فهرست کتاب


دیدار با ابرار سید بحرالعلوم دریای بی ساحل

نورالدین علی لو

باغبان فقه

3- شیخ یوسف بحرانی (صاحب کتاب حدائق) سومین استاد سید بحر العلوم است، این فقیه بزرگ (به نقل خود در کتاب لؤلؤة البحرین). در قریه ماحوز که یکی از روستاهای بحرین است در سال 1107 هجری قمری متولد شد و سید مهدی قهرمان کتاب ما از درس فقه ایشان کسب فیض کرده است این فقیه فرزانه در طول عمر خود با جنگ و خونریزی های فراوان در بلاد بحرین روبرو بوده است او خود نقل کرده: پنج ساله بودم که در آن سال نزاعی میان دو قبیله در بحرین روی داد و پدرم اشتغال به غواصی و تجارت داشت با آن حال هر چه دستش می آمد بر میهمان و خویشان و دیگران انفاق می کرد و در نزد پدرم کتاب (قطر الندی) را می خواندم، که خوارج برای گرفتن بحرین هجوم آوردند و سه سال جنگ کردند، تا اینکه مخالفان اهل بیت از خوارج حمایت کردند و بحرین را گرفتند و غارت و چپاول نمودند و بزرگان به قطیف و شهرهای دیگر گریختند و پدرم نیز با خانواده ام به آنجا رفت و مرا در بحرین در روستاهای ماحوز که در آن خانه داشتیم گذاشت، بعضی اسباب منزل و کتابها را دفن و مخفی کرده بود و به من امر کرد: کتابهائی که به غارت برده بودند اگر پیدا کردم بگیرم، من بعضی از آنها را پیدا کردم و بعضی از آنها را بتدریج نزد پدرم فرستادم و بعد برای زیارت پدرم به قطیف رفتم پدرم بعد از چند ماه به سوی بحرین مراجعت نمود. در این حال جنگ دیگری روی داد و در شهرها آتش سوزی شد و خانه ما که در آنجا بود سوخت و به علت زیادی اولاد و کمی مال دنیا و از بین رفتن منزل، پدرم از غصه و اندوه مریض شد و در اثر آن در گذشت، و دو سال بعد از درگذشت پدر، در قطیف بودم و گاهی به بحرین می رفتم، برای اصلاح درختان خرما که در آنجا داشتیم و هر سال در آمد آنرا جمع می کردیم و به قطیف می آمدم و به درس اشتغال داشتم تا در بحرین صلح شد و به آنجا برگشتم مدت پنج سال در آنجا ماندم و درس را ادامه دادم و در این مدت به خانه خدا مشرف شدم و بعد هم به عللی به شهر کرمان سفر کردم، پس از آن به سوی شیراز مراجعت نمودم و به تدریس در مدرسه ای اشتغال داشتم و نماز جماعت و جمعه در آن شهر می گذاردم، در آن شهر بسیاری مسائل و جواب آنرا می نوشتم، تا اینکه خرابی در آن شهر روی داد و از آنجا به بعضی از روستاها رفتم و در فسا منزل نمودم و در آنجا مشغول مطالعه و نوشتن کتاب حدائق شدم و با این حال به زراعت اشتغال داشتم تا محتاج مردم روزگار نباشم. باز در آن شهر وقایعی روی داد که اکثر کتابهای من از دست رفت و از آنجا به اصطهبانات رفتم و آرزوی زیارت عتبات عالیات در سر داشتم با توفیق الهی به کربلا رفتم و در آنجا قصد وطن کردم و تصمیم گرفتم تا پایان عمر در آنجا بمانم(24).
این عالم ربانی در سال 1186 ه ق در ماه ربیع الاول در کربلا از دنیا رفت و محمد باقر بهبهانی بر جنازه او نماز گزارد. و در کربلا سر بر آستان قدس حسینی نهاد. رحمة الله تعالی علیه.

استادان در نجف

1- محمد تقی دورقی نجفی: این عالم محقق و مدقق نیز یکی از چهره های برجسته زمان و جامع علوم عقلی و نقلی و از علمای مشهور عراق بود. سید مهدی مدتی در محضر این دانشمند درس خواند، این روحانی عالیقدر، در سال 1186 هجری قمری درگذشت.(25)
2- مهدی فتونی نباطی عاملی (معروف به محمد مهدی نجفی) این استاد گرانمایه در نباطیه (لبنان) متولد شده، و بعد از بزرگ شدن بخاطر ظلم و جوری که احمد پاشای سفاک بر شیعیان جبل عامل در لبنان روا می داشت و به عراق هجرت نمود و شهر نجف اشرف را به عنوان وطن دائم خود برگزید. بعد از مدتی از علما و دانشمندان بزرگ به شمار آمد و از استوانه های علمی بنام گردید که از کانون تدریس او چهره هایی همچون سید مهدی طباطبائی برخاستند. این مرد محقق در سال 1183 ه ق از دنیا رخت بر بست(26)

اقامت در نجف

سید بزرگوار بحر العلوم در سال 1069 ه ق. به نجف اشرف و حوزه بزرگ دانشهای اسلامی مشرف شد و مدت زمانی را به فراگیری علوم پرداخت، سپس به کربلا بازگشت و در خلال این سالها پیش آقا میرزا ابولقاسم مدرس، درس حکمت و فلسفه آموخت، و آن حکیم نیز در نزد وی درس اصول و فقه را فرا گرفت و در آخر سال 1069 ه ق بار دیگر به نجف اشرف رفت و آن شهر به عنوان وطن همیشگی خود برگزید و بعد از تحصیلات و سعی و کوشش فراوان، عالمی فقیه و دانشوری اصولی و فرزانه بزرگ گردید(27).
دانش و تقوای بحر العلوم در روزگار استادان او (یعنی وحید بهبهانی و شیخ یوسف بحرانی) که مردم آنها را مرجع و پناه خود می دانستند و با وجود آنها که اساس و پایه های محافل علمی زمان خود بودند، زبانزد همه اقشار بود، و تمامی مردم به بلندی مقام او اعتراف می کردند و محفل درس و بحث وی همیشه از وجود شاگردان علاقه مند پر بود و آنان مانند پروانه بر دور او حلقه می زدند.
وحید بهبهانی، در اواخر عمر مردم را در مسائل و فتواهای احتیاطی به سوی سید راهنمایی می کرد(28) و او را مجتهدی جامع الشرائط می دانست