فهرست کتاب


دیدار با ابرار سید بحرالعلوم دریای بی ساحل

نورالدین علی لو

بحر العلوم و رهبری جامعه

رهبری جامعه اسلامی از کارهای فوق العاده دشوار و ظریف اجتماعی است و مدیریت ربطی به مرجعیت و یا فقاهت شخص ندارد، بلکه یک موهبت الهی است که تا حدی با آموزش بدست می آید اداره جامعه تدبیر و هوش حکیمانه خدادادی نیاز دارد که بتواند مشکلات را پشت سر گذاشته و معضلات جامعه را حل کند
بحر العلوم از افراد نادر، و مدبر زمان خود بود، از امتیازات وی اداره حوزه و امور اجتماعی مسلمین به شیوه مطلوب و قابل قبول بود، بطوری که طبقات و اقشار مختلف مردم مدیریت و سیاست وی را نیکو می دانستند
از زندگی سید بحر العلوم بر می آید که وی بعد از رسیدن به مقام مرجعیت، حوزه و جامعه را به خوبی سر و سامان بخشید و برای هر کس در محدوده توان، وظایف و مسئولیتهای مقرر فرمود.
او زمانی نظم را در حوزه و جامعه مطرح فرمود که استادان بزرگ و با نفوذی مانند شیخ جعفر کاشف الغطاء در حوزه حضور داشتند، با این حال همه اقشار از عالمان دین گرفته تا مردم معمولی مطیع و فرمانبردار دستورهای این سید بزرگوار بودند و چنین اتفاق نظری بر روی یک شخص در میان روحانیت خیلی کم پیدا می شود که یک شخصیت برجسته مذهبی به مرتبه ای برسد که همه بدون چون و چرا گفته های او را قبول نمایند. نباید فراموش کرد که این مقام و موقعیت، در پرتو تشرف او به خدمت امام عصر (علیه السلام) برایش پدید آمد
این عالم دلیر و مدیر، مرجع بزرگ سده سیزدهم هجری بود که همه عالمان در مقابل او خاضع بودند بعد از استادش وحید بهبهانی نظمی نیکو به جامعه اسلامی و حوزه های علوم دینی بخشید و نسبت به تعیین وظایف دینی مردم نیز تصمیمهای شایسته ای گرفت، از جمله: آیة الله شیخ جعفر کاشف الغطاء را برای فتوا و تقلید تعیین کرد و حتی اهل خانواده و خویشان خود را مکلف فرمود تا مسائل شرعی را از او پرسیده و از او تقلید نمایند.
برای امر قضاوت و محاکم شیخ شریف محی الدین را تعیین فرمود، تا مردم مرافعات و منازعات خود را پیش او ببرند و برای اقامه نماز جماعت و احیای مسجد، شیخ حسین نجف را که در زهد و تقوا مقام بالائی داشت منصوب فرمود، برای تصنیف و تألیف، و پژوهش عالم بزرگوار سید جواد عاملی مؤلف مفتاح الکرامه را منصوب کرد و خود نیز عهده دار کرسی درس و بحث شد و زعامت مسلمین را بر عهده گرفت و چنان مقبول همه طلاب و مردم بود که درسی و بحث منحصر به او شد. از سر و سامان دادن امور و تفکیک مسئولیت ها و وظائف نتائج و ثمرات مادی و معنوی قابل توجهی برای امت اسلامی به دست آمد. او دید وسیعی داشت و به حق بحر العلوم بود، درد جامعه را درک می کرد و در صدد درمان آن بر می آمد در مشکلات همیشه راهگشا بود بر مقام بلند آوازه او موافق و مخالف شهادت داده اند.

اخلاق بحر العلوم

او مرد فضیلت و تقوا و نمونه ای کامل از اخلاق نیکوی انبیاء بود. بحر العلوم، معلم اخلاق و انسانیت و از مصادیق بارز اخلاق نیکو بشمار می رفت اگر کسی بخواهد انسانهای وارسته بعد از پیامبران و ائمه معصومین (علیه السلام) را بشمارد و یا در ذهن خود مجسم کند، باید این مرد عالی مقام را در رده اول قرار دهد بعضی از بزرگان که فقط چند نفر را از نمونه های عالی انسان های کامل می دانند یکی از آنان را همین مرد متقی و پرهیزکار می شمارند، او نمایشگر اخلاق پیامبر (ص) و راهگشای راه تزکیه و سیر و سلوک و از پیروان واقعی خط عرفان الهی بود. از نظر تواضع و فروتنی در مرتبه عالی قرار داشت او برای دیگران بیش از خود احترام و ارزش قائل بود و برای مردم، پدری رئوف و مهربان به حساب می آمد، وقتی کسی به خدمت او می رسید از دیدارش سیر نمی شد، آرزو می کرد گفتگو با او طولانی تر شود سخن گفتن او انسان را متحیر می کرد و در میان مردم راه می رفت ولی بیننده تصور می کرد او فرشته است، برای خدا سخن می گفت و به یاد خدا بود
هنگام حضور در مجلس درس و بحث به دلیل اخلاق خوب شاگردان پروانه وار، دور او را گرفتند، آنها شیفته او بودند، شاگرد بلند آوازه او (کاشف الغطاء) در حق او چنین سروده است:
جمعت من الا خلاق کل فضیلة فلا فضل الا عن جنابک صادر
همه فضائل و اخلاق شایسته را جمع کرده ای، و در دنیای هیچ فضیلتی نیست مگر اینکه از حضور تو صادر شده و تو دارای آن فضیلت هستی(39).
کسی که با بحر العلوم ملاقات می کرد مانند کسی که گمشده خود را پیدا کرده و با حالت شادی از محضر آن بزرگ، بیرون می آمد او در تهذیب اخلاق، در مرتبه ای قرار داشت که درک آن برای بسیاری از افراد مشکل است
از خصوصیات او، کم سخن گفتن بود مگر در مسائل علمی و یا در ذکر و نام و یاد خدا اغلب در حال اندیشه و سکوت و یاد خدا بود، و بیشتر نگاه خود را به زمین خیره می ساخت، و به طرف بالا نگاه نمی افکند وقتی در میان مردم می نشست مثل اینکه در نماز، و در حال تشهد است(40)، و دست های مبارک خود را روی رانهایش می گذاشت، وقتی از او سؤال می شد برای جواب دادن صورت را بالا می آورد و با چشمهای پر محبت به سؤال کننده نگاه می کرد و جواب می داد ملاقات کننده هرگز از دیدار وی سیر نمی شد و همیشه آرزوی دیدار دوباره می کرد
هنگام راه رفتن به طرف راست و چپ نگاه نمی کرد و اگر کسی همراه او می خواست راه برود توجه نمی کرد تا بداند چه کسی است، نظر و نگاه او به اطراف تنها برای کارهای ضروری، و لازم بود(41).

عظمت بحر العلوم

از نظر عظمت و مهابت، در مرتبه ای بود که مردم از عظمت و ابهت او نمی توانستند مسائل خود را به سادگی با او در میان بگذارند، تا اینکه سید بزرگوار تبسمی می کرد. وقتی لبهای او تکان می خورد و سخن مانند مروارید از دهان مبارکش می ریخت انسان را به یاد خدا و آخرت می افکند. دوستان و همراهانی داشت که مسائل را مطرح می کردند. اگر کسی از ابهت سید نمی توانست حرف بزند، سید اشاره به همراهان می فرمود، تا سؤال آن شخص را مطرح کنند.