فهرست کتاب


دیدار با ابرار سید بحرالعلوم دریای بی ساحل

نورالدین علی لو

خدمات سید بحر العلوم در مکه

1- تعیین و تثبیت جایگاه انجام اعمال حج - مشاعر و مواقف - در موقع امامت خود در کنار خانه خدا و مرکزیت دادن به مواقیت احرام بطوری که از نظر شرعی صحیح واقع شود، و اصلاح کردن مواقف حج، یکی از گامهای ارزشمند او بود. این مکانهای مقدس قبل از بحر العلوم نامشخص بود او بر ای صحیح واقع شدن شعائر اسلامی پیش از دو سال در آنجا اقامت گزید، تا بتواند وظیفه خود را به بهترین صورت به انجام رساند، و در این راه زحمات زیادی را متحمل شد تا وقتی مسلمین به حج مشرف مشرف شوند، با خیالی راحت و خاطری آسوده اعمال خود را به انجام برسانند علاوه بر اینها در آن مکان مقدس سنگهای فرش شده در حرم را که حجاج بر آن اقامه نماز می کنند تعویض نمود، و سنگهای معدنی را خارج کرده و سنگهائی که از نظر شیعه سجده کردن در زحمت نباشد از آثار معنوی حضور این مرد بزرگ در حجاز شیعه شدن امام جمعه مکه معظمه را در سن هشتاد سالگی می توان به عنوان نمونه یاد کرد(37).

امام جمعه مکه شیعه می شود

امام جمعه مکه عالمی بزرگ بود که از نظر زهد و تقوا به درجه و مقام عالی رسیده بود، وقتی برای اقامه جمعه رفت و آمد می کرد با هیچکس سخن نمی گفت و جای دیگر هم نمی رفت، او از علمای بنام حجاز بود روزی بحر العلوم به مسجد رفته به آن عالم بزرگ اقتدا کرد و با او نماز گزارد بعد از نماز همراه آن عالم به منزل وی رفت، وقتی وارد منزل او شد کتابخانه ای دید که از کتابهای ارزشمند پر بود، بحر العلوم از امام جمعه پرسید: در کتابخانه شما چه کتابهایی وجود دارد؟ او در جواب گفت: هر چه انسان میل کند و چشم، شوق دیدار آن را داشته باشد و لذت ببرد، اینجا موجود است و مقصود او این بود که همه نوع کتاب موجود است. بحر العلوم در مقام نقض سخن او برآمد و چند تا از کتابهای اهل سنت را سؤال کرده او گفت: آن کتابها نیستند، بعد بحر العلوم گفت که ابو حنیفه (پیشوای یکی از مذاهب اهل سنت، متوفای 150ق) کتابی در رجال دارد آیا آن در کتابخانه شما هست؟
امام جمعه گفت: آن را ندارم ولی بنظرم رسیده و دیده ام، سید فرمود: در آن کتاب در وصف امام صادق (علیه السلام) مطالب بسیاری آورده، و ابوحنیفه گفت: من پیش او درس خوانده ام و روزی هفتاد مساله از او یاد می گرفتم سید بحر العلوم در مقام تعجب برآمده که این جعفر بن محمد صادق (علیه السلام) مگر چقدر علم داشته که شخصی مثل ابو حنیفه که آدم بسیار با سوادی بود اینقدر او را توصیف کرده است؟ امام جمعه گوش می داد و سکوت کرده بود سید از جای خود بلند شد تا به منزل خود برود او هم همراه بحر العلوم به راه افتاد تا به منزل بحر العلوم رسید. سید از امام جمعه خواست به منزل ایشان وارد شود و مقداری استراحت کرده بعد برود، امام جمعه گفت: نه غرضم از آمدن شناختن منزل شما بود.
پس از آن که یک سال از این دیدار گذشت امام جمعه شخصی را دنبال بحر العلوم فرستاد، سید وقتی به منزل امام جمعه رفت او را در حال احتضار و جان دادن دید، بر بالین او نشست، امام جمعه، اتاق را از بیگانگان خلوت نمود، امام جمعه چنین گفت: از آن روز که امام صادق (علیه السلام) را توصیف نمودی من شیعه شده ام ولی تقیه می کردم، و کسی هم نمی داند اکنون که به پایان عمر خود رسیده ام تو را وصی خود قرار دادم که مرا با مذهب شیعه غسل دهی و کفن کنی و نماز را به جای آوری.
اینها را گفت و جان به جان آفرین تسلیم کرد.
بعد از دو سال که سید در مکه حضور داشت و بعد از غسل و کفن و دفن امام جمعه که به همراه ورثه وی صورت گرفت بحر العلوم با کاروانی که از جبل عامل آمده بودند شبانه به جانب عراق مراجعت فرمود و این گریز مخفیانه بخاطر این بود شهرت یافت شیعه شدن امام جمعه مکه بدست این سید بزرگوار بوده است وقتی این خبر به گوش مردم رسید جمعی از روی تعصب و نادانی تصمیم گرفتند سید را در صحن مسجد بکشند از این رو سید بحر العلوم (طبق برخی نقلها) شبانه با چند ساربان به جانب عراق حرکت کرد.

بازگشت به نجف

این چراغ پر نور عالم تشیع، در همه علوم مهارت داشت و راستی دریا بود دریای دانش و تقوا او مسائل مشکل را حل می نمود و در بزرگی و عظمت او همین بس که آیة الله شیخ جعفر کاشف الغطاء بارها با تحت الحنک (گوشه عمامه) خود خاک کفش بحر العلوم را پاک کرد(38).
وی در رثای این دریای علم و عرفان اشعار حزن آوری سرود که بخشی از آن در فصل های آینده خواهد آمد