فهرست کتاب


دیدار با ابرار سید بحرالعلوم دریای بی ساحل

نورالدین علی لو

آثار اجتماعی

از مسئولیت های سنگین و خطیر، عهده داری مرجعیت جامعه اسلامی است مخصوصا کسی که هم عهده دار امور عامه مردم و هم اداره حوزه آن جامعه باشد، او با این همه مسئولیت هایی سنگین که به عهده داشت باز از خود آثار علمی و اجتماعی و معنوی گرانبهایی به یادگار گذاشته است، که ما مختصری از آن را بطور نمونه یاد آوری کردیم. و هم اکنون به آثار اجتماعی و معنوی او می پردازیم:
1-بالا آوردن ارتفاع مسجد کوفه که به دستور سید به انجام رسید.
در مورد علت این اقدام بعضی چنین بیان کرده اند: این کار برای این بود که خون هایی که در جنگ ها ریخته می شد به آن مسجد کشیده نشود و در صورت خون آلوده شدن مسجد آسان و راحت پاک و تطهیر شود(72).
2-مشخص کردن مقام و جایگاه حضرت حجة بن الحسن ارواحنا له الفدا در مسجد سهله، و بنا گذاری قبه ای از کاشی های خوب و عالی ازرقی در این جایگاه مقدس که تعیین این مکان بعد از تشرف به محضر مقام قدسی ولایت بود(73).
3-بنا کردن گلدسته در صحن شریف علوی در طرف جنوبی آن، و تعمیر دیوارهای صحن ها و حجره ها که در حال خرابی بود نقل شده در این رابطه نامه ای به سلطان ایران (فتحعلی شاه قاجار) نوشت و مخارج آنها را به او بیان فرمود، سلطان فورا امتثال امر کرد و مخارج مورد نیاز تعمیرات را فرستاد(74).
4-تعمیراتی در مسجد شیخ طوسی در نجف اشرف در سال (1198ه ق) به ترغیب و راهنمایی این سید بزرگوار صورت گرفت.
5-کتابخانه خطی (مکتبة بحرالعلوم) این کتابخانه شامل کتابهای نفیس خطی، با کاغذهای اعلا و مزین شده به طلا و جواهر که در زمان ایشان هیچکدام چاپ نشده بود که بعد از فوت ایشان به اولاد او منتقل شد(75)
6-مشخص کردن جایگاه مسجد رأس الحسین (علیه السلام) در نجف اشرف به امر بحرالعلوم. نقل شده که سید به خواص و دوستان صمیمی خود می فرمود: که اینجا موضع سر امام حسین (علیه السلام) است.
7- تعیین جایگاه قبر مختار ثقفی که الان معروف به قبر مسلم می باشد.
8-تعیین جایگاه مرقد حضرت هود و صالح علیهما السلام در نجف اشرف در جهت شمالی از شهر نجف که از قبرهای معروف و مشهور و زیارتگاه عاشقان و دوستداران مکتب وحی الهی است(76).
جای آن در عصر سید علامت گذاری شد و بنای آنها از گچ و سنگهای معمولی بود تا توفیق شامل حال یک ایرانی گردید و آن مکانهای عطر آگین را با سنگ های گران قیمت بازسازی کرد. جایی که سید تعیین کرد دهها متر با جای اولی آنها فاصله دارد و این مکان نورانی در وادی السلام می باشد(77)
9-اضافه کردن مقداری از اراضی به مسافت حرم مطهر که فعلا به آن صورت است، و ایجاد تأسیساتی در اطراف حرم مطهر که مورد نیاز زوار بود تشخیص آثار فرسوده و قبور پنهان اولیاء و نوادگان ائمه علیهم السلام، و سعی در تعیین دقیق جهت قبله از کارهای این علامه زمان و یگانه دوران بود.

کرامات بحرالعلوم

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند - آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند

جا دارد کسی که با امام عصر (علیه السلام) ملاقات کرده نگاهش کیمیا باشد و از او کراماتی سر بزند، و جا دارد اهل تسنن درباره او بگویند:
لو کان حقا ما یقول الشیعه الامامیه فی مهدویه ولد امام العسگری (علیه السلام) لکان هذا السید المهدی، هو ذلک الامام القمقام
اگر آنچه که شیعه امامیه در مورد مهدویت فرزند امام عسگری (علیه السلام) می گویند حق است که این سید همان مهدوی باشد(78).
در این فصل چند نمونه از کرامات او را از نظر خوانندگان عزیز می گذرانیم تا عظمت و بزرگی بحرالعلوم بیشتر برای دوستداران اهل بیت (علیه السلام) روشن گردد.

قصه سرداب

این داستان را سید مرتضی طباطبائی که از نزدیکان سید بحرالعلوم و همیشه همراه او بوده نقل کرده است:
در سفر زیارت سامراء همراه او بودم وی را حجره ای بود که تنها در آنجا می خوابید و من نیز حجره ای داشتم متصل به آن حجره، و در همه احوال مراقب و مواظب سید بودم شبها مردم نزد او جمع می شدند تا اینکه پاسی از شب می گذشت روزی بطور معمول نشست و مردم دور او حلقه زدند از قیافه مبارک او دیدم مثل اینکه امروز دوست ندارد اجتماع مردم را (مثل پرنده ای که خود را به این طرف و آن طرف قفس می زند تا خود را آزاد کند) و دوست دارد دور او خلوت بشود و با هر کس که سخن می گوید در سخنان او نشانه ای از عجله بود مردم متفرق و پراکنده شدند و جز من کسی باقی نماند مرا نیز امر فرمود که بیرون بروم به حجره خود رفتم و در احوال این سید بزرگوار با خودم فکر می کردم در این شب خواب را از چشمان خود کنار زده زمانی صبر نمودم آنگاه مخفی بیرون آمدم که از حال سید جویا شوم دیدم در حجره سید بسته است از شکاف در نگاه کردم و دیدم چراغ او روشن است و کسی در حجره نیست داخل حجره شدم و از وضع منزل دانستم که امشب را نخوابیده و بجایی رفته است خود را پنهان داشتم و سپس با پای برهنه در طلب سید برآمده داخل صحن شریف شدم دیدم درهای حرم عسگریین (امام هادی و امام عسگری) علیهما السلام بسته است در طرف خارج حرم جستجو کردم اثری از او نیافتم، داخل سرداب شدم، دیدم درها، باز است از پله های آن آهسته پایین رفتم بطوری که هیچ حسی و حرکتی از من ظاهر نشود، همهمه ای شنیدم از سرداب، دیدم مثل اینکه گویا با کسی سخن می گوید، ولی من کلمات او را تشخیص نمی دادم تا اینکه سه یا چهار پله مانده بود من در نهایت آهستگی می رفتم ناگاه سید بحرالعلوم از همان مکان بلند شد و گفت: سید مرتضی چه می کنی؟ چرا از خانه بیرون آمدی، پس در جای خود میخکوب شدم به فکر فرو رفتم و ساکت مثل چوب خشک شدم، جوابی با معذرت دادم و در میان عذر خواهی از پله ها پایین رفتم تا آنجا که صحنه را مشاهده می نمودم سید را دیدم که تنها رو به قبله ایستاده و اثری از کسی دیگر نیست دانستم که او با کسی سخن می گفت و شاید با آنکه هنوز غائب از دیده های ماست، سلام الله علیه(79).