فهرست کتاب


دیدار با ابرار سید بحرالعلوم دریای بی ساحل

نورالدین علی لو

آرزوی نماز

از جمله داستانهای شنیدنی از کرامات بحرالعلوم این است که روزی خواهرش در بستر بیماری بود و از بیماری خود به سید شکایت کرد و از دنیا رفتن خود را به سید بازگو می نمود، بحرالعلوم فرمود: نگران نباش تو سلامتی خود را باز می یابی و به آرزویی می رسی که من نخواهم رسید من آرزو می کنم که شیخ حسین نجف (که در زهد و تقوی مرتبه بالایی دارد) بر من نماز بخواند ولی او نماز نمی گذارد ولی ای خواهر او بر شما نماز خواهد خواند نقل کرده اند که جریان همینطور شد و بعد از درگذشت بحرالعلوم شیخ حسین نجف در بستر پیری و بیماری افتاده بود که خبر درگذشت خواهر بحرالعلوم را به او رساندند، آن شیخ که به شدت تب کرده بود از بستر بلند شد و مثل حال صحت رفت و بر او نماز خواند، و بعد برگشت به منزل باز همان تب شدید بر او عارض شد(85)

غروب آفتاب

روز 24 ذی حجه 1112ق. یا ماه رجب بود که بحرالعلوم رخ از دیار فانی برتافت و به عالم بالا پرواز کرد او از مدتها قبل توان تدریس نداشت و در منزل به مطالعه و تألیف می گذرانید و سرانجام او با غروب خود قلب عاشقان و شیفتگان ولایت و امامت را داغدار و مجروح کرد او دریایی از علم را با خود همراه برد درب منزل او به روی دوستان بسته شد، دوستانی که او را پدری مهربان و رئوف و دلسوز و محرم اسرار می دانستند او بیش از پنجاه و هفت بهار را سپری نکرده بود که دعوت حق را لبیک گفت و روح بلند او به سوی رب العالمین بازگشت و براستی معنای این حدیث تحقق یافت که:
اذا مات العالم ثلم فی الاسلام ثلمة لا یسدها شی
وقتی عالمی از دنیا برود رخنه و شکافی در دین پیدا می شود که چیزی جای آن را پر نمی کند
درگذشت بحرالعلوم در عالم اسلام اثری عمیق گذاشت و دنیای شیعه را در ماتم فرو برد و حوزه های علمیه را مدتی بی پدر گذاشت گرچه شاگردان بزرگی مثل شیخ جعفر کاشف الغطاء از او یادگار ماند ولی باز جای بحرالعلوم خالی بود وقتی خبر در گذشت او به گوش مردم رسید، سراسیمه و حیرت زده به خیابان ها ریختند گویا از خواب سنگین ناگهان بیدار شدند جارچیان خبر را به مردم رساندند مردم همه بر سر و سینه زنان به طرف خانه امید همیشگی دویدند در گوشه ای از منزل ایستاده و مانند مرغ پر شکسته به یکدیگر تسلیت دادند و اشک می ریختند فریادها بلند بود که، ای وای مدرسه اخلاق بسته شد معلم عرفان از دنیا رفت مردم سینه زنان، گریه کنان، دور جنازه سید بحرالعلوم را گرفتند و مانند پروانه حلقه زدند صدای ناله از شهر نجف اشرف بالا رفت گویا ملائکه هم با مردم آن سامان همناله شده بودند صدای زمزمه یاران و دوستداران از آن شهر به آسمان و عرش اعلی بلند شد.
در روایت خوانده ایم که چون مؤمنی و دوستی از خدا به عالم ابدی و دیار سفر کند جایی که در آن عبادت می کرده به مدت چهل روز بر او گریه می کند، و فرشتگان بر مؤمن گریه می کنند(86).

نماز بر جنازه بحرالعلوم

از داستانهای جالبی که از کرامات بحرالعلوم حساب می شود جریان نماز میت بحرالعلوم است. صاحب برهان قاطع، از آخوند زین العابدین سلماسی نقل کرده، چون بیماری سید بحرالعلوم سخت شد به ما که دور او را گرفته بودیم گفت: من دوست داشتم شیخ جلیل شیخ حسین نجف که در اثر کثرت زهد و عبادت ضرب المثل است بر من نماز بخواند ولی بر من نماز نمی خواند مگر جناب عالم ربانی میرزا مهدی شهرستانی (او از معاصران و دوستان بحرالعلوم بود و در سال 1216ه ق وفات یافت) ما از این خبر سید تعجب کردیم چون میرزای ذکر شده در این هنگام در کربلا بود و بعد چندان طولی نکشید که بحرالعلوم از دنیا رفت و ما به انجام مقدمات دفن و کفن او پرداختیم، هنوز از میرزا مهدی شهرستانی خبری نبود و من در فکر بودم برای اینکه من در مدت دوستی با بحرالعلوم از او خبر نادرست و دروغ نشنیده بودم من در این باره سرگردان بودم تا او را غسل دادیم و کفن کردیم و به صحن شریف مرتضوی (علیه السلام) برای نماز و طواف دور حرم مطهر آوردیم گروهی از بزرگان علماء و فقها مثل شیخ جعفر کاشف الغطاء و شیخ حسین نجف همراه ما بودند و وقت نماز بر او رسیده بود و دل من از آنچه شنیده بودم تنگ شد که یکبار از طرف درب شرقی صحن جمعیت به دو سو رفتند و راه باز شد، دیدم سید بزرگوار سید مهدی شهرستانی است، و با لباس سفر وارد صحن شد و هنوز خسته بود چون به جنازه رسید علما او را که جامع الشرایط بود پیش بردند و به امامت او بر پیکر سید نماز خواندیم و دلم شاد شد. و خدا را شکر کردم که شک ما را بر طرف کرد.
سید مهدی شهرستانی جریان آمدن خود به نجف اشرف را چنین بازگو کرده که: نماز ظهر را در مسجد خویش در کربلا خوانده و به خانه برگشتم نامه ای از نجف دریافت کردیم که از سید بحرالعلوم نا امید شده اند، من به خانه رفتم و بی درنگ سوار بر مرکب شدم و یکسره آمدم و به هنگام ورود مواجه با حمل جنازه بحرالعلوم شدم (ناقل این جریان علی رضا اصفهانی از شیخ زین العابدین سلماسی است(87))