فهرست کتاب


دیدار با ابرار سید بحرالعلوم دریای بی ساحل

نورالدین علی لو

سید محمد جواد عاملی شقرائی نجفی (صاحب مفتاح الکرامة)

این مرد بزرگ علم و جهاد، در روستای (شقراء) از روستاهای جبل عامل لبنان در سال (1164ه ق) پابه علم وجود نهاد. و بعد از مدتی، نجف اشرف را برای تحصیل علم اختیار کرد و راهی نجف اشرف شد و در آنجا از درس استادانی همچون علامه بحرالعلوم کسب فیض کرد.
سالی که او مفتاح الکرامه را می نوشت مصادف بود با حملات وهابیون به شهرهای مقدس کربلا و نجف از این رو در آخر آن مرقوم داشته است که این را در حالی به پایان می رسانم که وهابی های شهر نجف را به محاصره خود درآورده و علماء و مردم در حال دفاع اند. این گنجینه فضیلت در سال (1226ه ق) که باز مصادف بود با حمله وهابیون به عتبات عالیات چشم از جهان فرو بست و به جوار رحمت الهی پر کشید(55).
روحش شاد و یادش گرامی باد

داستانی شنیدنی و عبرت آموز از زندگی صاحب مفتاح الکرامه

صاحب مستدرک از عالم موثق و مورد اطمینان به نام سید محمد فرزند سید هاشم هندی نقل می کند که او گفته است: سید جواد (صاحب مفتاح الکرامه) در یکی از شبها در حال خوردن شام بود که کسی درب خانه او را کوبید سید جواد از طرز کوبیدن درب دانست که خادم سید بحرالعلوم است با سرعت و شتاب به سوی درب منزل رفت وقتی درب را باز کرد خادم سید بحرالعلوم به سید جواد گفت: سید بحرالعلوم غذا و شام را کشیده و انتظار شما را می کشد با عجله به نزد سید بحرالعلوم رفت وقتی چشم سید به او افتاد گفت: از خدا نمی ترسی از او شرم نداری؟ سید جواد با حال تعجب گفت: آقا چه شده؟ بحرالعلوم شروع به سخن کرد و فرمود: مردی از برادرانت از بقال محل برای خانواده اش قرض می کند و هر شبانه روز مقداری خرمایی زاهدی (بنجل) نسیه از او خریداری می کند. و جز خرما چیزی نمی خورد، و امروز که رفته خرما بخرد بخاطر بدهی های فراوان همان خرما را هم به او نداده و گفته بدهی تو زیاد شده است و این همسایه شما از بقال خجالت کشیده و چیزی را خریداری نکرده و خانواده او بی شام مانده اند تو در نعمت باشی و بخوری و کسی که خانه اش به خانه تو چسبیده و همسایه تو است در فقر و گرسنگی بسر ببرد و خودت هم او را می شناسی که فلانی است.
سید جواد در پاسخ سید بحرالعلوم گفت: بخدا قسم من از حال او اطلاع نداشته ام. بحر العلوم گفت: اگر می دانستی و شام می خوردی و به او توجه نمی کردی یهودی و کافر بودی، عصبانیت و خشم من برای این است که چرا از برادرانت بی خبری و از احوالشان جستجو نمی کنی؟ این سینی غذا را بگیر و خادم من با تو می آورد، نزد درب خانه آن را به تو می دهد، به او بگو می خواهم امشب با تو شام بخورم، و این کیسه پول را هم زیر تشک یا حصیر او بگذار و سینی را هم به او بسپار و برمگردان، در آن سینی شامی لذیذ از گوشت همانند خوراک اشراف و اعیان و خوشگذرانان بود. سینی را تحویل آنها داده و فرمود: تا تو برنگردی و خبر شام خوردن او را در حد سیری کامل نیاوری من شام نخواهم خورد، سید جواد همراه خادم رفت تا درب منزل آن بنده خدا رسید، سید جواد شام را از دست خادم گرفت و خادم برگشت و او در زد صاحب خانه از غذا چند لقمه خوردند آن مؤمن گفت: این شام از آن تو و دست پخت عرب نیست چون بسیار غذای عالی و خوشمزه ای است، از این نخواهم خورد تا گزارش آن را بدهی، سید جواد به خوردن اصرار کرد و او به نخوردن تا اینکه داستان برای او گفت آن مرد مؤمن گفت: بخدا قسم هیچ کس از همسایه های من از حال من خبر ندارند تا چه رسد به آنها که دورند این سید انسان عجیبی است هر دو از این داستان شگفت زده شدند(56)

نگرشی کوتاه بر شکل گیری وهابیگری

آئین وهابیگری در آخر قرن دوازدهم و اوائل قرن سیزدهم، در نجد، احساء، قطیف، و عمان شیوع پیدا کرد پیشوای این فرقه محمد بن عبدالوهاب نجدی نام دارد که در سال (1115ه ق)، تولد یافت و در سال (1201ه ق) درگذشت و نام وهابیت توسط مخالفین آنها به آنان داده شد، در اروپا نیز به عنوان وهابیگری مطرح می کنند و طرفداران این گروه خود را موحد می نامند و این گروه از پیروان مذهب احمد حنبل (متوفی 241ه ق) محسوب می شوند کار این گروه ابتداء به بهانه اصلاح و پیراستن اسلام از بدعتهای گمراهان و بازگردانیدن به شیوه سلف صالح، آغاز شد ولی در عمل مانع از رشد و پویایی اندیشه مسلمانان گردید این فرقه تا دهه های اخیر در شمار وامانده ترین مسلمانان بودند(57). مخترع این مذهب ابتداء خود را به منزله نبی و امام اولو الامر می دانست، و زیارت مراقد مطهر رسول اکرم (ص) و ائمه (علیه السلام) را عبث بی فایده و شرک معرفی کرد، و زوار را به سبب زیارت، مشرک و واجب القتل می دانست و خود را موحد تصور می نمود از نخستین کسانی که او را در عقیده و مرامش یاری کردند، محمد بن سعود و فرزند نواده او عبدالعزیز بن سعود بود وی ظهور خود را در سال (1142ه ق) در نجد اعلام کرد گرچه وهابیگری در قرن دوازدهم منتشر شد ولی ریشه های اصلی آن را می شود در قرن هفتم زمان احمد ابن تیمیه و شاگرد او جستجو کرد در زمان حملات وهابیون والی مکه شریف غالب بود که از سال (1205ه ق تا 1220ه ق) متجاوز از پنجاه بار با وهابیون پیکار کرد و آنها سه سال مراسم حج ابراهیمی را بصورت تعطیل درآوردند. و چند بار به عراق حمله کرده و فاجعه کربلا را تکرار کردند. خراب کردن حرم حسینی و غارت و چپاول اموال مردم حرم و کشتن پیران و کودکان نمونه ای از جنایات این فرقه است امروز حکومتی که از این فرقه پیروی می کند دولت کشور عربستان است