عرفان حافظ

نویسنده : متفکر شهید استاد مرتضی مطهری

مقدمه

عرفان حافظ مجموعه ای است مشتمل بر پنج جلسه کنفرانس استاد شهید آیة الله مطهری در همین موضوع که در حدود سال 1350 هجری شمسی در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران ایراد شده است. این کتاب، اول بار پس از شهادت استاد تنظیم و چندین بار تجدید چاپ شد و در چند چاپ اول با نام تماشاگه راز منتشر می گردید. نظر به اینکه تنظیم قبلی آن دارای اشکالاتی بود و از دقت کافی برخوردار نبود، مطالب استاد مجدداً از نوار استخراج و سپس به دقت و با حفظ امانت تنظیم شد و اکنون به صورت حاضر منتشر می گردد.
استاد شهید حاشیه هایی نیز بر دیوان حافظ داشته اند که همراه دیوان با نام آیینه جام منتشر شده است. در واقع این سخنرانیها و آن حواشی مکمل یکدیگر محسوب می شوند و در برخی موارد، مطالب این کتاب تفصیل آن حواشی است.
همچنین استاد مطهری در بخشی از مقدمه کتاب علل گرایش به مادیگری تحت عنوان ماتریالیسم در ایران، تحریف شخصیتها و مادی جلوه دادن آنها را یکی از تشبثات مضحک ماتریالیستها دانسته و آنگاه به بحث جامعی درباره حافظ پرداخته اند.
کتاب حاضر همچون دیگر آثار استاد نشان دهنده دقت و نکته سنجی ایشان در امر تحقیق است و به سبب موضوعش از حال و هوای لطیف و عرفانی برخوردار می باشد - که بیانگر بعد عرفانی شخصیت استاد نیز هست - و شاید به همین سبب تاکنون مورد استقبال فراوان قرار گرفته است.
امید است این اثر استاد - که در واقع یک معرفی اجمالی از عرفان اسلامی است - اهل دل و سوختگان عشق الهی را توشه راه و آرام جان باشد. از خدای بزرگ توفیق خدمت مسألت می نماییم.
12 اردیبهشت 73
شورای نظارت بر نشر آثار استاد شهید مطهری

راههای شناخت حافظ

موضوع بحث عرفان حافظ است. دیوان حافظ از قدیم الایام یک دیوان عرفانی تلقی شده است البته دواوین عرفانی در شعر فارسی زیاد است ولی نه خیلی زیاد، و آنهایی که واقعاً عرفان شناخته شده است به معنی اینکه تلقی دیگران این بوده است که گوینده واقعاً مرد عارفی بوده است و ادراکات و احساسات عارفانه خودش را در شعرش منعکس کرده است و وارد در عرفان بوده است، چنین دیوانهایی در زبان فارسی زیاد نیست، غالباً مقلدند نه عارف، ولی البته هست، دیوان عطار مسلم دیوانی است عرفانی، اشعار عراقی اشعاری است عرفانی، (دیوان) مغربی دیوانی است عرفانی، و از همه معروفتر و شاخصتر دو دیوان است: دیوان مثنوی و دیوان حافظ.
ما اگر بخواهیم درباره عرفان حافظ صحبت کنیم، اول باید به این نکته توجه کنیم که عرفان دو قسمت است: عرفان نظری و عرفان عملی. اول عرفان عملی را ذکر می کنیم.

عرفان عملی

عرفان عملی عبارت است از سیر و سلوک انسان، یا بیان سیر سلوک انسان الی الله، و به عبارت دیگر بیان حالات و مقامات انسان در سیر به سوی حق که از اولین منزلی که عرفا آن را منزل یقظه نام می نهند، یعنی منزل بیداری، (شروع می شود) تا به آخرین منزل که منزل وصول به حق است و آنها آن را تعبیر به توحید می کنند؛ یعنی از نظر عارف توحید حقیقی جز با وصول به حق حاصل نمی شود، یعنی توحیدهای قبل از این مرحله را عارف توحید واقعی نمی داند. شما اگر منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری را ملاحظه کرده باشید - و این کتاب اخیراً به فارسی هم ترجمه شده است - می بینید که منازل سلوک را بیان کرده است به صورت صد منزل، و ده منزل ده منزل کرده است، از بدایات شروع می شود تا به نهایات منتهی می شود.از نظر عرفا این مسأله یک مسأله تجربی و آزمایشی است، یعنی در میان علومی که ما در گذشته داشته ایم، بیش از هر علم دیگری شبیه به علوم امروزی از نظر متکی بودن به نوعی آزمایش عملی، و از همه نزدیکتر، همین عرفان عملی است و احیاناً فرنگیها هم اینها را به عنوان تجربیات درونی تعبیر می کنند. در همین بحثهای آقای دکتر عبدالرحمن بدوی(1) هم که تعبیرات ایشان غالباً تعبیرات فرنگی بود، یا تعبیراتی که اقبال لاهوری دارد، که باز تعبیراتی است که از فرنگیها گرفته است، در مورد این سیر و سلوک معنوی تعبیر به تجربه درونی می کنند، و این از نظر روان شناسی یک وادی ناشناخته ای است، و هر روان شناسی نمی تواند روان شناسی عرفانی را درک کند زیرا تا کسی عملاً به دنیای روح وارد نباشد چه را می خواهد آزمایش کند؟ تنها یک عالم روان شناس عارف سالک می تواند ادعا کند که من روان شناسی عرفانی را می توانم بیان کنم و توضیح بدهم. در میان روان شناسان جدید یک نفر است که تا حدی اطلاعات و مطالعاتی در همین زمینه دارد (شاید بیش از یک نفر باشد من یک نفر را می شناسم) فیلسوف و روان شناس معروف آمریکایی ویلیام جیمز که قریب به زمان ما هم بوده و کتابی هم نوشته است که نام اصلی آن گویا آزمایشهای عرفانی بوده است. قسمتی از این کتاب را به زبان فارسی ترجمه کرده اند به نام دین و روان و این مرد خودش ضمناً یک آدم مذهبی عارف مشربی بوده، شخصاً عارف مشرب بوده و روی بیماران خودش یعنی مراجعه کنندگان خودش بیشتر از این نظر عرفانی مطالعه کرده و سخت هم به حالات روانی عرفانی معتقد است.
به هر حال این یک مسأله فوق العاده عظیمی است؛ یعنی مسأله عرفان عملی مسأله انسان و شناخت انسان است، انسان از اولین مرحله خاکی بودن تا آن مرحله ای که قرآن کریم آن را لقاءالله می نامد
یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه)(2) از کجا تا کجا!
اگر کسی بخواهد درباره عرفان حافظ بحث کند، یک قسمت این است که حافظ در این وادی ای که ما الآن تعبیر کردیم به وادی ناشناخته، در وادی سیر و سلوک، چه گامهایی برداشته است و چه حالات و مقاماتی از عرفان را در شعر خودش منعکس کرده است، یعنی در اشعار حافظ از مقامات سیر و سلوک چه چیزهایی پیدا می شود، که اینها را باید انسان دقیقاً ابتدا با آنچه که عرفا در کتبی که در این موضوع (نوشته اند) صریح بیان کرده اند تطبیق کند، بعد ببیند که در هر جایی حافظ چه می گوید. اینها اصطلاحات خاصی دارند، کلمات خاصی به کار می برند و حافظ هم بدون شک تابع همان اصطلاحات و تعبیرات و الفاظ است؛ و بخشی از ارزش حافظ به این درک می شود که این حالات معنوی را چگونه توانسته است در اشعارش منعکس کند. این یک قسمت بحث است.