فهرست کتاب


دیدار با ابرار سید بحرالعلوم دریای بی ساحل

نورالدین علی لو

استاد و شاگرد

از داستانهای شیرین زندگی این عالم بزرگ این است که میرزا ابوالقاسم مدرس، استاد وی و او نیز استاد میرزا ابوالقاسم بوده، یعنی هر دو شاگرد و استاد یکدیگر بودند.
استاد میرزا ابوالقاسم فرزند محمد اسماعیل مدرس، عالمی کامل و فاضلی گرانقدر بود که در غالب علوم از فقه، حدیث و اخلاق و تفسیر و کلام و حکمت استاد بود او قریب به سی سال در مدرسه چهار باغ اصفهان تدریس می نمود. این دانشمند درس فقه و اصول را نزد بحر العلوم فرا گرفت و سید بزرگوار نیز در حدود چهار سال درس حکمت و فلسفه را نزد وی خواند. این فیلسوف گرانقدر در سال 1202 ق در اصفهان در گذشت(33).
جنازه او را به نجف اشرف برده و در کنار مرقد امام امیر المؤمنین (علیه السلام) دفن کردند، رحمت خدا بر او باد

برگشت یار به دیار

پس از زیارت و دیدار با مردم مشهد مقدس و بردن بهره های معنوی از جوار بارگاه ملکوتی و عرفانی امام رضا (علیه السلام) در سال 1193 تصمیم گرفت به نجف اشرف برگردد، خبر بازگشت سید، بحر العلوم در نجف پیچید، مردم با تشکیل دسته های استقبال شادی کنان به دروازه شهر ریختند و به عشق وصال یار بعد از هجرت طولانی، اشک شوق از دیده ها جاری کردند. تجمع با شکوه مراسم استقبال از بحر العلوم مانند لحظه وداع وی جلال و عظمت خاصی داشت، بطوری که ورود او را به شهر، به سرور و شادی مردم در روزهای اعیاد بزرگ اسلامی تشبیه می کنند، بالاخره انتظار به سر رسید، و رخسار یار دیرینه پدیدار گشت، گردنها به تماشایش کشیده شد، کوچه ها و خیابانها پر از شیفتگان او بود، که ورود آن دریای علم را به شهر آب حیات گرامی داشتند(34).

سفر حجاز

به قصد زیارت خانه خدا در اواخر سال 1193 ه ق راهی حجاز و مکه مکرمه شد، استقبال شایان دانش پژوهان و علمای مکه و سایر طبقات مردم و احساس مسئولیت های الهی موجب شد که به مدت دو سال در آن جا در کنار خانه خدا توقف کند و در این دو سال مجلس درس و بحث وی در علم کلام طبق مذاهب چهارگانه دائر بود. و جالب اینکه پیروان هر کدام یک از مذاهب خیال می کردند بحر العلوم پی بند به مذهب ایشان است و هر بحثی را که می گفت چنان مسلط بود که هر کدام از آنها تصور می کردند که به یاری دلیل های آن مکتب حرف می زند.
او دو سال را با تقیه گذرانید تا در طول اقامت خود تمام وظائف خود را به انجام رساند و بعد از انجام وظائف، مذهب خود - شیعه دوازده امامی بودن را در اواخر توقف در مکه، اعلان فرمود وقتی خبر اظهار مذهب او به گوش پیروان مذاهب دیگر رسید از اطراف و اکناف به دور او ریختند و مناقشه و بحث را شروع کردند و او با دانش گسترده خود بر تمامی آنها برتری پیدا کرد و همه آنها را با دلیلهای قوی و منطقی به سوی حقیقت اسلام مجذوب نمود در آنجا مباحثات و جریان های زیادی داشت(35) که داستان (ناقه سوار) را برای نمونه می آوریم: