و جز چند تن معدود: نزدیکان، یا شاگردان و اصحاب خاص امام عسکری، کسی او را نمی دید. آنان نیز مهدی را گاه به گاه می دیدند، نه پیوسته و به صورت عادی. نوشته اند:
راز مخفی داشتن ولادت مهدی این بود: خلفای بنی عباس، از طریق روایاتی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه طاهرین علیه السلام نقل شده بود، دانستند که دوازدهمین امام، همان مهدی است، که زمین را پر از عدل و داد می کند و دژهای گمراهی و فساد را در هم می کوبد، و دولت جباران را سرنگون می سازد، و طاغوتان را به قتل می رساند، و خود، امیر مشرق و مغرب جهان می شود. چون این امر را دانستند، در صدد بر آمدند تا این نور را خاموش کنند، و این امام را به قتل رسانند. از این رو، جاسوسان و مراقبانی چند گماشتند، و حتی قابله هایی را مامور کردند تا داخله امام عسکری را زیر نظر بگیرند. لیکن خداوند، در هر حال، نور هدایت را پاینده خواهد داشت. این بود که خدا به اراده خویش، دوران بارداری مادر او را پنهان ساخت. مورخان گفته اند: معتمد عباسی، قابلگان را امر داده بود تا وقت و بیوقت، سرزده، وارد خانه سادات شوند، بویژه، خانه امام حسن عسکری علیه السلام، و در درون خانه بگردند و تفتیش کنند، و حال همسر او با خبر گردند، و گذارش دهند، اما آنان از هیچ چیز آگاه نگشتند. خداوند درباره مهدی، همان کار را کرد که درباره موسی کرد. چنانکه دشمنان از مهدی نیز، همان روش فرعونی و سیاست فرعونی را دنبال کردند. فرعون دانست که زوال سلطنت او به دست مردی از بنی اسرائیل خواهد بود. این بود که بازرسانی را گماشت تا زنان حامله بنی اسرائیل را زیر نظر گیرند، و کودکانی را که متولد می شوند تحت مراقبت شدید قرار دهند، و اگر کودک پسر بود او را بکشند. بدینگونه کودکان بسیاری را کشتند تا موسی پدید نیاید - چنانکه در قرآن کریم ذکر شده است(8) - و با این همه، خدای متعال، پیامبر خود موسی را حفظ کرد، و ولادت او را مخفی داشت، و سپس به مادر موسی امر فرمود تا او را در صندوقی گذارد، و به رود نیل سپارد...(9) در احادیث بسیاری آمده است که مهدی، شباهتهایی به حضرت ابراهیم و حضرت موسی دارد...(10)

4- مشاهده مهدی

بدانسان که یاد شد، می نگریم که مهدی علیه السلام، از نخستین روز ولادت نیز، همواره، در نهان می زیست، و مردمان به طور عموم او را نمی دیدند. و این بدان روی بود تا بدو گزندی نرسد. سعی بر آن بود که مردمان او را نبینند، و حال و احوال او آگاه نگردند، تا اطلاعاتی درباره او شایع نگردد، و به دست دربار عباسی نرسد. با این وصف، در مدت 5 - 6 سال آغاز عمر او، که امام یازدهم در قید حیات بود، برخی نزدیکان امام، و کسانی چند خواص نیز، او را می دیدند، و به درک حضور او نایل آمدند، تا بدینگونه به تولد او و وجود او یقین حاصل شود، و ایشان به موقع لزوم به دیگران و بویژه به حوزه های تشیع اطلاع دهند، و آنان را وجود وصی دوازدهم آگاه سازند. در میان یاران و اصحاب امام یازدهم کسانی بودند که - به دلیل یاد شده - او طلب می کردند، تا جانشین خویش را به آنان نشان دهد. و امام یازدهم، در مواردی، این تقاضا را بر آورده ساخت، و مهدی را به کسانی، و گاه به گروهی، نشان داد، و معرفی کرد.