فهرست کتاب


دیدار با ابرار سید بحرالعلوم دریای بی ساحل

نورالدین علی لو

بازگشت به نجف

این چراغ پر نور عالم تشیع، در همه علوم مهارت داشت و راستی دریا بود دریای دانش و تقوا او مسائل مشکل را حل می نمود و در بزرگی و عظمت او همین بس که آیة الله شیخ جعفر کاشف الغطاء بارها با تحت الحنک (گوشه عمامه) خود خاک کفش بحر العلوم را پاک کرد(38).
وی در رثای این دریای علم و عرفان اشعار حزن آوری سرود که بخشی از آن در فصل های آینده خواهد آمد

درس تفسیر قاضی

روزی سید در نجف درس می گفت، در وسط درس از دور متوجه شد افندی که یکی از عالمان اهل سنت بود به درس او می آید به شاگردان خود فرمود: تفسیر قاضی را، (که از علمای اهل سنت است) به من بدهید تا امروز از این کتاب درس گفته باشیم
وقتی افندی رسید، بحر العلوم درس تفسیر را بدون مطالعه قبلی شروع کرد و آن چنان مطالب را بیان نمود که تمام شاگردان، از وسعت علمی او تعجب کردند، او مطالب کتاب را به روشنی توضیح فرمود تا افندی هم از درس بهره برده باشد.
مناظره بحر العلوم در قریه ذی الکفل عراق با یهود (که بعدا خواهد آمد) و مباحثات دیگری که توسط این عالم در جاهای متعدد انجام گرفت نشان داد که بحر العلوم با طرح مسائل گوناگون و استدلال قوی بر همگان برتری دارد، آوازه و شهرت جهانی بحر العلوم بجایی رسید که نام تشیع در جهان با نام وی همراه بود و کمتر کسی قبل یا بعد از او بدان مقام و مرتبه رسید هر چه او می گفت مورد همگان قبول واقع می شد و نفوذ کلام وی قدرت مخالفت را از تمام علمای مذاهب آن زمان سلب کرده بود

بحر العلوم و رهبری جامعه

رهبری جامعه اسلامی از کارهای فوق العاده دشوار و ظریف اجتماعی است و مدیریت ربطی به مرجعیت و یا فقاهت شخص ندارد، بلکه یک موهبت الهی است که تا حدی با آموزش بدست می آید اداره جامعه تدبیر و هوش حکیمانه خدادادی نیاز دارد که بتواند مشکلات را پشت سر گذاشته و معضلات جامعه را حل کند
بحر العلوم از افراد نادر، و مدبر زمان خود بود، از امتیازات وی اداره حوزه و امور اجتماعی مسلمین به شیوه مطلوب و قابل قبول بود، بطوری که طبقات و اقشار مختلف مردم مدیریت و سیاست وی را نیکو می دانستند
از زندگی سید بحر العلوم بر می آید که وی بعد از رسیدن به مقام مرجعیت، حوزه و جامعه را به خوبی سر و سامان بخشید و برای هر کس در محدوده توان، وظایف و مسئولیتهای مقرر فرمود.
او زمانی نظم را در حوزه و جامعه مطرح فرمود که استادان بزرگ و با نفوذی مانند شیخ جعفر کاشف الغطاء در حوزه حضور داشتند، با این حال همه اقشار از عالمان دین گرفته تا مردم معمولی مطیع و فرمانبردار دستورهای این سید بزرگوار بودند و چنین اتفاق نظری بر روی یک شخص در میان روحانیت خیلی کم پیدا می شود که یک شخصیت برجسته مذهبی به مرتبه ای برسد که همه بدون چون و چرا گفته های او را قبول نمایند. نباید فراموش کرد که این مقام و موقعیت، در پرتو تشرف او به خدمت امام عصر (علیه السلام) برایش پدید آمد
این عالم دلیر و مدیر، مرجع بزرگ سده سیزدهم هجری بود که همه عالمان در مقابل او خاضع بودند بعد از استادش وحید بهبهانی نظمی نیکو به جامعه اسلامی و حوزه های علوم دینی بخشید و نسبت به تعیین وظایف دینی مردم نیز تصمیمهای شایسته ای گرفت، از جمله: آیة الله شیخ جعفر کاشف الغطاء را برای فتوا و تقلید تعیین کرد و حتی اهل خانواده و خویشان خود را مکلف فرمود تا مسائل شرعی را از او پرسیده و از او تقلید نمایند.
برای امر قضاوت و محاکم شیخ شریف محی الدین را تعیین فرمود، تا مردم مرافعات و منازعات خود را پیش او ببرند و برای اقامه نماز جماعت و احیای مسجد، شیخ حسین نجف را که در زهد و تقوا مقام بالائی داشت منصوب فرمود، برای تصنیف و تألیف، و پژوهش عالم بزرگوار سید جواد عاملی مؤلف مفتاح الکرامه را منصوب کرد و خود نیز عهده دار کرسی درس و بحث شد و زعامت مسلمین را بر عهده گرفت و چنان مقبول همه طلاب و مردم بود که درسی و بحث منحصر به او شد. از سر و سامان دادن امور و تفکیک مسئولیت ها و وظائف نتائج و ثمرات مادی و معنوی قابل توجهی برای امت اسلامی به دست آمد. او دید وسیعی داشت و به حق بحر العلوم بود، درد جامعه را درک می کرد و در صدد درمان آن بر می آمد در مشکلات همیشه راهگشا بود بر مقام بلند آوازه او موافق و مخالف شهادت داده اند.