فهرست کتاب


دیدار با ابرار سید بحرالعلوم دریای بی ساحل

نورالدین علی لو

مانند دریا

محقق قمی صاحب کتاب قوانین می فرماید: من با علامه بحرالعلوم در درس آقا وحید بهبهانی (استاد کل) هم مباحثه بودیم اغلب من برای او بحث را تقریر می کردم تا اینکه من به ایران آمدم و کم کم شهرت علمی سید بحرالعلوم به همه جا رسید و من تعجب می کردم تا زمانی که خدا توفیق عنایت فرمود تا برای زیارت عتبات موفق بشوم وقتی به نجف اشرف مشرف شدم سید را ملاقات کرده مسأله ای عنوان شد، دیدم سید بحرالعلوم دریای مواج و عمیق از دانش هاست، پرسیدم؟ آقا ما که با هم بودیم شما این مرتبه را نداشتید و از من استفاده می کردید، حال شما را مانند دریا می بینم، فرمود: میرزا این از اسرار است که به تو می گویم تا من زنده ام به کسی نگو، و کتمان بدار، من قبول کردم فرمود: چگونه اینطور نباشم، و حال آنکه آقایم مرا شبی در مسجد کوفه به سینه مبارک خود چسباند(84).

آرزوی نماز

از جمله داستانهای شنیدنی از کرامات بحرالعلوم این است که روزی خواهرش در بستر بیماری بود و از بیماری خود به سید شکایت کرد و از دنیا رفتن خود را به سید بازگو می نمود، بحرالعلوم فرمود: نگران نباش تو سلامتی خود را باز می یابی و به آرزویی می رسی که من نخواهم رسید من آرزو می کنم که شیخ حسین نجف (که در زهد و تقوی مرتبه بالایی دارد) بر من نماز بخواند ولی او نماز نمی گذارد ولی ای خواهر او بر شما نماز خواهد خواند نقل کرده اند که جریان همینطور شد و بعد از درگذشت بحرالعلوم شیخ حسین نجف در بستر پیری و بیماری افتاده بود که خبر درگذشت خواهر بحرالعلوم را به او رساندند، آن شیخ که به شدت تب کرده بود از بستر بلند شد و مثل حال صحت رفت و بر او نماز خواند، و بعد برگشت به منزل باز همان تب شدید بر او عارض شد(85)

غروب آفتاب

روز 24 ذی حجه 1112ق. یا ماه رجب بود که بحرالعلوم رخ از دیار فانی برتافت و به عالم بالا پرواز کرد او از مدتها قبل توان تدریس نداشت و در منزل به مطالعه و تألیف می گذرانید و سرانجام او با غروب خود قلب عاشقان و شیفتگان ولایت و امامت را داغدار و مجروح کرد او دریایی از علم را با خود همراه برد درب منزل او به روی دوستان بسته شد، دوستانی که او را پدری مهربان و رئوف و دلسوز و محرم اسرار می دانستند او بیش از پنجاه و هفت بهار را سپری نکرده بود که دعوت حق را لبیک گفت و روح بلند او به سوی رب العالمین بازگشت و براستی معنای این حدیث تحقق یافت که:
اذا مات العالم ثلم فی الاسلام ثلمة لا یسدها شی
وقتی عالمی از دنیا برود رخنه و شکافی در دین پیدا می شود که چیزی جای آن را پر نمی کند
درگذشت بحرالعلوم در عالم اسلام اثری عمیق گذاشت و دنیای شیعه را در ماتم فرو برد و حوزه های علمیه را مدتی بی پدر گذاشت گرچه شاگردان بزرگی مثل شیخ جعفر کاشف الغطاء از او یادگار ماند ولی باز جای بحرالعلوم خالی بود وقتی خبر در گذشت او به گوش مردم رسید، سراسیمه و حیرت زده به خیابان ها ریختند گویا از خواب سنگین ناگهان بیدار شدند جارچیان خبر را به مردم رساندند مردم همه بر سر و سینه زنان به طرف خانه امید همیشگی دویدند در گوشه ای از منزل ایستاده و مانند مرغ پر شکسته به یکدیگر تسلیت دادند و اشک می ریختند فریادها بلند بود که، ای وای مدرسه اخلاق بسته شد معلم عرفان از دنیا رفت مردم سینه زنان، گریه کنان، دور جنازه سید بحرالعلوم را گرفتند و مانند پروانه حلقه زدند صدای ناله از شهر نجف اشرف بالا رفت گویا ملائکه هم با مردم آن سامان همناله شده بودند صدای زمزمه یاران و دوستداران از آن شهر به آسمان و عرش اعلی بلند شد.
در روایت خوانده ایم که چون مؤمنی و دوستی از خدا به عالم ابدی و دیار سفر کند جایی که در آن عبادت می کرده به مدت چهل روز بر او گریه می کند، و فرشتگان بر مؤمن گریه می کنند(86).