فهرست کتاب


دیدار با ابرار سید بحرالعلوم دریای بی ساحل

نورالدین علی لو

سید جواد (صاحب مفتاح الکرامه) در سنگر دفاع

جنگ و خونریزی وهابیون در زمان شاگردان بزرگوار علامه بحرالعلوم روی داده که خودش ماجرا را در کتاب مفتاح الکرامه این چنین نقل کرده است: در سرزمین نجد شورش کرد و بدعتهای زیادی در دین گذاشت خونهای فراوانی ریخت قبور ائمه شیعه را با خاک یکسان کرد و در سال 1216ه ق به حرم حسینی حمله کرد و باز در سال 1221ه ق به نجف حمله کرد و ما را غافلگیر کرد حتی نزدیک بود نجف را تصرف کند که از امام علی (علیه السلام) معجزات و کراماتی به ظهور رسید و از سپاه وهابیون بسیار کشته شدند و مأیوس برگشتند

حمله وهابیون به نجف

صاحب مفتاح الکرامه نقل فرموده: در سال (1222ه ق) سعود با بیست هزار سرباز به عراق هجوم آورد و به ما اطلاع رسید که او می خواهد، ما را غافلگیر کند، و در داخل سنگرها قرار گرفتیم، چون آنها این شهر را آماده دفاع دیدند، به طرف حله حمله بردند آن شهر را نیز مجهز دیدند به سوی حرم حسینی رفتند و آنجا را محاصره کردند و با اهالی آنجا پیکار نمودند، چون موفق نشدند، مأیوسانه بازگشتند در آن زمان هم مردم به رهبری روحانیت همیشه بیدار در سنگر علم و عمل، لحظه ای در برابر ظالمان و بدعت گذاران ساکت ننشسته و به مبارزه پیگیر خود ادامه می دادند شرح مفصل این جریان را در کتابهای خاص این موضوع بخوانید(58)

ملا احمد نراقی

ملا احمد نراقی (صاحب کتاب معراج السعادة) این مرد آراسته به اخلاق انبیاء و معلم اخلاق در سال (1185ه ق) در نراق کاشان متولد شد مدتی در خدمت پدر بزرگوارش ملا مهدی نراقی صاحب کتاب جامع السعادات درس خواند و پس از مدتی به عراق هجرت کرد و در حوزه مقدس نجف اشرف در درس استاد بزرگ سید بحرالعلوم حضور یافت و پس از مدتی به وطن برگشت و از عالمان معروف ایران زمین شد، و پس از فوت پدر به تدریس علوم اسلامی پرداخت در معرفی شأن و بزرگی این عالم ربانی کتاب اخلاقی معروف او (معراج السعادة) کافی است.
نقل شده زمانی که ملا احمد، حاکم ظالمی را از کاشان بیرون کرد و مدام این برخورد را تکرار می کرد، سلطان وقت (فتحعلی شاه) او را از کاشان احضار نمود و در مجلسی با او به تندی گفت: شما در اوضاع سلطنت اخلال می کنید و حاکمان را اخراج می کنید ملا احمد نراقی آستین ها را بالا زد هر دو دست مبارک خود را رو به آسمان بلند کرد و با چشم پر از اشک دعا کرد: بارخدایا این سلطان ظالم، حاکم ظالمی بر مردم قرار داد من رفع ستم نمودم و این ظالم بر من عصبانی است چون خواست نفرین کند فتحعلی شاه بی اختیار از جای خود برخاست دستهای مبارک ملا مهدی را گرفت و به زیر آورد و در مقام عذر خواهی برآمد، و او را از خود راضی ساخت و به امر او برای (کاشان) والی معین کرد(59).
این اسوه تقوا و معلم اخلاق در سال 1245ه ق در کاشان به دیدار خدا شتافت، جنازه او را به نجف اشرف حمل کردند در کنار پدرش به خاک سپردند آنچه از تاریخ روحانیت تشیع پیداست این است که هیچ وقت این مرزبانان حریم ولایت سر تسلیم در مقابل، قلدران و ستمگران فرو نیاوردند، و همواره در دفاع از مظلومین تاریخ با ظالمان و یاغیان عصر خود در ستیز بوده اند.