فهرست کتاب


دیدار با ابرار سید بحرالعلوم دریای بی ساحل

نورالدین علی لو

لقب بحر العلوم

سید در مدت اقامت خود در مشهد مقدس، علاوه بر دیدارهای علمی با مردم و مباحثات با علمای شهر، لحظه ای از عمر مبارک خود را بیهوده نگذرانید بلکه در آن سفر نیز به درس استاد شهید میرزا مهدی اصفهانی خراسانی در فلسفه، عقائد و کلام قدم گذارده و از آن مرد بزرگ بهره های فراوان برد، لقب بحر العلوم از زبان این استاد برای اولین بار به سید مهدی طباطبائی گفته شد. علت مقلب شدن سید بحر العلوم چنین بود(30):
او از هوش و ذکاوت فوق العاده ای برخوردار بود، استاد که از هوش و استعداد او شگفت زده شده بود، در حین درس خطاب به شاگرد خود گفت: (انما انت بحر العلوم) یعنی تو دریای علوم هستی، از آن لحظه سید به این لقب معروف شد و سید در همه جا با این لقب شناخته می شود
یکی از دانشمندان بزرگ (صاحب روضات،) گفته است که برای افتخار سید این بس که کسی نه قبل از او و نه بعد از او به این لقب ملقب نگشته(31) است

شهیدی در کنار شهید

میرزا محمد مهدی اصفهانی خراسانی فیلسوفی بزرگ بود که در سال 1153 ه ق متولد شد و از مشاهیر عالمان خراسان بلکه از فضلا، معروف ایران محسوب می شد. در مشهد مقدس اقامت داشت و یکی از چهار مهدی معروف از شاگردان وحید بهبهانی بود، در فقه و اصول و معقول و منقول مهارت کامل داشت وی استاد فلسفه بحر العلوم بود و آنگاه که بحر العلوم به مشهد مقدس آمده و در نزد میرزا مهدی به تحصیل فلسفه پرداخت لقب بحر العلوم را به او داد
این مرد بزرگ در دوره فتحعلی شاه قاجار شهید گشت. و جریان شهادت او به این قرار است:
نادر میرزا افشار پسر شاهرخ میرزا از نواده های نادر شاه افشار در مشهد مقدس حاکم بود و پادشاهان قاجار به احترام نادر شاه دست بازماندگانش را در خراسان بازگذاشته بودند، اما نادر میرزا در سال (1217 ه ق) در برابر حکومت مرکزی سر مخالفت برداشت. فتحعلی شاه قاجار یکی از فرماندهان نظامی به نام حسین خان را با سپاهی گران مأمور سرکوبی او کرد و به دستور نادر میرزا دروازه شهر بسته شد. شهر به محاصره سپاه حکومت مرکزی درآمد، چند روز بدین حال گذشت و مردم به تنگ آمدند و ناراحت شدند مردم دست به دامن این دانشمند بزرگوار زدند. او یکی از نزدیکان خود را نزد نادر میرزا فرستاد، و خواستار ترک مخاصمه و آشتی و گشودن دروازه های شهر شد، نادر میرزا نپذیرفت، وی چون از تصمیم نادر میرزا نومید گشت به عده ای از مردم شهر دستور داد که دروازه های شهر را بر روی سپاه مرکزی باز کنند، نادر میرزا از این جریان مطلع شده، و این را نوعی همدستی با دشمن خویش شمرد و برآشفت، همراه جمعی از یاران خود به صحن مطهر آمده به او که مشغول خواندن قرآن بود پرخاش کرد که تو می خواهی حکومت این سرزمین را به دشمن تسلیم کنی و علیه ما تحریک نمایی؟ گفت نه: نادر میرزا به سخن او اعتناء نکرد و ضربه ای با شمشیر بر پیکر مبارکش وارد آورد، مردم جمع شده نادر میرزا را دور ساختند ولی وی بنابر نقل دیگر بعد از سه روز به مقام بلند شهادت نائل آمد(32).
او در ماه مبارک رمضان، ماه خدا به میهمانی همیشگی خدا شتافت، و این شهادت مصادف با 1218 ه ق. و نیز از استادان اجازه حدیث او، عبد الباقی حسین خاتون آبادی اصفهانی، امام جمعه اصفهان متوفای 1207 ق را برشمرد.

استاد و شاگرد

از داستانهای شیرین زندگی این عالم بزرگ این است که میرزا ابوالقاسم مدرس، استاد وی و او نیز استاد میرزا ابوالقاسم بوده، یعنی هر دو شاگرد و استاد یکدیگر بودند.
استاد میرزا ابوالقاسم فرزند محمد اسماعیل مدرس، عالمی کامل و فاضلی گرانقدر بود که در غالب علوم از فقه، حدیث و اخلاق و تفسیر و کلام و حکمت استاد بود او قریب به سی سال در مدرسه چهار باغ اصفهان تدریس می نمود. این دانشمند درس فقه و اصول را نزد بحر العلوم فرا گرفت و سید بزرگوار نیز در حدود چهار سال درس حکمت و فلسفه را نزد وی خواند. این فیلسوف گرانقدر در سال 1202 ق در اصفهان در گذشت(33).
جنازه او را به نجف اشرف برده و در کنار مرقد امام امیر المؤمنین (علیه السلام) دفن کردند، رحمت خدا بر او باد